مدیریت فرآیند واگذاری وظایف به افراد برای رسیدن به یک هدف مشخص است. مدیریت به معنای توانمندی در برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، استخدام، رهبری افراد، انگیزه بخشیدن به آن‌ها در شرایط بحران و تصمیم‌گیری برای رسیدن به اهداف سازمانی است. باید توجه داشت مدیریت فقط یک علم نیست، بلکه تلفیقی از علم و هنر است. مدیریت یک علم است، زیرا از اصول کلی و پایه‌ای تبعیت می‌کند. همچنین یک هنر است. زیرا یک مدیر، مانند یک هنرمند، باید دانش عملی، خلاقیت و انعطاف‌پذیری داشته باشد تا بتواند به خوبی وظایف مدیریتی خود را اجرا کند.

مدیریت با نگاهی به زندگی حیوانات

مدیریت، از اصول و قواعدی پیروی می‌کند که لازمه رسیدن به اهداف هستند و هم در زندگی روزمره و هم در حفظ و ارتقای یک سازمان بسیار مهم است و اگر فردی بتواند در کار و زندگی مدیریتی صحیح داشته باشد، بی‌شک روزگاری خوش را تجربه خواهد کرد.

دکتر حسین چناری در کتاب «مدیریت با نگاهی به زندگی حیوانات» ابتدا تعریفی علمی از مدیریت و سبکهای مدیریت ارائه می‌کند و آنگاه مفهوم شخصیت را توضیح می‌دهد. سپس ما را به دنیای پر رمز و راز طبیعت می‌برد تا با مطالعه شخصیت، راهکارهای بقا و هنر زیست حیوانات به مقوله مدیریت و راهبردهای آن دوباره فکر کنیم و با درس‌آموزی از کلاس طبیعت بکوشیم در رفتار و مدیریت شخصی و سازمانی نواندیشی و نوآوری داشته باشیم.

در این کتاب میخوانیم که هر کدام از حیوانات شخصیت خاص خودشان را دارند که می‌توانند به انسان‌ها کمک کنند در زندگی شخصی و سازمانی از آن‌ها الگوبرداری کنند. در فصل خواندنی سبکهای زندگی حیوانات تعداد 50 حیوان انتخاب شده است که زندگی، شخصیت و قابلیت‌های آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده است که هر شخصیت حیوانی در کدام یک از مشاغل می‌توانند مفید باشند. با هم درباره گوزن در این کتاب میخوانیم.

ویژگی‌های گوزن: زیبا، دیرفهم، انعطاف‌پذیر، آرمان‌گرا، ناسازگار و زیبا اما دمدمی مزاج.
این موجود زیبا و ظریف یک نمونه کلاسیک از گونه‌های طعمه است و با دفاعی اندک، به جز ذهن چابک و بدن چابکش باید دائماً مراقب خطر باشد. گوزن‌ها موجوداتی فعال و تنومند با اندکی چربی اضافی در بدن هستند و از فعالیت‌های ورزشی لذت می‌برند و در بیشتر آن‌ها برتر هستند. ورزشکاری و ظرافت آن‌ها ممکن است یک تصور اولیه خوب ایجاد کند؛ و اغلب یک هسته درونی پراکنده و عاطفی را می‌پوشاند.
شخصیت‌های گوزن‌ ترسو هستند: شخصیت‌های گوزن که بیشتر به خاطر رفتارهای اضطرابی و عصبی شناخته می‌شوند، خجالتی و فروتن هستند. گوزن‌ها که از ترس صدمه دیدن تمایل به کناره‌گیری عاطفی دارند، اغلب در تلاش هستند تا آرام بگیرند، و اگرچه ممکن است توصیف آن‌ها به عنوان اسکیزوفرنی بیش از حد سخت باشد، اما مطمئناً پیش‌بینی انگیزه آن‌ها دشوار است.

از آنجا که رفتار عشوه‌آمیز آن‌ها ریشه در ناامنی‌های عمیق دارد، گوزن‌ها به عنوان بازیگر و مدل به صنعت سرگرمی کشیده می‌شوند، جایی که - با پنهان شدن در پشت نقاب شخصیت‌ها – به‌طور موقت از عناصر دردناک زندگی خود به آنجا پناه می‌برند.

راز موفقیت شخصیت گوزن: تلاش گوزن برای یک زندگی متعادل، او را به جستجوهای عاطفی سوق می‌دهد و ثبات ممکن است به شکل تنهایی یا یک رابطه وسواسی باشد. اما بیشتر اوقات، پناهگاه در باورهای معنوی قوی آن‌ها یافت می‌شود.

بسیاری از شخصیت‌های گوزن اعتقادات قوی دارند و زمان زیادی را در جمع افراد همفکر می‌گذرانند. گوزن‌ها همچنین افراد عادی تماشاگر هستند و از هیچ چیز بهتر از نشخوار کردن بی‌سروصدا در حالی که دنیا در حال گذر است، لذت نمی‌برند. فضای باز جایی است که آن‌ها بیشتر احساس راحتی می‌کنند و به سمت آزادی فضاهای باز گسترده کشیده می‌شوند که حرکات برازنده و عشق آن‌ها به موسیقی می‌تواند خود را به این صورت نشان دهد.
وقتی نوبت به کار می‌رسد، گوزن‌ها به دلیل پایداری‌شان شناخته نمی‌شوند و در حالی که تلاش می‌کنند شغل مناسبی پیدا کنند، مرتباً شغل خود را تغییر می‌دهند. گوزن به عنوان عضوی از یک تیم بزرگ احساس خوبی ندارد.

گوزن در طبیعت: اغلب گوزن‌ها که بسیار خجالتی و محتاط هستند، وقت خود را در گله‌های کوچک می‌گذرانند و به طور مداوم محیط اطراف خود را بررسی می‌کنند و با نگرانی در لابلای علف‌ها و درختچه‌ها به دنبال غذا می‌گردند.
جمعیت گوزن‌ها در آمریکای شمالی در حال افزایش هستند. با این وجود، با توجه به جمعیت زیاد آن‌ها، کمتر از پنجاه گونه گوزن در جهان باقی مانده است که اکثر آن‌ها در آسیا و آمریکای جنوبی یافت می‌شوند.
مشاغل و سرگرمی‌ها: بازیگر، مددکار اجتماعی، منشی، دفتردار و ورزشکار: پیاده‌روی، ژیمناستیک و ایروبیک.

کتاب «مدیریت با نگاهی به زندگی حیوانات» نوشته دکتر حسین چناری را انتشارات دبیزش در ۳۸۸ صفحه رهسپار بازار کتاب کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...