کتاب «پایان یک آغاز» گروه ژیگا - ورتوف: 1976 - 1967؛ با گزینش و ویرایش اردوان تراکمه و کیانوش اخباری منتشر شد.

«پایان یک آغاز» گروه ژیگا - ورتوف: 1976 - 1967 اردوان تراکمه و کیانوش اخباری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، در معرفی این کتاب آمده است: «لحظه‌ها و دوره‌های بی‌شماری در تاریخ‌نگاری سینما بوده که فراموش گشته و زیر آوار تاریخ خطی و رسمی سینما دفن شده است. فیلم‌ها، فیلمسازان و گروه‌های زیادی که جایی در تاریخ‌نگاری «رسمی» ندارند و برای «بازشناسی» آن‌ها همواره نیاز به «آواربرداری» و کنار زدن رسوبات است. اما همزمان در زیر همین آوارها و رسوبات، یک تاریخ زیرزمینی سینما شکل می‌گیرد (و نه صرفا تاریخ سینمای زیرزمینی) که در حد فاصلی بین سینما، سیاست، هنر و نظریه می‌ایستد. این تاریخ به شدت «گسسته» است و تنها رد پاها و صاعقه‌هایی ایجاد کرده، نوری تابانده و مسیر را روشن‌تر کرده است.

«گروه ژیگا_ورتوف» که ژان لوک گدار و ژان پی‌یر گورَن و گروهی از مبارزان فرانسوی در سال پر آشوب 1968 شکل دادند، یکی از این لحظه‌های مهجورمانده‌ تاریخ سینما است؛ از آن لحظه‌ها تکین پیوند با تاریخ، مدرنیته و انقلاب در سینما که از سوی تاریخ‌نگاری رسمی نادیده گرفته شد. «گروه ژیگا_ورتوف» از این جهت و به ویژه در فضای کتاب‌های سینمایی فارسی در طول تمام دهه‌های گذشته کاملا «غایب» بوده است و جز اشاراتی تاریخی در هنگام بررسی سینمای ژان لوک گدار در کتاب‌ها و پژوهش‌ها مطلبی درباره‌ آن یافت نمی‌شود. تنها ردپایی که دیده می‌شود ترجمه‌ها، جزوه‌ها و کتاب‌های زنده یاد پرویز شفا بود که جرقه اولیه را زد و این تاریخ‌نگاری سینمای انقلابی و جمعی را شروع کرد.

این کتاب از این جهت قصد دارد که بر شانه‌های جزوه‌هایی چون «سینما سلاح تئوریک» پرویز شفا بایستد و آن را گامی فراتر برده و به اکنون پیوند دهد. کتاب «پایان یک آغاز» شاید به این شکل بتواند صدایی ناکوک در فضای نقد فارسی سینما ایجاد کرده و «بازشناسی» نوعی از سینمای سیاسی و انقلابی را پیشنهاد دهد تا از این رهگذر در این دوران پر آشوب و پر «تصویر» دوباره به «بحث» دامن زند: «سینمای انقلابی چگونه سینمایی است؟». مسئله‌ای که بازشناسی آن به میانجی تجربه‌هایی که گروه‌ها و کلکتیوهای سینمای دیجیتال در سراسر جهان به ثبت رسانده‌اند، امری ضروری است.

روند تحقیق و پژوهش پیرامون گروه ژیگا_ورتف از سال 1393 به همت اردوان تراکمه و کیانوش اخباری که گزینش و ویرایش این کتاب را بر عهده دارند آغاز گشت و مترجمانی چون صالح نجفی، فرزام امین صالحی، سارا دهقان، تایماز افسری، مهدیس محمدی، فرید دبیرمقدم، آلما بهمن‌پور و مرحوم آرش طالبی در شکل‌گیری آن مشارکت و همکاری داشته‌اند.

این کتاب مشتمل بر 15 مقاله‌ی انتخابی از زبان‌های انگلیسی و فرانسوی است که متفکران و سینه‌فیل‌هایی مثل سرژ دَنه، پیتر وولِن، آلن بدیو، ژاک رانسیر، جولیا لوساژ، جیمز روی مک‌بین، آلبرتو توسکانو، اِرمگارد اِمِل‌هاینتس و راین بابولا را کنار هم قرار می‌دهد تا بتواند تضارب و تصادم آراء در باب این جریان مهم تاریخ سینما را ثبت و ضبط کند. یکی از مزایای این کتاب وجود مقالاتی است که به یکدیگر ارجاع می‌دهند و این امکان را فراهم می‌کنند که بررسی جامع‌تری نسبت به بحث مورد نظر وجود داشته باشد.

علاوه بر مقالات ترجمه‌ شده، مصاحبه با ژان پی‌یر گورن، مانیفست گروه ژیگا_ورتف و مقالات تالیفی نیز در کتاب وجود دارد که سبب جامع‌‎تر شدن کتاب گردیده و آن را به صورت یک «شناخت‌نامه» درمی‌آورد.

کتاب «پایان یک آغاز» گروه ژیگا - ورتوف: 1976 - 1967 از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...