مجموعه «بریم خوش‌گذرونی» حاوی هجده داستان عاشقانه نوشته «علیرضا محمودی ایرانمهر» انتشار یافت.

به گزارش فارس، بیچاره پوپر، پست ساعت دو، سونات زنانه، تعطیلات، پشت دروازه‌های بهشت، دریاهای ماه، فیل‌های پشت پنجره، جشن تولد، پرده‌های سفید سرتاسری، بریم خوش‌گذرونی، مرگ شاملو، صبح سرهنگ، پیراهن روی هم، خارهای پیچا پیچ رز، بام‌های خیس، برفراز شهر، کهن‌ترین داستان جهان، شیخ مشفق‌الدین، سرم رو می‌فروشم و آن سوی دیوار، عناوین داستان‌های این مجموعه هستند.

در قسمتی از داستان «بیچاره پوپر» آمده است: «شکلات کشف خوبی است. تجربه این را ثابت کرده است. تنها مشکل، کارل پوپر است که با امید بی‌پایان به جهان توی کیف شانه‌ای‌ام، معدن آهن و فولاد است. به هر طرف که می‌گذارمش وزن تحمل ناپذیرش را احساس می‌کنم. آن فلز عجیب و مستحکم هم به شکل اسب آبی در ته جیب یلداست فکر کردم شاید با انگشت‌های باریکش دارد آن را می‌چرخاند. من هنوز مشکلات را زیر زبانم می‌مالیدم و باز هم گاهی بی‌اختیار زمزمه می‌کرد: بیچار پوپر!...»

این کتاب جمعه 26 خردادماه ساعت 18 توسط «رسول آبادیان» در کافه تیتر نقد و بررسی می‌شود.
کتاب «بریم خوش گذرونی» با 155 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت 2200 تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است

تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...