مجموعه «بریم خوش‌گذرونی» حاوی هجده داستان عاشقانه نوشته «علیرضا محمودی ایرانمهر» انتشار یافت.

به گزارش فارس، بیچاره پوپر، پست ساعت دو، سونات زنانه، تعطیلات، پشت دروازه‌های بهشت، دریاهای ماه، فیل‌های پشت پنجره، جشن تولد، پرده‌های سفید سرتاسری، بریم خوش‌گذرونی، مرگ شاملو، صبح سرهنگ، پیراهن روی هم، خارهای پیچا پیچ رز، بام‌های خیس، برفراز شهر، کهن‌ترین داستان جهان، شیخ مشفق‌الدین، سرم رو می‌فروشم و آن سوی دیوار، عناوین داستان‌های این مجموعه هستند.

در قسمتی از داستان «بیچاره پوپر» آمده است: «شکلات کشف خوبی است. تجربه این را ثابت کرده است. تنها مشکل، کارل پوپر است که با امید بی‌پایان به جهان توی کیف شانه‌ای‌ام، معدن آهن و فولاد است. به هر طرف که می‌گذارمش وزن تحمل ناپذیرش را احساس می‌کنم. آن فلز عجیب و مستحکم هم به شکل اسب آبی در ته جیب یلداست فکر کردم شاید با انگشت‌های باریکش دارد آن را می‌چرخاند. من هنوز مشکلات را زیر زبانم می‌مالیدم و باز هم گاهی بی‌اختیار زمزمه می‌کرد: بیچار پوپر!...»

این کتاب جمعه 26 خردادماه ساعت 18 توسط «رسول آبادیان» در کافه تیتر نقد و بررسی می‌شود.
کتاب «بریم خوش گذرونی» با 155 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت 2200 تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...