بنیاد تحقیقات آلمان در پروژه‌ای سه ساله قرار است بانک اطلاعاتی شرق دیجیتال را راه اندازی کند. در این پروژه تمام نسخ خطی فارسی، ترکی و عربی در قالب یک بانک دیجیتالی گردآوری خواهند شد.

به گزارش مهر، بنیاد تحقیقات آلمان، در پروژه‌ای سه ساله، قرار است بانک اطلاعاتی با عنوان «شرق دیجیتال» راه‌اندازی کند. در این پروژه تمام نسخ خطی دیجیتالی مربوط به مشرق‌زمین از کتابخانه دولتی برلین، کتابخانه تحقیقاتی گوتا، کتابخانه ملی باواریا در شهر مونیخ، مرکز محاسبات دانشگاه لایپزیگ و سایر مراکز نگهداری نسخ خطی جمع‌آوری می‌شود. علاوه بر این، نسخ چاپی موجود نیز به نسخه‌های دیجیتال تبدیل خواهند شد.

از سال ۱۹۵۴، پروژه‌ای با عنوان «فهرست‌نگاری نسخ خطی شرقی» در آلمان درحال اجراست و همین امر موجب شده تا نسخه‌های خطی بسیاری از مشرق‌زمین در این کشور جمع‌آوری شود. با این وجود، برای بسیاری از پژوهشگران دسترسی به نسخه‌های چاپی و اسناد موجود در کتابخانه‌های آلمان مشکل است. از این رو، بنیاد تحقیقات آلمان به فکر ایجاد بانک اطلاعاتی دیجیتال برای نسخه‌های خطی افتاده است. به گفته مسئولان بنیاد تحقیقات آلمان در پایان پروژه باید ۲۲ هزار نسخه خطی در بانک اطلاعاتی جمع‌آوری شود.

تنها در کتابخانه تحقیقاتی گوتا، ۳۵۰۰ نسخه خطی به زبان‌های فارسی، ترکی و عربی موجود است. این کتابخانه که در دانشگاه ارفورت آلمان قرار دارد، پس از کتابخانه‌های برلین و مونیخ، از مهم‌ترین ذخایر نسخ خطی آلمان به شمار می‌آید. در میان این نسخ خطی، آثاری پیرامون فقه، امور پزشکی، تاریخ طبیعی و ادبیات وجود دارد. بسیاری از این نسخ خطی توسط اولریش جاسپر زیتسن، شرق‌شناس و ویلهلم پرتش کتابدار و شرق‌شناس آلمانی جمع‌آوری شده است. از دیگر مجموعه‌های نسخ خطی در آلمان می‌توان به نسخ خطی بخش شرق‌شناسی کتابخانه ملی برلین اشاره کرد. این بخش از مهمترین مجموعه‌های موجود در اروپا به شمار می‌آید. حدود ۶۰۰ هزار نسخه کتاب خطی و چاپی و مجلات قدیمی در آرشیو شرق‌شناسی این کتابخانه موجود است.

آنطور که در سایت دانشگاه ارفورت آمده است؛ تیم گردآوری بانک اطلاعاتی «شرق دیجیتال» از بهار سال ۲۰۲۰ کار خود را آغاز خواهد کرد. این تیم با حمایت مالی بنیاد تحقیقات آلمان فعالیت می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...