کارشناسان ادبیات بریتانیا، «آماندا راس» با اجرای برنامه‌ای که در شبکه 4 این کشور به صورت هفتگی پخش می‌شود را یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های چند سال اخیر در حوزه انتشارات و کتاب خطاب می‌کنند.

وی خالق و تهیه کننده برنامه‌ای با عنوان باشگاه تلویزیونی کتاب «جودی و ریچارد» است که از زمان شروع در سال 2004 به بررسی و نقد کتاب‌های برتر سال بریتانیا می‌پردازد. کارشناسان می‌گویند ایده اجرای این برنامه از باشگاه کتاب اپرا در آمریکا برداشته شده است ولی به هر حال این برنامه و مجری آن یکی از پرطرفدارترین‌های چند سال اخیر در بریتانیا هستند.

راس در مقاله ای کوتاه با استفاده از تجربیات چند ساله خود در بررسی کتاب‌های برتر سال بریتانیا پیشنهادات و روش‌هایی برای انتخاب کتاب‌های خوب و قابل خواندن ارائه می‌کند.

این همه کتاب با این زمان محدود: سالانه تقریباً 120 هزار کتاب منتشر می‌شود و در میان این همه کتاب کمتر کسی خواهد توانست با اطلاع قبلی کتابی را برای مطالعه انتخاب کند و برای این منظور به پیشنهاداتی از سوی اطرافیان در مطالعه کتاب‌های مناسب نیاز دارد که یکی از آنها مطالعه کتابهایی است که شبیه به آنهایی نباشند که شخص در دفعات قبل خوانده است.

وقتی می‌خواهید کتابی را برای مطالعه انتخاب کنید باید حواستان باشد که موضوع و حتی کلمات به کار رفته در عنوان و مقدمه به کتاب‌های قبلی شباهتی نداشته باشد.

به آنسوی جلدها و عکس ها نگاه کنید: همیشه باید این مسئله را به خاطر سپرد که جلد و تصاویر روی جلد کتاب‌ها یکی از عوامل فریب دهنده برای دورشدن از محتوای کتاب است. همیشه ناشران و نویسنده‌ها نمی‌توانند تصاویر روی جلد مناسب برای کتاب‌هایشان پیدا و انتخاب کنند و بنابراین خواننده باید به این مسئله توجه داشته باشد که این تصاویر تقریباً در همه موارد بازگوکننده محتوای داخل کتاب نیستند و حتی در بعضی مواقع ناشر برای بالابردن جذابیت و رنگ و لعاب کتاب، محتوا را با استفاده از تصاویر و جلدهای زیبا پنهان می‌کند. بهتر است در انتخاب کتابهای خوب به دوستان با سواد خود اعتماد کنید.

موضوعی جدید را امتحان کنید: من قبل از اینکه برنامه باشگاه کتاب را در تلویزیون شروع کنم هیچ وقت به موضوعات جنایی علاقه و تمایلی نداشتم و بیشتر در فیلم‌های تلویزیونی درباره این موضوعات داستان‌های جذابی تماشا می‌کردم ولی وقتی در یکی از برنامه‌ها یکی از این کتاب‌ها را با عوامل اجرایی بررسی کردیم فهمیدم که چقدر این موضوع را دوست دارم. هر کسی ممکن است علایق و استعدادهایی در درون خود نهفته داشته باشد و از آنها نیز خبر نداشته باشد و به خاطر همین امر بهتر است در روزهای متفاوت موضوعات و ژانرهای متفاوتی امتحان کنید و ببینید که چقدر زندگی برای شما رنگ و بویی متفاوت خواهد داشت.

همیشه به یاد داشته باشید که کتابی که در تاریک‌ترین و سردترین شب زمستانی مطالعه می‌کنید به طور حتم با کتابی که در گرم‌ترین روز تابستان مطالعه می‌کنید تفاوت دارد و نمی‌تواند یک موضوع مشابه داشته باشد. من خودم شخصاً امسال تابستان کتاب «کمک» کاترین استاکت را برای مطالعه در نظر گرفته‌ام که داستان رودخانه می‌سی‌سی‌پی در سالهای 1962 را روایت می‌کند که با تعطیلات گرم تابستان همخوانی دارد و در این گرمای تابستان اصلاً دلم نمی‌خواهد کتابی درباره زمستان روسیه مطالعه کنم.

عقیده و نظر یک غریبه: کتاب‌فروشی‌ها معمولاً به عنوان افراد غریبه می‌توانند منابع مورد اعتمادی باشند و در بازار داغ کتاب که این روزها سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای هم به عرضه و فروش کتاب می‌پردازند، پیشنهادهای این افراد که به سلیقه مشتریان خود در خرید کتاب آشناتر هستند، حائز اهمیت خواهد بود. در صورت استفاده از نظرات کتاب فروش‌ها بهتر است چند ساعتی در کتاب فروشی این افراد زمان صرف کنید.

هیچ وقت از روی جلد درباره کتاب قضاوت نکنید: همانطور که گفته شد بعضی ازکتاب‌ها سعی می‌کنند محتوای ضعیف خود را با استفاده از جلد و رنگ جذاب پنهان کنند ولی بعضی از کتاب‌های غنی و پرمحتوا نیز جلد و رنگ خوبی ندارند و نمی‌توان در موردشان از روی طرح روی جلد آنها قضاوت کرد و همیشه باید چند صفحه‌ای به جلوتر روید تا خلاصه یا مقدمه نویسنده را درباره موضوع و محتوای کتاب را مطالعه کنید و ببینید ارزش دارد خواندن دارد یا خیر.

قبل از خرید کمی از کتاب را بخوانید: شاید تنها راه واقعی برای کشف اینکه مطالب کتاب برای شما مفید و ارزشمند است، مطالعه چند صفحه از کتاب است و به خاطر همین است که کتابخانه همیشه بهترین مکان برای انتخاب کتابهای مناسب است. بهتر است قبل از اینکه تصمیم بگیرید سه هفته یا بیشتر از وقت خود را صرف خواندن کتابی کنید از محتوا و واژه‌های مناسب به کار رفته در آن مطمئن شوید و ببینید اصلاً علاقه‌ای به دنبال کردن ماجراهای بعدی کتاب دارید. به یاد داشته باشید کتاب یکی از ارزان‌ترین سرگرمی‌های بشر محسوب می‌شود و چشم انداز انسان به موضوعات و اشیاء اطراف خود را تغییر می‌دهد و همیشه با خواندن کتاب‌ها چیزهای بیشتری از مصاحبه با دوستان و اطرافیان به دست خواهید آورد... 

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...