کتاب «دنیای دیدنی» بیان توحید مفضل برای کودکان و نوجوانان با جلد و ویراستی نو روانه بازار نشر شد.

به گزارش ایکنا؛ مُفَضّل پسر عُمر جُعفی، یکی از یاران امام جعفر صادق(ع) است که چهار جلسه به خانه ایشان می‌رود و امام در این چهار جلسه، از قدرت و دانایی و حکمت خدا برایش می‌گوید و ماجرایی را برایش نقل می‌کند که هنوز هم دانشمندان بزرگ از شنیدن آن حیرت‌زده می‌شوند. سخنان امام(ع) در این چهار جلسه، با عنوان «توحید مفضل» شناخته می‌شود.

«دنیای دیدنی» بیان توحید مفضل رضا مصطفوی

در کتاب «دنیای دیدنی» دنیا را از نگاه امام صادق(ع) ببین. با عکس‌هایی شگفت‌انگیز از درون بدن انسان تا فراسوی کهکشان‌ها. این کتاب ترجمه‌ای ساده و گویا از کتاب شگفت‌انگیز «توحید مفضل» است که در آن امام صادق(ع) شگفتی‌های آفرینش را برای یار و همراه خود بیان کرده است.

رضا مصطفوی این کتاب را با قلمی روان و ساده برای کودکان و نوجوانان ارائه کرده و انتشارات عهدمانا، در ۲۲۴ صفحه رقعی با عکس‌های رنگی و قیمت ۲۹ هزار تومان منتشر کرده است.

یادآور می‌شود، نسخه‌های قبلی این کتاب پیش از این با قطع خشتی بزرگ منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...