کتاب «بیایید ترجمه کنیم» نوشته علی صلح‌جو به‌تازگی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

بیایید ترجمه کنیم علی صلح‌جو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «بیایید ترجمه کنیم» نوشته علی صلح‌جو به‌تازگی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شده است.

صلح‌جو مترجم، پژوهشگر و ویراستار است که پیش‌تر کتاب‌های «گفتمان و ترجمه»، «نکته‌های ویرایش»، «شکسته‌نویسی» و «از گوشه و کنار ترجمه» را درباره ترجمه و ویرایش با همکاری همین‌ناشر منتشر کرده است.

این‌ویراستار در کتاب «بیایید ترجمه کنید»‌ ۲۲ متن نسبتا ساده را در سطح کارشناسی مترجمی، ترجمه کرده و به‌عنوان نمونه عملی پیش روی مخاطب خود گذاشته است. این‌متن‌ها پیش‌تر در کارگاه‌های عملی ترجمه او مورد استفاده قرار گرفته‌اند. صلح‌جو می‌گوید بهترین روش استفاده از این‌کتاب، آن است که ابتدا متن انگلیسی آن را مطالعه و سپس بدون نگاه کردن به ترجمه فارسی، جمله‌به‌جمله آن را ترجمه کرد.

یکی از اهداف صلح‌جو در این‌کتاب، این است که نشان دهد ترجمه یک‌جمله، تنها یک‌صورت صحیح ندارد. همچنین ایرادات و اشکالات معمول ترجمه‌های امروز را هم در کتابش گوشزد کرده و حالات درست و صحیح آن‌ها را ذکر کرده است.

کتاب پیش‌رو، دو بخش اصلی دارد که به‌ترتیب «چندنمونه ترجمه»‌ و «راهنماها» نام دارند. در بخش اول، مخاطب با ۲۲ فصل اصلی با این‌عناوین روبرو می‌شود:

گسترس تراکم ترافیک، سازگاری ژنتیکی، مواد غذایی رنگ‌دار، اوضاع دهکده در گذشته، جراحی قلب، پخت‌وپز با اتو، رنگ پوست، زنان در اروپای قرن یازدهم، ورزش در هواپیما، مردان و زنان بزهکار، لختگی خون روی مغز، آقای اسلک، ساعت کار شرکت‌ها، گستره بوم‌شناسی، نقش جنسیتی مردان، شیوه آغاز سخن، اولین اختراع، نمایشگاه نقاشی، رفتار حیوانات، جان کبِت، علم در آن‌سوی آینه، عشق در بحبوحه مشکلات.

واژه‌نامه‌ و نمایه، استفاده از مراجع، کتاب‌های راهنما و تقویت زبان هم عناوین ۴ فصل یا مطلبی هستند که در بخش دوم کتاب چاپ شده‌اند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

یکی از ایرادهایی که این‌روزها در ترجمه مترجمان کم‌تجربه زیاد به‌چشم می‌خورد «ضمیر»های اضافی است. یکی از تفاوت‌های نحوی زبان فارسی با زبان انگلیسی توانایی زبان فارسی در تولید جمله‌های بدون فاعلِ نمایان است. مثلا، کلمه واحد «آمد» در زبان فارسی یک جمله کامل است که تشکیل شده است از فاعل و فعل با این‌توضیح که فاعل (او) به‌اصطلاح «فاعل مستتر» است در حالی‌که زبان انگلیسی چنین ساختاری ندارد. به‌عبارت دیگر، معادل انگلیسی جمله «آمد» she came است نه came به‌تنهایی. عکس این قضیه نیز صادق است؛ یعنی، ترجمه فارسی جمله انگلیسیِ He came جمله «آمد» است نه «او آمد» که در ترجمه‌ها اغلب دیده می‌شود. این‌نکته منحصر به ضمیر دوم‌شخص مفرد نیست بلکه بقیه ضمیرهای فاعلی انگلیسی را هم شامل می‌شود. اکنون به جمله بالا نگاه کنید و ببینید این‌نکته چگونه در آن رعایت شده است:
درست: «... به من اطلاع داده‌اند که همین امروز حدود نیم‌ساعت دیر آمده‌اید.»
نادرست: «... به من اطلاع داده‌اند که همین امروز شما حدود نیم‌ساعت دیر آمده‌اید.»

این‌کتاب با ۱۵۲ صفحه، شمارگان هزار و ۴۰۰ نسخه و قیمت ۳۵ هزار و ۸۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...