دو عنوان از روزنامه‌های عصر مشروطیت با مدیریت ملک‌الشعرا بهار در سه مجلد منتشر می‌شوند.

به گزارش خبرنگار ایسنا؛ دو روزنامه‌ی «نوبهار» و «تازه‌بهار» که در فاصله‌ی سال‌های 1328 تا 1333 هجری ‌قمری به مدیریت ملک‌الشعرا بهار در شهرهای مشهد و تهران منتشر می‌شده‌اند و به‌جز اخبار روز، بیش از 90درصد مطالب‌شان از جمله مقاله‌ها و سرمقاله‌ها، به قلم بهار نوشته می‌شده،‌ با رفع مشکلات، منتشر خواهند شد.

این روزنامه‌ها ابتدا از آرشیو شخصی مهرداد بهار تهیه شده و پس از آن برای تحقیق نزد محمد گلبن قرار می‌گیرند و هم‌اکنون نیز در آستان قدس رضوی هستند.

از این روزنامه‌ها قبل از ورودشان به آستان قدس، فیلم، زینک و اوزالید تهیه شده و در حال حاضر در مرحله‌ی لیتوگرافی هستند.

این مجموعه که با مقدمه‌ی گلبن همراه است، قرار بود به مناسبت یک‌صدمین سال انقلاب مشروطیت در مجموعه‌ی انتشار روزنامه‌های مشروطه در دانشگاه تهران چاپ شود، که به دلیل تغییر مدیریت‌ها، پروژه به تعویق افتاد.

این اثر در سه مجلد که تمام دوران مشروطه تا سقوط قاجاریه را دربر می‌گیرد، از سوی انتشارات مؤسسه‌ی تحقیقات و توسعه‌ی علوم انسانی منتشر خواهد شد.

همچنین چندی پیش، کتاب «یادی دوباره از بهار» شامل 30 ‌مقاله از مجموعه‌ی خطابه‌ها و مقاله‌های همایش بزرگداشت ملک‌الشعرا بهار در سال 1383، به قلم سعید بزرگ‌ بیگدلی از سوی نشر یادشده به‌چاپ رسیده است.

ملک‌الشعرا بهار متولد هفدهم آذرماه سال 1265 بود، که اول اردیبهشت‌ماه سال 1330 درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...