توماس-کارلایل

آموختن زبان آلمانی را آغاز کرد تا بتواند آثار شاعران و فیلسوفان این کشور را به زبان اصلی بخواند... با دختری هوشمند و ثروتمند به نام جین ولش ازدواج کرد و در ادینبورگ اقامت گزید، اما این ازدواج به سبب خوی ناسازگار و تندش به جدایی کشید... به‌شدت به ریاکاران و لاف‌زنان می‌تازد و برای صداقت، اگرچه با خشونت و بی‌رحمی همراه باشد احترام فراوان قائل است... با شهامت تمام طبقه‌ی ثروتمند و مرفه را به خاطر بی‌اعتنایی به طبقه‌ی کارگر و فقیر سرزنش می‌کند... فریدریک را شاه واقعی و به تمام معنی شاه می‌داند

توماس کارلایل، Thomas Carlyle نویسنده‌ی انگلیسی (1795-1881) در اسکاتلند زاده شد، اگرچه اجدادش از نجیب‌زادگان بودند، پدرش مردی فقیر بود، با این‌حال پسر را که شوق بسیار به فراگرفتن داشت، برای ادامه‌ی تحصیل به دانشگاه ادبینبورگ فرستاد. تامس در دانشگاه با ولع بسیار به مطالعه‌ی آثار نویسندگان فرانسه پرداخت، خاصه تحت تأثیر کتاب درباره‌ی آلمان اثر مادام دواستال، آموختن زبان آلمانی را آغاز کرد تا بتواند آثار شاعران و فیلسوفان این کشور را به زبان اصلی بخواند، در نتیجه به مکتب جدید فلسفه‌ی آلمان دلبستگی یافت و سالیان دراز متفکران و شاعران آلمانی تنها منبع الهام وی گشتند. آثاری از گوته به انگلیسی ترجمه کرد و کتابی درباره‌ی شیلر نوشت که با عنوان زندگی شیلر The Life of Schiller در 1825 انتشار یافت.

چندی نیز به تألیف منتخباتی از آثار نویسندگان آلمانی همت گماشت و تاریخ ادبیات آلمان را در دست گرفت که ناتمام ماند. کارلایل در سال‌های تحصیل در دانشگاه با دختری بسیار هوشمند و ثروتمند به نام جین ولش Jane Welsh دوستی یافت که پس از دوره‌ی طولانی و کدورت‌آمیز نامزدی، در 1826 با او ازدواج کرد و در ادینبورگ اقامت گزید، اما این ازدواج به سبب خوی ناسازگار و تند کارلایل با خوشبختی همراه نبود و کارشان به جدایی کشید. کارلایل در سال‌های 1833-1834 رمان سارتور ریسارتس Sartor Resartus را به صورت جزوه‌هایی منتشر کرد که رمانی عجیب و در نوع خود یگانه بود و جولانگاه ادراک‌های فلسفی و روحی نویسنده به شمار می‌آمد. قهرمان کتاب شخصیتی خیالی و استادی است آلمانی که در بخش اول کتاب، نویسنده مبحث «فلسفه‌ی لباس» را به او نسبت می‌دهد و به وسیله‌ی آن به اثبات می‌رساند که همه‌ی سازمان‌های تربیتی، خرافات، آداب و رسوم به طور کلی تنها لباس‌هایی است که بر قامت روح بشر دوخته شده است و فقط ارزش چیزهای کاملاً عارضی و حادثی را دارد که قابل زوال است.

بخش دوم سرگذشت این استاد آلمانی را نقل می‌کند که کودکی سر راهی بوده و نوجوانیش را در دهکده‌ی کوچکی در آلمان گذرانده است. وی از اطرافیان خود چیزهایی درباره‌ی دنیای پهناور و هزاران کس که در آن رنج می‌کشند، می‌شنود، بالنتیجه به محدودیت و تنگی محیط خود پی می‌برد و آرزوی زندگی وسیع‌تر و بازتری را در سر می‌پروراند و پس از مرگ پدرخوانده راه سفر پیش می‌گیرد، به دنیای پهناور وارد می‌شود و با افراد گوناگون آشنا می‌گردد، اما به خوشبختی دست نمی‌یابد و مطالعه‌ی کتاب‌های متفکران بزرگ در روح او بی‌ایمانی به‌وجود می‌آورد؛ از عشق و محبت ناکامی می‌بیند، میان بی‌ایمانی و حساسیتی دردناک سرگردان می‌شود و خوشبختی واقعی را در دنیای کودکی و در محیط آرام دهکده و انقیاد محض از پدرخوانده می‌بیند. سرانجام روح خود را از غرقاب رهایی می‌بخشد و بر اثر رنج‌های مداوم و تجربه‌های فراوان به این نکته پی می‌برد که در ورای ظواهر مخرب زندگی و دنیا، روح باید به درک اصلی مطلق که میان همه‌ی موجودات مشترک باشد، دست یابد. گمراهی و سرگردانی قهرمان کتاب، داستان غم‌انگیز حال درونی بشر عصر جدید است که می‌کوشد به اندوه خود رنگ شاعرانه بخشد.

کتاب با وجود بدیع‌بودنش در انگلستان که جریان‌های مختلف فکری تیشه بر ریشه‌ی ایمان مذهبی زده و توجه به امور مادی و اقتصادی مردم را به راه فردپرستی کشانده بود، چندان جلب توجه نکرد. به‌عکس کمی پس از آن انتشار کتاب انقلاب فرانسه The French Revolution نظر عموم را به سوی کارلایل معطوف داشت و شهرت عظیمی برای او به همراه آورد. این اثر بیش از آنکه اثر تاریخی و واقعی باشد، حماسه‌ای تاریخی است که کارلایل در آن بینشی غم‌انگیز و اساسی از وقایع به‌دست می‌دهد. هدف کارلایل در این کتاب، کشف قدرت‌های دلاورانه و ارزشیابی نیروهای فکری و روحی است که در زیر چهره‌ی انقلاب نهفته است. سراسر وقایع انقلاب که در خط سیر شوم و شتاب‌آمیزش پیش چشم گذارده می‌شود، با شور و شوق مورد تفسیر قرار می‌گیرد. کارلایل به‌شدت به ریاکاران و لاف‌زنان می‌تازد و برای صداقت، اگرچه با خشونت و بی‌رحمی همراه باشد و همچنین برای قدرت و شخصیت احترام فراوان ابراز می‌کند. کارلایل در این اثر همه‌ی قدرت خود را به‌کار برده و از حوادث تاریخی داستانی شورانگیز و دلپذیر ساخته است؛ گویی اشخاص داستان چهره‌هایی در پرده‌ی نقاشی‌اند که بر زمینه‌ای سرشار از رنگ‌های تند و زنده ترسیم گشته‌اند. پس از انتشار این اثر بود که گروه پیروان و ستایشگران گرد کارلایل را گرفتند و هم‌اکنون نیز این اثر چون بنای استواری در تاریخ‌نویسی ادبی انگلستان باقی مانده است.

در 1839 چارتیسم Chartism انتشار یافت، درباره‌ی اوضاع بسیار دشوار زندگی طبقه‌ی کارگر انگلیسی پس از 1803 و بیکاری رایج و مسائل جدیدی که پس از انقلاب صنعتی به‌وجود آمد و به شورش کارگران انجامید و بعد از خونریزی فراوان رفع شد. توضیح آنکه مالیات بر غلات، و شکنجه از گرسنگی مردم را به نهضتی انقلابی کشاند که هدفش امضای قراردادی بود به نفع کارگران و لغو قانون اساسی که به نفع طبقه‌ی اشراف مدون گشته بود و دادن امتیازهایی به طبقه‌ی کارگر. کارلایل در برابر این وضع اجتماعی با شهامت تمام طبقه‌ی ثروتمند و مرفه و بی‌اعتنائی‌شان را به طبقه‌ی فقیر و رنجبر، مورد سرزنش قرار داده است. در نظر کارلایل صنعت نباید کارگران را چون ابزار کار تولید ثروت به‌شمار آورد. کارگران دارای روح و شخصیتند و همه‌ی خصیصه‌های شخصی را در راه تولید به‌کار می‌اندازند، بنابراین باید از بهره‌ی کار و صنعت خود سود برند.

گذشته و حال Past and Present (1843)، مانند چارتیسم توجه او را به مسائل سیاسی و اجتماعی نشان می‌دهد و فقر و تیره‌روزی نیمی از کشور را در دوره‌ی شکفتگی صنعت و اقتصاد بیان می‌کند- دوره‌ای که از مردم فریاد گرسنگی برمی‌خاست و هیچ قانونی در راه تقسیم عادلانه‌ی ثروت وجود نداشت. کارلایل در سرگذشت و نقد ادبی نیز آثار گرانبهایی انتشار داد. در تاریخ هدفش معرفی قدرت سران و بزرگان و پیشوایان کشورهاست که در نظر او مظهر قدرتی آسمانی‌اند. قهرمانان Heroes شامل سخنرانی‌هایی است که کارلایل در 1840 در لندن، درباره‌ی بزرگان و پیشوایان ایراد کرده است، از جمله حضرت محمد(ص)، شکسپیر و دانته، کرامول و ناپلئون. این اثر در نوع خود بی‌همتاست و به سبب حالت شعر محضی که بر سراسر آن حکمفرماست و به سبب اندیشه و قدرت بی‌نظیر وصف، اثری برجسته به‌شمار می‌آید. کارلایل در این اثر برتری ارزش مسائل جاودانی روح را بر بی‌ایمانی و شک و تردید به اثبات می‌رساند.

توماس کارلایل، Thomas Carlyle

در نظر کارلایل بشر زندگی می‌کند، زیرا به چیزی معتقد است، حتی در سراسر تاریخ نشانه‌هایی از قدرت خدایی به چشم می‌خورد که از نظر بشر ناپیداست. این قدرت الهی در وجود معدودی از افراد بشر و در روح‌های برتر تجلی می‌کند و به آنان رسالت راهنمایی دیگران داده می‌شود. توده‌ی مردم قادر به خلاقیت نیست، تنها پیدایش یک وجود برتر است که به آنان زندگی تازه می‌بخشد و از سرنوشتشان آگاه می‌سازد. در نظر کارلایل دوره‌ها و عصرهایی از تاریخ بشر که بدون این وجودهای برتر و آیین‌شان به‌سر رسیده، دوره‌های غم‌انگیز انحطاط و بی‌ایمانی بوده است. این اثر پرشور و مهیج با بزرگترین آثار نویسندگان بزرگ قرن سنجیده شد. کارلایل تاریخ فریدریک کبیر History of Frederick the Great را در سال‌های 1858 تا 1865 انتشار داد و زندگی این شاهزاده از آغاز تولد تا لحظه‌ی مرگ و رفتار خشونت‌آمیز پدرش با او و مشقت‌هایی که تحمل کرد و تاجگذاری و سلطنت و حوادث گوناگون و رشادت‌ها و اصلاحات مهمی که در زمان پادشاهی انجام داد، همه را تا دم مرگ شرح داده است؛ کارلایل فریدریک را شاه واقعی و به تمام معنی شاه می‌داند. این اثر که ثمره‌ی چهارده سال کار و کوشش نویسنده است، بر اسناد و مدارک فراوان متکی است و در انگلستان حتی در آلمان پیروزی بزرگی به‌دست آورد. قسمت‌هایی از آن به محض انتشار در مدارس نظامی تدریس شد.

کارلایل در 1866 رئیس دانشگاه ادینبورگ گشت و در همین سال خبر مرگ همسرش را دریافت کرد که تأثیری عمیق بر او گذارد و احساس شفقت ناامیدانه‌ای در او به‌وجود آورد تا آنجا که زن هوشمند و برجسته را فدایی خودخواهی و ناسازگاری خود دانست. تحت تأثیر همین احساس بود که یادبودها Reminiscences را در 1881 منتشر کرد. همچنین مجموعه‌ی نامه‌ها و یادبودهای جین ولش کارلایل Letters and Memorials of Jane Welsh Carlyle را با دقت بسیار فراهم آورد و دسته‌بندی کرد که در 1883 انتشار یافت. کارلایل به سبب حمله‌ی شدید و قاطعش به فریب‌کاری و ریا و دروغ و توجه افراطی مردم به مادیات و علاقه‌اش به دموکراسی و اعتقادش به قدرت فردی و قهرمانی، خاصه به پیشوایان نیرومند، نویسنده‌ای ممتاز به‌شمار می‌آید. در سراسر آثار وسیع کارلایل تمایل به تغزل، قدرت تفکر و نیروی طنز و نوعی پیشگویی، حتی در تاریخ‌نویسی دیده می‌شود. آثار کارلایل نمونه‌ی سلامت روح است، اگرچه گاه خشم و تندی آن را تیره گردانده است.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...
این سی و دو دفتر را در زندانی نوشت که در رژیم موسولینی از سال 1929 تا مرگ خود، به مدت یازده سال، در آن به سر برد... به رغم عدم دسترسی به کتاب‌ها و مراجع لازم، درباره‌ی متنوع‌ترین و مشکل‌ترین مسائل سیاست، فلسفه، تاریخ فکری و اجتماعی، هنر و ادبیات به بحث می‌پردازد... یادداشت‌هایی درباره‌ی ماکیاولی، سیاست و دولت جدید، درباره‌ی بسط بورژوازی ایتالیایی؛ ادبیات و حیات ملی، تأملاتی درباره‌ی دانته و درباره‌ی رمان پاورقی ...
حقیقت این است که شهرت «دو قرن سکوت» بیش از آنکه مرهون ارزش و اعتبار علمی‌اش باشد، حاصل محتوای ایدئولوژیک آن است... موضوعات علمی را به سبک ادبی برای هر دو گروه متخصص و متوسط می‌نوشت... سبک او که آمیزه‌ای بود از اطلاعات وسیع و مقبول علمی در بیانی سرشار از جذابیت ادبی و روایتگری... غزالی قهرمان کتاب فرار از مدرسه است و حافظ قهرمان از کوچه‌ی رندان است و نظامی قهرمان پیر گنجه در جستجوی ناکجا آباد ...
زمان وقوع حوادث داستان دهه‌ی 1930 میلادی و مقارن با دوره‌ی رکود بزرگ اقتصادی آمریکاست... تنها دارایی ارزشمند خانواده‌شان، بشقابی است که روی آن یک رودخانه، سه آدم، یک پل و درخت بیدی آبی‌رنگ نقش بسته است... مدام مجبور به کوچ از جایی به جای دیگر برای کسب درآمدی ناچیز بوده‌اند... آسیب‌های روانی و عاطفی که در این دوره بر کودکان وارد شد، در دهه‌های بعد آثار خود را در زندگی بزرگسالی‌شان نشان داد ...