اومبرتو اکو

26 اسفند 1384

اومبرتو-اکو

تحصیلات دانشگاهی را در فلسفه و زیبایی­شناسی به پایان رساند ... من حتی آدرس پست الکتریکی هم برای خودم ندارم. به سنی رسیده ام که هدف اصلی ام این است که پیام ها را دریافت نکنم... تجدد یعنی زیاد شدن کتاب ها و زیاد شدن روش ها برای رسیدن به معنای آن کتاب ها... در گفتمان ژورنالیستی نسبت به نوشته های علمی مسؤولیت از این جهت کمتر است که می توان فرضیه های موقتی را مطرح کرد

اومبرتو اکو(Eqo - Umberto)  در پنجم ژانویه سال 1932 در شهر الکساندرا در ایتالیا متولد شد. تحصیلات دانشگاهی را در فلسفه و زیبایی­شناسی به پایان رساند و در دانشگاه­های مختلف ایتالیا، از جمله دانشگاه بلونیا به تدریس پرداخت و به خاطر تالیفات گوناگون در زمینه­‌ی «نشانه شناسی» ورابطه­‌ی آن با هنر، ادبیات و معماری و جامعه شناسی به شهرت رسید.

اکو به موازات تحصیلات دانشگاهی، به تحقیقات و مطالعات ادبیات جهان پرداخت و بیش از هر نویسنده‌­ای به آثار جویس، خصوصاً نخستین آثار او که حاصل تفکراتی درباره­‌ی اصول فلسفه­‌ی "سن تومازو" (قدیس توماس اکویناس) است، تمایل یافت و این تعمق او را به وجود رابطه­‌ای فکری بین قرون وسطی و جنبش­های پیشرو راهبر شد و به نوشتن مقالاتی درباره­‌ی زیبایی­‌شناسی قرون وسطی پرداخت.

اکو داستان نویسی را با داستان کوتاه آغاز کرد اما ورود اساسی او به صحنه­ی ادبیات با رمان ناخواسته­ی" نام گل سرخ" همراه بود که شهرتی جهانی برای او در پی داشت. این داستان که با جمع­‌آوری مطالبی گسترده از قرون وسطی روابط راهبان و یادداشت­هایی درباره صومعه به قصد نوشتن مقاله از سال 1950 آغاز گشته بود به تدریج چهره­‌ی داستانی یافت و سرانجام با تحقیقاتی وسیع­تر به رشته‌­ی تحریر درآمد و در سال 1980 چاپ و منتشر گردید و در سال 1981 برنده جایزه استراگا در ایتالیا و مدیسی در فرانسه شد. وی در این رمان و در بائودولینو به حوادث قر­­ن­های پانزدهم و دوازدهم ایتالیا پرداخته و از ادبیات و زحمت و مرارتی که نویسنده برای آفرینش ادبی متحمل می­‌شود، می­‌گوید.

اکو پس از توفیق جهانی «نام گل سرخ»، رمان «آونگ فوکو» را نوشت. این کتاب سفری است از دوران­های گذشته تا عصر کامپیوتر. راوی داستان آدمک مصنوعی کامپیوتری است که برخلاف گولی ئلمو در نام گل سرخ که تا حدودی در حاشیه قرار دارد به عنوان شخص اول داستان مطرح است و از محدوده­‌ی شخصیت خود به عنوان سازنده­‌ی ماهر داستان فراتر رفته و با تمام وجود وارد عمل می­‌شود و از افکار خود سخن می­‌گوید.
از دیگر داستان­های وی می­‌توان به  "جزیره روز پیشین"، "شعله مرموز ملکه لوآنا"، "ایمان یا بی‌ایمانی؟" که اثر مشترک وی و کارلو ماریا مارتینی است، اشاره کرد.

از مقالات این نویسنده نیز می‌­توان "زیبایی شناسی در افکار تومازو دَ کوئینو" (توماس اکویناس)، "زبان شاعرانه‌­ی جویس"، "ساختار غایب"، "در باب نشانه‌­شناسی عمومی"، "در گوشه و کنار امپراتوری"، "چگونه م‍ی‌­توان پایان­ نامه‌­ای تحصیلی نوشت"، "ابرمرد توده"، "هفت سال آرزو"، "نشانه­‌ی اعداد سه"، "در باب آینه­‌ها"، "هنر و زیبایی در زیبایی­‌شناسی قرون وسطی" و "جنگ چریکی نشانه‌شناختی" را نام برد.

برخی از جملات مشهور اکو:

من حتی آدرس پست الکتریکی هم برای خودم ندارم. به سنی رسیده ام که هدف اصلی ام این است که پیام ها را دریافت نکنم.
کار شاعر، متفکر و فیلسوف آن است که مواظب آن چه می گذرد باشد و دیگران را از آن آگاه کند.
برای این که گفت وگو، یک گفت وگوی درست باشد، لازم است به اموری بپردازیم که در آن ها زمینه توافقی در میان نیست.
تجدد یعنی زیاد شدن کتاب ها و زیاد شدن روش ها برای رسیدن به معنای آن کتاب ها.
ماندگاری یک اثر منوط است به باز بودن یا به سخن دیگر پذیرش هر چه بیشتر تأویل ها به عنوان یک متن باز.
قفسه های طویلی که دایره المعارف ها در خانه من و کتابخانه های عمومی  اشغال کرده اند در عصر بعد وجود نخواهد داشت. دلیلی هم ندارد برای رفتن شان سوگواری کنیم.
در گفتمان ژورنالیستی نسبت به نوشته های علمی مسؤولیت از این جهت کمتر است که می توان فرضیه های موقتی را مطرح کرد.
روزنامه نگاری برای اندیشمندان چیزی است همچون چرک نویس کردن تئوری ها و اندیشه ها.

مریم السادات فاطمی

نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...