«​تاریخ سیاسی اجتماعی ایل ساکی» پژوهشی درباره بازماندگان قوم سکاها در ایران از باستان تا اواخر دوره زندیه منتشر شد.

به گزارش ایبنا، کتاب «تاریخ سیاسی ـ اجتماعی ایل ساکی» پژوهش و نگارش داود ساکی حسین‌خانی از سوی انتشارات شاپورخواست منتشر شده است. ایل بزرگ ساکی یکی از کهن‌ترین و ریشه‌دارترین ایلات کنونی لُر در ایران است. طوایف و تیره‌های مختلف این ایل در گستره چندین استان (لرستان، مرکزی، همدان، خوزستان، بختیاری، ایلام) به صورت یکجانشینی اقامت دائم دارند. با استناد به فهرست‌های موجود تاریخی و اسناد به جای مانده، بدون هیچ تردیدی ساکی را می‌توان در ردیف پیشینه‌دارترین و گسترده‌‌ترین از نظر جمعیت) اقوام ایران برشمرد.

ریشه و نژاد این ایل کهن به قوم باستانی سکاها (سکایی) می‌رسد. سکا نام قوم باستانی است که ریشه آریایی در آن غالب بود. این قوم در زمان هخامنشیان و پیش از آن در پیرامون ایران می‌زیستند. قوم سکا در دوران‌های تاریخی از درون آسیای وسطی یعنی از ترکستان چین تا دریای آرال و ایران و با فاصله‌هایی از رود دن تا رود عظیم دانوب منتشر بودند.

این کتاب پژوهشی درباره تنها بازماندگان با نام و نشان سکایی ایران یعنی ایل ساکی در لرستان است که در آن افزون بر مشخص کردن رابطه این ایل با آن قوم باستانی به بررسی رویدادها و رخدادهای مربوط به اُمرا و مردمان ساکی در تاریخ پر از فراز و نشیب ایران و لرستان (به عنوان مسکن اصلی این ایل) در هشت قرن گذشته اشاره شده است.

قوم سکاها بزرگترین امپراتوری‌های بزرگ باستان همچون ماد، هخامنشی، اشکانی، مصر، روم، چین و... را به ستوه آورده و همواره اسباب زحمت آنان بوده‌اند. رستم پهلوان نامی ایران در شاهنامه حکیم توس، نامداری از این قوم است. در نبرد رستم با اسفندیار و در چندین جای دیگر به سکاها بودن رستم اشاره تاکیدی دارد.

چنان که در شاهنامه اسفندیارخطاب به رستم می‌گوید:
بدو گفت کای سگزی بدگمان  
نشد سیر جانت ز تیر و کمان
سکاها نزدیک به نیم قرن بر بزرگترین ملل قدرتمند آسیا سروری کردند. آن‌ها دولت ماد را شکست داده و قریب به 28 سال بر آن کشور حکمرانی کردند.

سکاها در عصر خود چنان عامل مهمی به شمار می‌آمدند که هرودوت مورخ مشهور یونانی یک کتاب کامل از تاریخ خود را به آن اختصاص داد. کسانی چون بقراط، ارسطو، استرابون و بطلیموس درباره سکاها مطالبی نوشته‌اند. نام سکاها در تورات به نام هلاک‌کننده امت‌ها آمده است. برخی بر این باورند یکی از نام‌های «اجوج و ماجوج» که در قرآن آمده است، سکاها باشند.

نام این ایل نخستین‌بار در فهرست طوایف لرستان در کتاب «تاریخ گزیده» تالیف حمدلله مستوفی سال 730 ق ثبت شده است. پیش‌تر ابوالقاسم کاشانی در کتاب زبده‌التواریخ از ساکی نام برده است. نسخه‌ای از این منبع تاریخی در کشور گرجستان نگهداری می‌شود. ایزدپناه و دالوند نسخه اصلی آن را در تفلیس مشاهده کرده‌اند. مستوفی این فهرست را به استناد این منبع تاریخی آورده است.

معین‌الدین نطنزی در کتاب «منتخب‌التواریخ» سال 816 ق از قوم ساکی نام می‌برد. وی دراین باره می‌نویسد: «بعضی از این اقوام مثل قوم ساکی اگر چه زبان لری دارند اما در اصل لر نبوده‌اند.» شرف‌خان بدلیسی نیز در سال 1006 ق در کتاب «شرفنامه» با «تاریخ مفصل کردستان» مطابق گفته‌های پیشین با اندکی تغییر، قوم ساکی را در ذیل فهرست طوایف لرستان آورده است.

گزارش این مورخان از جمله معینی جالب توجه است که از میان آن همه قبیله درباره ایل ساکی می‌نویسد: «ساکی‌ها با این‌که لر نیستند ولی به زبان لری تلکم می‌کنند.» این اتفاق نظر تصحیح، تاکید و تخصیص مورخان مهم است که آگاهی می‌دهد که ایل یا قوم ساکی لر نیستند. گرچه توضیحی نداده‌اند که از کجا به لرستان کوچ کرده یا کجایی هستند اما به تحلیل و بررسی همین خبرهای کوتاه می‌توان نتایجی به دست آورد.

یکی دیگر از منابعی که در این دوره از ساکی نام برده، نوشته‌های «حافظ ابرو» در کتاب «زبده‌التواریخ» است. این کتاب که بیشتر حوادث و کشمکش‌های پس از تیمور را به تصویر کشیده در بیان وقایع سال 810 ق به یکی از بزرگان قبیله ساکی اشاره دارد. ظاهرا امیریوسف نامی از امرای بنام در آن روزگار در این سال 810 ق مورد خشم امیرزاده ابابکربن میانشاه بن تیمور گورکانی قرار می‌گیرد که پس از فراز و نشیب‌های متعدد پناه به امیرمحمود ساکی می‌آورد تا بتواند سپاهی گرد آورد و به امیرزاده ابابکر یورش برد.

تاریخ سیاسی اجتماعی ایل ساکی در 199 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای 30 هزار تومان از سوی انتشارات شاپورخواست منتشر شده است.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...