رمان «آن دختر یهودی» به قلم خوله حمدی نویسنده تونسی در ایران ترجمه و منتشر شد.

به گزارش مهر، رمان «آن دختر یهودی» به قلم خوله حمدی نویسنده تونسی و استاد دانشگاه فناوری اطلاعات در دانشگاه ملک سعود ریاض نوشته شده است.

داستان این رمان روایتی عاشقانه در دلدادگی یک دختر یهودی و پسری مسلمان است که فرجامی تراژیک دارد.

حمدی در مقدمه خود بر این رمان عنوان کرده است که شخصیت اصلی این رمان با عنوان «ندی» وجودی حقیقی دارد. وی در این زمینه می‌نویسد: با ندی، شخصیت اصلی رمان در تالار گفتگوی اینترنتی آشنا شدم. وقتی داستانش را تعریف می‌کرد گریه‌ام می‌گرفت. برای همین از انجمن بیرون زدم اما داستانش مرا رها نکرد. مدتی بعد ایده رمان در ذهنم شکل گرفت و از طریق ایمیل و تلفن با او تماس برقرار کردم و جزئیات بیشتری خواستم و مدت‌ها با هم صحبت کردیم. من از این صحبت‌ها با جامعه بسته یهودی و یهودیان عرب آشنا شدم اما در کنار این با مساله دیگری که اصلاً به ذهنم خطور نمی‌کرد هم آشنا شدم؛ با مقاومت در جنوب لبنان، با عشق و جنگ و مخصوصاً ایمان

این رمان از پرفروش‌ترین رمان‌های عربی معاصر است و تاکنون ۴۷ نوبت تجدید چاپ شده است. ترجمه فارسی این رمان را اسماً خواجه زاده انجام داده است.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم:

جاکوب هراسان چشم‌هایش را باز کرد و نفس‌زنان در رختخواب نشست. به روبرو خیره ماند و دستش را روی سینه‌اش گذاشته و تلاش کرد به خودش مسلط شود. کابوسی وحشتناک بود. نگاهی به تانیا انداخت که به خوابی عمیق فرو رفته بود و از حرکت جاکوب بیدار نشده بود. او همیشه خوابش سنگین بود. لحاظ را کنار زد و از تخت پایین آمد و روی نوک پا به طرف در رفت و آرام آن را باز کرد. آخرین کلماتی که در کابوسش شنیده بود هنوز در سرش زنگ می‌خورد.

خانه کاملاً آرام بود. ساعت دیواری داخل راهرو را نگاه کرد. چند دقیقه از چهار نیمه شب گذشته بود. رفت تا سری به بچه‌ها بزند و بعد دوباره بخوابد. هنوز چند ساعت دیگر تا شروع کارش وقت داشت. اتاق پاسکال از همه نزدیک‌تر بود. در را باز کرد و سرش را داخل برد. کودک خوابیده و رواندازش کنار رفته بود. آن را درست کرد و ماشین حساب را از بغلش بیرون کشید. زیرکانه لبخند زد و خرس بزرگی را از میان عروسک‌های مرتب روی طاقچه برداشت. این عروسک را دو سال پیش خریده بود. ولی اصلاً ندیده بود پاسکال با آن بازی کند. آن را در بغل پسرک گذاشت و راضی و خوش‌حال اتاق را ترک کرد.

می‌خواست به اتاق سارا برود و که صدای پچ پچ آهسته‌ای را از سمت دیگر خانه و اتاق ریما شنید. با احتیاط نزدیکش. نوری که از زیر در به بیرون درز می‌کرد نشان می‌داد تا این وقت شب نخوابیده! دستگیره را چرخاند و آرام در را باز کرد. دختر را که دید سرجایش میخکوب شد. ریما روی سجاده نشسته و کتابی به دست گرفته و آهسته و با فروتنی آن را می‌خواند؛ قرآن.

انتشارات کتابستان معرفت این رمان را در ۳۸۲ صفحه با قیمت ۳۹ هزار تومان منتشر کرده است.

شعر بیدل را به‌خاطر تعلقش به مکتب هندی نیست که دوست دارم، بلکه به‌خاطر وجوهی در شعر اوست که او را از خیلی از هندی‌سرایان متمایز می‌کند... مشترکات میان دو ملت، مشترکاتی اصیل و واقعی است. براساس مصلحت‌های سیاسی نیست که تابع اوضاع زمانه باشد... چیزی که ما به آن سخت نیازمندیم، آگاهی‌بخشی و درس گرفتن از تاریخ است، چون تاریخ فقط برای مردمی تکرار نخواهد شد که از آن درس می‌گیرند. ...
کار اصلی من داستان‌نویسی نیست؛ اما مسئله‌ای جدی برای من به وجود آمده بود... کوشش من این بود که به مخاطب نشان دهم مسئله اعدام مقوله پیچیده‌ و متنوع است... وقتی قتلی رخ می‌دهد ما با صحنه‌ای مواجه هستیم که عقبه‌ای دارد و در پشت آن فرآیندهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، عاطفی و انسانی وسیع و عمیقی نهفته است... کتاب با ممیزی فراوانی مواجه شد اما صحبت من با ممیزان این بود که من هر چقدر از حرف‌هایی که می‌توانم بیان کنم را در این کتاب بیان کنم برایم غنیمت است. ...
شاهنامه علیقلی خویی نخستین شاهنامه چاپی دنیا محسوب می‌شود... سه خمسه نظامی با امضای میرزاعلیقلی وجود دارد... سرلوحه‌های وقایع اتفاقیه تا 1270 مربوط به میرزا علیقلی است... اولین طوفان‌البکا که در سال 1265 منتشر شده است با 47 تصویر بیشترین تعداد تصویر را دارد. ...
داستانی ضد جنگ و به تعبیر احمد شاکری، در ژانر ادبیات سیاه دفاع مقدس است... این اثر تلاشی مذبوحانه است برای لجن‌مال کردن همه‌ی ارزش‌ها و زیبایی‌های هشت سال مجاهدت مظلومانه و قهرمانانه‌ی مردم شریف و نجیب ایران در دوران دفاع مقدس... مگس‌وار به جستجوی آلودگی‌ها و زخم‌ها می‌گردد و حتی اگر نتواند زخمی بیابد، آن‌قدر به نیش زدن و زهر ریختن بر موضع مورد نظرش اصرار می‌ورزد که در نهایت خود زخمی تازه بیافریند. ...
جناب آقای رئیسی در اولین سخنرانی خود گفتند که آستان قدس را مرکزی علمی کشور خواهند کرد. بنده نمی دانم مقصود ایشان از «علم» و مرکز علمی کردن مشهد چه بود، اما امروز پس از سه سال و اندی، در این حوزه، اتفاق درخوری نیفتاد... کتابخانه آستان قدس، با امکاناتی که دارد، و توجهی که به آن هست، در حال حاضر، یک جای مرده به حساب می آید... تقریبا از نظر دسترسی به منابع آن و در خسّت و ضنّت، کتابخانه مرعشی قم با آستان قدس، رقابت دارند. ...