امیرحسین فردی که در حال تدوین و بازنویسی جلد دوم رمان «اسماعیل» است، درباره این رمان گفت: تلاش می‌کنم تا جلد دوم رمان اسماعیل هویتی مستقل داشته باشد. 
 

وی درباره جلد دوم رمان «اسماعیل» و روند نگارش این اثر توضیح داد: این رمان در ابتدا به شکل یکپارچه نوشته شده بود اما به خاطر حجم بسیار زیاد آن تصمیم گرفتم آن را به دو بخش تقسیم کنم، بنابراین در بازنویسی، جلد اول را به شکلی درآورم که خود یک رمان مشخص و مستقل باشد و حالا پس از انتشار جلد اول، مشغول تصحیح و بازنویسی ادامه قصه و تدوین آن در قالب جلد دوم هستم. فردی تصریح کرد: بسیار تلاش کرده‌ام که بخش دوم در عین وابستگی به جلد اول، شکل و هویتی مستقل داشته باشد.

وی درباره شخصیت‌ها و رویدادهای این رمان گفت: در ادامه جلد اول رمان اسماعیل، ضمن حفظ شخصیت‌های اصلی، با حوادث و موقعیت‌ها تازه به همراه آدم‌های جدید روبه رو می‌شویم، مثلا بخشی از داستان در یک روستا می‌گذرد و اتفاقات زیادی وجود دارد که با مکان‌های موجود در جلد اول رمان متفاوت است.

این نویسنده با اشاره به پایان پذیرفتن ماجراهای این رمان در جلد دوم، درباره احتمال ادامه قصه و نگارش جلد سوم آن افزود: با نگارش جلد دوم، قصه «اسماعیل» در ذهن من پایان گرفته است، اما با توجه به نکاتی که دوستانم در مورد برخی از شخصیت‌های فرعی اشاره کرده‌اند، در گوشه‌ای از ذهنم به پروراندن زندگی و گسترش دنیای آنها مشغولم که احتمال اینکه زمانی بخواهیم روی قصه زندگی این شخصیت ها نیز کار کنم وجود دارد، ولی تا این لحظه، با نگارش جلد دوم، پرونده اسماعیل در ذهن من بسته می‌شود.

فردی با اشاره به انتشار این رمان تا پایان سال جاری، درباره بازتاب انتشار نزد مخاطبان، تصریح کرد: هر رمانی ورای تبلیغ یا وابستگی‌‌اش به پیش زمینه‌هایی که می‌تواند باعث مطرح شدن آن شود، باید روی پای خود استوار باشد و این توان را داشته باشد که خود اثر برای خود تبلیغ کند؛ با این همه امیدوارم مخاطب از خواندن جلد دوم این رمان هم لذت ببرد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، جلد اول رمان «اسماعیل» به وسیله پل استراکمن به زبان انگلیسی ترجمه شده است و به تازگی امیرحسین فردی، مطلبی برای پشت جلد آن نوشته و نسخه نهایی آن، پس از مشخص شدن ناشر آمریکایی، به صورت گسترده در آن کشور عرضه خواهد شد.

داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...