رمان «دریاهای سرخ زیر آسمان‌های سرخ» [Red seas under red skies] نوشته اسکات لینچ [Scott Lynch] به‌عنوان دومین جلد مجموعه «لاک لامورا» با ترجمه سعید سیمرغ توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

دریاهای سرخ زیر آسمان‌های سرخ [Red seas under red skies]‌ اسکات لینچ [Scott Lynch]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رمان «دریاهای سرخ زیر آسمان‌های سرخ» نوشته اسکات لینچ به‌تازگی با ترجمه سعید سیمرغ توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب دومین‌جلد از مجموعه حماسی - فانتزی «لاک لامورا» (حرامزادگان نجیب) است که این‌ناشر منتشر می‌کند.

در جلد اول، شخصیت داستانی لاک لامورا و دوست باوفایش ژان تنن، پس از نبردی با دنیای زیرزمینی که چیزی نمانده بود به قیمت جانشان تمام شود، از شهر جزیره‌ای زادگاهشان گریختند و به شهر خارجی تال‌ورار رفتند تا زخم‌هایشان را تیمار کنند. ولی حتی در آن غربی‌ترین حاشیه دنیای متمدن هم نتوانستند مدت زیادی بیاسایند و خیلی زود سر کاری برگشتند که در آن بهترین بودند؛ دزدیدن از ثروتمندان ناشایسته و به جیب زدن ماحصل کار برای خودشان.

اما در جلد دوم، هدف دو شخصیت اصلی قصه، به‌دست‌آوردن بزرگ‌ترین غنیمت ممکن است؛ یعنی برج گناه، ویژه‌ترین و محافظت‌شده‌ترین قمارخانه در دنیا، که ۹ طبقه آن ثروتمندترین مشتریان را به خود جذب می‌کند؛ جایی که برای رسیدن به اوج آن باید دیگران را با شرط‌بندی‌های کلان، رفتار سرگرم‌کننده و بازی‌کردن بی‌نهایت صادقانه تحت تأثیر قرار داد. زیرا در آن‌جا یک قانون اساسی وجود دارد؛ مرگ، برای تقلب در هرکدام از بازی‌های برج گناه.

لاک و ژان با گستاخی مهارناپذیرشان، مجموعه‌ای پیچیده از نقشه‌ها برای تقلب کردن، دروغ‌گفتن، حقه‌زدن و گوش‌بری‌ طراحی کرده‌اند تا بتوانند خودشان را به نهمین طبقه برج و جایی که خزانه پر و پیمان رکین، مالک برج قرار دارد برسانند. آن‌ها زیر پوشش هویت‌های جعلی با دقت هرچه‌تمام‌تر به بالا رفتن‌شان ادامه دادند، تا این‌که بیش از هر زمان دیگری به موفقیت نزدیک می‌شوند.

اما در ادامه داستان «دریاهای سرخ»، مشخص می‌شود یک‌نفر در تال‌ورار، پرده از راز لاک لامورا و ژان تنن برداشته است. این‌یک نفر از گذشته آن‌ها خبر دارد و می‌خواهد آن‌ها را مجبور کند تاوان گناهانشان را پس بدهند. پس لامورا و تنن به همه حیله‌ها و ترفندهایشان نیاز دارند تا روح خود را نجات دهند اما کار به جایی می‌رسد که می‌فهمند شاید حیله‌هایشان برای نجات کافی نباشد...

این‌کتاب با ۸۵۶ صفحه و قیمت ۱۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...