"گونتر گراس" در جواب به دعوت مردم لهستان برای سفر به این کشور همزمان با تولد 80 سالگی‌اش گفت: «بهترین هدیه مردم به تولدم، عدم حضورشان در انتخابات 21 اکتبر لهستان است.» 
   
این نویسنده آلمانی برنده نوبل که از سوی مردم لهستان دعوت شده تا 16 اکتبر، همزمان با هشتادمین سالروز تولدش به این کشور سفر کند، ضمن استقبال از این دعوت،گفت: اتحاد مردم لهستان در عدم حضورشان در انتخابات 21 اکتبر لهستان زیباترین هدیه آنها به جشن تولد 80 سالگی‌ام خواهد بود.

"گراس" در ادامه افزود: «از اینکه بتوانم برای تولدم به لهستان بیایم و در جشن تولدم، دوستانم را ملاقات کنم، باعث خوشحالی من خواهد بود.»

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، «گراس» سال 1927، در شهر گدانس که آن زمان شهری آزاد به نام «دانتسیگ» بود، متولد شد، این شهر که آن زمان قلمرو آلمانی‌ها بود، پس از جنگ جهانی دوم به لهستان هدیه شد.

مردم این شهر که اکثر آنها به زبان آلمانی صحبت می‌کنند، تصمیم دارند تا طی سه روز تولد "گراس" را جشن بگیرند.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...