ترجمه‌ی کتاب «ادبیات چیست» ژان پل سارتر با ویرایش جدید که قرار است پس از سال‌ها تجدید چاپ ‌شود، مجوز نشر گرفت.

به گزارش ایسنا، کتاب «ادبیات چیست» برای اولین‌بار در سال 1348 با ترجمه‌ی مشترک ابوالحسن نجفی و زنده‌یاد مصطفی رحیمی از فرانسه به فارسی برگردانده و از سوی نشر زمان منتشر شد و تا سال 1370 هفت نوبت توسط این انتشارات به چاپ رسید.

چاپ تازه‌ی این اثر (چاپ هشتم) با بازویرایش و ترجمه‌ی مجدد کتاب توسط نجفی که تطبیق متن فرانسه را نیز به همراه داشته است، از سوی انتشارات نیلوفر منتشر خواهد شد.

همچنین از ترجمه‌های این مترجم پیشکسوت، کتاب «گمگشته و چند داستان دیگر» نوشته‌ی ژیل پرو بیش از 9 ماه است که در انتظار مجوز نشر است و به دلیل حذفیات زیاد، ناشر فعلا آن‌را منتشر نمی‌کند.

«بیست‌ویک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه» آخرین کتابی است که از ابوالحسن نجفی منتشر شده و به تازگی برای نوبت سوم تجدید چاپ شده است.
 

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...