به گزارش فارس، رمان ایرانی «سایه‌های بهار» نوشته سیدمحمد میرموسوی که در ششمین دوره جایزه ادبی امیرحسین فردی برگزیده شده بود، منتشر شد.

این رمان که در سبک رئال نوشته شده است، ماجرای انقلاب اسلامی در منطقه گرگان و دشت را تا پیروزی نهایی آن به تصویر کشیده و چهاردهمین اثر نویسنده است.

در بخشی از رمان می‌خوانید:

«غروب بود. تازه از گرمای هوا کاسته شده بود. نرمه بادی می‌وزید و شاخ و برگ درختان تکان می‌خورد که به خانه برگشتیم. بابا پشته بزرگ علف را به دوش گرفته بود و به سختی و دولادولا راه می‌رفت. من هم به دنبالش پشته کوچکی از شاخ و برگ درختچه‌های انگور را می‌کشیدیم. درختچه‌های انگور کنار مزرعه ما خودرو بودند و دانه‌های آن هیچ وقت بزرگ و آبدار نمی‌شدند. همیشه، تا ما بجنبیم، دله دزدها غوره‌ها را به یغما می‌بردند…»

این رمان در ٢٧ فصل و در ٢٢1 صفحه در هزار و ۲۵۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...