رمان «منطق عشق» نوشته تامارا وبر با کسب اجازه از نویسنده و پیام وی برای مخاطبان فارسی‌‏زبان، منتشر شد.

به گزارش مهر، این رمان که با ترجمه علی شاهمرادی به چاپ رسیده، داستان دختری را روایت می‏‌کند که بعد از تجربه حادثه‌ای هولناک در زندگی‌اش، به دوست داشتن و دوست داشته شدن پناه آورده، اما میان دو محبوب، سرگردان مانده است.

تامارا وبر که از عاشقانه‌نویسان مطرح دنیاست، در بخشی از پیامی که به خوانندگان فارسی‌زبان «منطق عشق» داده، آورده است: «طبق قوانین امریکا و از طرفی به دلیل نبود قانون کپی رایت در ایران، امکان بستن قرارداد رسمی میان ما وجود ندارد، که اگر این امکان هم وجود داشت، حاضر بودم به خاطر مخاطبان ایرانی، تحت هر شرایطی آن را بپذیرم.»

«منطق عشق» از پرفروش‌ترین کتاب‏‌های نیویورک تایمز، یو اس ای تودی و آمازون بوده و دومین کتاب برتر سال ۲۰۱۲ به انتخاب کاربران سایت گودریدز. این کتاب همچنین تا به امروز به بیست و شش زبان ترجمه شده است.

این رمان دومین همکاری مشترک علی شاهمرادی و نشر خزه است. این مترجم و ناشر، سال گذشته رمان «وقتی که او رفت» (لیزا جوئل) را منتشر کردند و رمان «می‌خواستم فرشته باشم» (ملینا مارچتا) را هم در دست انتشار دارند.

«منطق عشق» در ۳۵۲ صفحه و با بهای ۴۷ هزار تومان توسط نشر خزه منتشر شده است.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...