استیون کرین

26 اسفند 1384

استیون-کرین

به سال 1871 در نیوارک استان نیوجرزی آمریکا به جهان آمد. دوران کوتاه عمر 29 ساله او سراسر پر از رنج و آلام و بیماری بود. کوشش مداوم او در راه خبرنگاری و روزنامه نویسی به جایی نرسید و با شکست‌های فراوان روبه رو شد... تحصیلات کرین کمتر از نقل مکان او به شهر نیویورک در زندگیش تاثیر داشت. در این شهر بود که به محله‌های پست و کثیف رفت و آمد کرد و نخستین رمانش را نوشت

استیون کرین (Crane - Stephan) استیون کرین به سال 1871 در نیوارک استان نیوجرزی آمریکا به جهان آمد. دوران کوتاه عمر 29 ساله او سراسر پر از رنج و آلام و بیماری بود. کوشش مداوم او در راه خبرنگاری و روزنامه نویسی به جایی نرسید و با شکست‌های فراوان روبه رو شد. اندیشه های بلند و سلیقه خاص او در داستان نویسی مورد پسند روزنامه‌نگاران و ناشرین قرار نگرفت و از طرفی ضعف جسمانی و بیماری مداوم او نیز مزید بر علت شد. تحصیلات کرین کمتر از نقل مکان او به شهر نیویورک در زندگیش تاثیر داشت. در این شهر بود که به محله‌های پست و کثیف رفت و آمد کرد و محله باوه ری و فقر و نکبت آن دستمایه نخستین رمان او مگی دختر ولگرد، قرار گرفت. مگی که در سال 1893 به هزینه کرین به چاپ رسید برخی از ویژگی‌های برجسته رمان ناتورالیستی را نشان می‌دهد. کرین پلیدی‌های زندگی تهیدستانه را می‌نمایاند و بر قدرت تعیین کننده ارث و محیط تاکید می‌گذارد. با این همه، او شگردی با ناتورالیست‌ها در پیش می‌گیرد؛ شگردی که در آن نمونه‌ها دست چین می‌شوند و به گونه‌ای غیرمستقیم ارائه می‌گردند.

کرین در 1893 مجموعه شعر آزاد خود را با عنوان سواران سیاه انتشار داد. این کتاب تنش‌هایی به دنبال آورد و بدگویی‌های را برانگیخت. اما کرین در اواخر همین سال بود که با انتشار نسخه کامل نشان سرخ دلیری به شهرت رسید. اهمیت این رمان در دقت تولستوی گونه آن در ارائه جزئیات تجربه جنگ است. اما در عین حال تصویری دقیق از هیجانات روانشناسانه به دست می‌دهد. انتشار این رمان شهرتی جهانی برای کرین کسب کرد. مطالب این کتاب که بر صحنه‌های هیجان‌انگیز و تکان‌دهنده جنگ‌های داخلی آمریکا دور می‌زند او را در میان داستان‌سرایان جوان آمریکا انگشت‌نما کرد. او با نگارش این کتاب و داستان‌های جالب و کوتاه دیگری که در صدر فهرست آن‌ها عنوان «زورق بی‌حفاظ» قرار دارد مقام شامخی در بین نویسندگان دنیای نو احراز نمود.

در 1896 کرین مادر جورج را منتشر کرد که رمانی همانند مگی اما کم اهمیت‌تر از آن است. به دنبال این رمان، در همان سال مجموعه داستان هنگ کوچک و بنفشه سوم را انتشار داد. با این همه، موفقیت برای کرین با تنزل قدرت خلاقه او همراه بود. کرین رفته رفته به صورت چهره ملی در آمد و بنابراین برای برآوردن خواسته‌های عام دست به کار شد. حاصل کار انتشار شماری داستان کم ارزش پیرامون جنگ بود. برخی از زیباترین داستان‌های کرین در همین دوران نوشته شد. در این داستان‌هاست که استعداد او شکوفا گردید.

سرانجام بیماری، او را در غربت از دنیا رفت. کرین به سال 1900 در سن 29 سالگی چشم از جهان فروبست. سایر آثار او بدین قرارند: "زخم‌ها در باران"، "مادر ژرژ"، "مهمانخانه آبی"، "هنگ کوچک"، "هیولا"، "مگی، دختر ولگرد" و "سواران سیاه".

تاثیر کرین در آثار هنرمندانی چون جوزف کنراد، ویلاکاتر ، تئودور درایزر، کرل سندبرگ و شروود اندرسن مشهود است. اما نویسنده‌ای که بیش از هر کس مدیون اوست کسی جز ارنست همینگوی نیست. سبک عریان، موجز و پرمایه همینگوی، توانایی او در القای روشن عقاید تاثیرهای ساده، همه مرهون کرین‌اند.

مریم السادات فاطمی

رویایی که در سال ۱۹۳۱ بنیاد آمریکایی نابینایان و کتابخانه کنگره با تولید کتاب‌های گویا با عنوان «کتاب برای نابینایان» آن را محقق کرد... در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی شرکت‌هایی مانند ۴۸ داستان، سازمان صدا سرا، انتشارات قصه جهان‌نما و شهر داستان، تولید کتاب‌های صوتی را به‌صورت نوار شروع کردند ... یک موسسه برای اینکه پول کمتری به راوی بدهد، از صدای کسانی استفاده کند که حتی خواندن ساده از روی کتاب را هم بلد نیستند! ...
سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد... داستان خوب داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند... دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی کابوس‌ناک و تلخ... می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم ...
مسیح در آن دم که به بالای صلیب می­‌رود تا جان بسپارد، در یک لحظه دستخوش آخرین وسوسه می­‌شود، و آن اینکه به واقع دچار مصایب نشده و زجر و آزار ندیده است، و به جای اینکه راه دشوار ریاضت را طی کرده و مسیح شده باشد؛ زن گرفته، بچه‌­دار شده و در کنار مرثا و مریم [خواهران الیعاذر، همان کسی که به انفاس عیسی دوباره زنده شد] مثل یک انسان ساده و خوشبخت، زندگی را سر می‌کند... این پرنده‌ی شکاریِ همواره گرسنه، به آن هجوم می‌­آورد و نابودش می‌­سازد. ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...
یک جوان مطبوعاتی تلفن زد و پرسید: کلنل مجوز گرفت؟! من به او گفتم: نه؟! و هیچ توضیح دیگری نداشتم بدهم... با تیتر درشت نوشته شده «کلنل از سدّ سانسور گذشت!» و غروب همان روز- یا فردا! - ناشر به من تلفن زد که آقا یک کتاب توزیع شده با عنوان «زوال کلنل» و من شکایت کرده‌ام و چه و چه و چه… اما فلانی که می‌شناسید (یعنی سرویراستار ناشر کتاب) به من دستور داد تیتر را بزنم و کاری نداشته باشم. ...