مجموعه «بریم خوش‌گذرونی» حاوی هجده داستان عاشقانه نوشته «علیرضا محمودی ایرانمهر» انتشار یافت.

به گزارش فارس، بیچاره پوپر، پست ساعت دو، سونات زنانه، تعطیلات، پشت دروازه‌های بهشت، دریاهای ماه، فیل‌های پشت پنجره، جشن تولد، پرده‌های سفید سرتاسری، بریم خوش‌گذرونی، مرگ شاملو، صبح سرهنگ، پیراهن روی هم، خارهای پیچا پیچ رز، بام‌های خیس، برفراز شهر، کهن‌ترین داستان جهان، شیخ مشفق‌الدین، سرم رو می‌فروشم و آن سوی دیوار، عناوین داستان‌های این مجموعه هستند.

در قسمتی از داستان «بیچاره پوپر» آمده است: «شکلات کشف خوبی است. تجربه این را ثابت کرده است. تنها مشکل، کارل پوپر است که با امید بی‌پایان به جهان توی کیف شانه‌ای‌ام، معدن آهن و فولاد است. به هر طرف که می‌گذارمش وزن تحمل ناپذیرش را احساس می‌کنم. آن فلز عجیب و مستحکم هم به شکل اسب آبی در ته جیب یلداست فکر کردم شاید با انگشت‌های باریکش دارد آن را می‌چرخاند. من هنوز مشکلات را زیر زبانم می‌مالیدم و باز هم گاهی بی‌اختیار زمزمه می‌کرد: بیچار پوپر!...»

این کتاب جمعه 26 خردادماه ساعت 18 توسط «رسول آبادیان» در کافه تیتر نقد و بررسی می‌شود.
کتاب «بریم خوش گذرونی» با 155 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت 2200 تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...