چاپ تازه کتاب «تأملات سیاسی علامه طباطبایی» منتشر شد.

به گزارش کتاب‌نیوز، کتاب «تأملات سیاسی علامه طباطبایی» در ۱۱ فصل و شامل مجموعه مقالات و مصاحبه‌هایی از حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی است. این کتاب پاییز امسال در سالگرد رحلت علامه طباطبایی برای اولین‌بار منتشر شده بود.

در بخشی از فصل پنجم این کتاب می‌خوانیم:

«علامه طباطبایی در جلد نهم المیزان ارتباط بین استبداد دینی و استبداد سیاسی و فساد مالی را شرح داده‌اند که مسأله این نیست که فقط دیکتاتوری وجود داشته باشد، بلکه آمدن دیکتاتوری لوازمی هم دارد. اگر در یک جامعه استبدادزده ادعای سلامت و طهارت بشود، تا وقتی که استبداد هست، آن سخن بیش از یک ادعا چیزی نیست که فساد مالی هم قهرا از لوازم آن است.

ارتباط بین استبداد دینی، استبداد سیاسی و فساد مالی چیست؟ این یک مثلث است. قاعده این مثلث را استبداد دینی تشکیل می‌دهد، ولی وقتی که این قاعده آمد آن دو ضلع دیگر هم می‌آید؛ یعنی هم استبداد سیاسی رخ می‌دهد و هم فساد مالی. چرا؟ چون خداوند در قرآن کریم دو جا به صراحت، علمای دینی را از اَحبار و رُهبان نفی می‌کند. یک جای آن مربوط به استبداد سیاسی است: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله». خودشان را در جایگاه مُطاع بودن قرار می‌دادند و بی‌چون و چرا می‌بایست از آن‌ها اطاعت شود، ولی در جای دیگری خداوند می‌فرماید همین‌ها که معتقد بودند که خدا در ما حلول کرده و ما پاک و منزه هستیم، شکم‌هاشان پر از حرام بوده است. آیه شریفه ۳۴ سوره توبه را ببینید.

هر دو آیه، در سوره توبه است. با دو، سه آیه فاصله. خداوند هشدار می‌دهد و با «اِنَّ» مطلب را مورد تأکید قرار می‌دهد و تعبیر «کثیر» هم دارد؛ یعنی مسأله حرام‌خواری آن‌ها یک مسأله نادر و استثنایی نیست که جنبه شخصی پیدا کند و به خودشان مربوط باشد، نه، اِنّ «کثیراً» من الاحبار و الرهبان. دوباره تأکید می‌کند: «لَیاْکلون». یک تأکید هم روی این لام وجود دارد تا دیگر تردیدی وجود نداشته باشد. «لیأکلون اموال‌الناس بالباطل». ریشه فساد مالی هم این جاست. وقتی که استبداد دینی و استبداد سیاسی با هم آمیخته شود، ضلع سوم یعنی فساد مالی و حرام‌خواری رخ می‌نماید. این یک امر غیرمنتظره نیست. مسأله فساد مالی احبار و رهبان که در این آیه شریفه مطرح شده، به قدری گسترده بوده که لازم بوده مطرح شود. علامه می‌فرماید که در قرآن، نسبت به یهودیان و مسیحیان نقدهای مختلفی وجود دارد، اما هیچ فسادی در جامعه به پای فساد مالی نمی‌رسد...

فساد مالی، آثار فراگیری دارد. مهمترین چیزی که پایه و قوام جامعه انسانی را تشکیل می‌دهد بنیه مالی است و اقتصاد نقش بی‌نظیری در جامعه دارد. علامه از تعبیر «جُلّ المعاصی» استفاده می‌کنند؛ جُلّ در برابر کل است. یعنی همه چیز نه، ولی اکثر مفاسد و گناهان و مَساوی و جنایات و تعدیات و مظالم و خلاصه اکثر مفاسد اخلاقی و سیاسی را اگر تحلیل بکنید؛ آخرش به این جا می‌رسد که یا در جامعه فقر هست که منشأ مفاسد می‌شود یا اسراف و تبذیر است که آن هم منشأ مفاسد می‌شود و ریشه در هر دو قسم فقر و غنای مفرط در مفاسدی که به دنبال دارد منجر به «اختلال در نظام جامعه» می‌شود و آخرش به مفاسدی می‌رسد که علمای دینی دارند.»

چاپ دوم کتاب تأملات سیاسی علامه طباطبایی در ۲۰۰ صفحه و با قیمت ۱۲ هزار تومان از سوی انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...