کتاب صوتی «بهترین شکل ممکن» نوشته‌ مصطفی مستور با صدای سروش صحت منتشر شد.

بهترین شکل ممکن مصطفی مستور سروش صحت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجموعه داستان به روایت سروش صحت - بازیگر، فیلمنامه‌نویس و کارگردان سینما و تلویزیون - با آهنگسازی بهنام کلاه‌بخش با زمان ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه در انتشارات نوین کتاب گویا روانه‌ بازار کتاب شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب عنوان شده است: «شیراز»، «تهران»، «بندرانزلی»، «مشهد»، «اهواز» و «اصفهان» شش داستان کوتاه این اثر مستور هستند. این‌نوع نام‌گذاری داستان‌ها به این جهت است که یا داستان در آن شهر اتفاق می‌افتد یا شخصیت‌ها در طول داستان از آن شهر گذر می‌کنند. این کتاب راوی روایت‌هایی ساده و صمیمی از دوران عاشقی است. داستان‌هایی که هرکدام روایتی متفاوت از واژه «عشق» را با خود به همراه دارند که در دل شهرهای مختلف و بستر اتفاقات شکل می‌گیرند و پیش می‌روند.
نوین کتاب گویا پیش‌تر نسخه‌ صوتی «چند روایت معتبر»، «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه»، «عشق روی پیاده‌رو» و «سه گزارش کوتاه درباره‌ نوید و نگار» را از مستور منتشر کرده بود.
کتاب صوتی «بهترین شکل ممکن» در اپلیکیشن نوار در دسترس علاقه‌مندان به کتاب گویا قرار گرفته است.

نسخه‌ چاپی «بهترین شکل ممکن» توسط نشر چشمه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...