رمان «نورال» نوشته فرانک بوستانی از سوی نشر داستان راهی کتاب‌فروشی‌ها شد.

نورال فرانک بوستانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نویسنده کتاب با بیان این‌که این رمان در سبک رئالیسم نوشته شده است، گفت: شخصیت اصلی کتاب دختری‌ ساده و در عین حال کنجکاو در تکاپوی پیدا کردن خود در دنیای به ظاهر کوچکش است. داستان نورال گذشته و آینده‌ای را نشان می‌دهد که با یگدیگر پیوند خورده‌اند و موجب روشن شدن حقایقی در گذر زمان می‌شود.

فرانک بوستانی ادامه داد: در این رمان تمام شخصیت‌ها به نوعی با فضای خاص احساسی تکراری که هرکسی در زندگی روزمره با آنها مواجه می‌شود، دست و پنجه نرم کرده‌اند و یا می‌کنند؛ احساس‌هایی چون غم، هیجان، کنجکاوی، شادی‌های آنی و در عین حال ماندگار، احساس‌هایی که در آن تصمیمات جدی ریشه می‌زنند و سرنوشتی را رقم می‌زنند.

در بخشی از رمان نورال آمده است: «دورم که خلوت شد، بلیط سفر سه روزه‌ای را که به مناسبت تولد پروانه از همان آژانس لعنتی گرفته بودم از جیبم درآوردم؛ می‌خواستم با قدرت هرچه تمام‌تر مچاله‌اش کنم و درون سطل بیاندازم اما نتوانستم، دلم نیامد این هدیه بهترین و عزیزترین دوستم بود؛ پروانه.»

رمان «نورال» نوشته فرانک بوستانی، در 122 صفحه، در قطع رقعی، جلد شومیز و به قیمت 50هزار تومان، از سوی نشر داستان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...