«کتاب تنهایی» شامل سخنان خداوند با بنده خویش و برخی احادیث با مضامین انسان است که به قلم «محمد‌رضا زائری» به زبانی ساده بازنویسی و از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده ‌است.

مولف در مقدمه دومین دفتر «کتاب تنهایی» با تکیه به ندای«ای فرزند آدم» می‌نویسد: «ای فرزند آدم » سرآغاز بسیاری از احادیث قدسی است که لطیف‌ترین و زیباترین مضامین معنوی را خطاب به انسان بیان کرده‌اند. سخنانی که پرودگار بزرگ با مخلوق سرگشته خویش گفته است و همه کتاب‌های آسمانی از قرآن کریم تا تورات و انجیل از آنها آکنده‌اند. بجر اسفار عهد قدیم (عتیق) و نیز عهد جدید حتی در کتاب‌های سایر پیامبران آیاتی چنین فراوان است.

وی در ادامه با اشاره به اینکه در دومین دفتر از «کتاب تنهایی» نیز سعی شده است تا چون دفتر نخست مجموعه‌ای از آیات و احادیث گلچین شود و پس از بازنویسی به زبان بسیار ساده و روان در اختیار مخاطب عام قرار گیرد، منابع مورد استفاده خود را اینگونه معرفی می‌کند: «در این مجموعه دو منبع مورد استفاده مستقیم قرار گرفته‌اند؛ یک: الجواهر السنیه فی‌ الاحادیث القدسیه از «شیخ حر عاملی» و دوم: اربعون سوره منتخبه من التوراه المرویه عن امیرالمومنین (ع)». شایان ذکر است برخی متن‌های کتاب را «فریبا بروفر» تصویرگری کرده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...