کتاب «آینه‌های فیلسوف» شامل گفت‌وگوهایی در باب زندگی، آثار و دیدگاه‌های دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی برای بار سوم منتشر شد. دلیل اقبال به این کتاب را می‌توان لحن دلنشین و روان دینانی در بیان آرای فلسفی و ایجاد علاقه در افراد برای پیگیری آرای فلسفی دانست.

به گزارش ایبنا، شناسایی و تجلیل از اندیشمندان معاصر، یکی از ضرورت‌های فکری جامعه ماست و باید بیش از همیشه قدردان آنان بود.

نمی‌توان تجلیل‌های سال‌های اخیر از برخی شخصیت‌های برجسته را نادیده گرفت، اما مهم‌تر از هرگونه بزرگ‌داشتی این است که ابعاد مختلف اندیشه‌ها و آثار یک شخصیت فکری مورد تجزیه و تحلیل و حتی نقادی قرار گیرد تا وی به پاسخ‌گویی از مواضع فکری‌اش برآید و به این طریق بسیاری از ابهامات توسط خود متفکر آشکار مشود.

باید با هر اندیشمندی در زمان حیات او به گفت‌وگو نشست و زوایای پنهان شخصیت و فکر او را عیان کرد و با ناگفته‌های او آشنا شد. لزوم انجام این کار، آن است که هیچ متفکری به تنهایی نمی‌تواند هر آنچه را که در ذهن دارد، به قلم آورد. چه بزرگانی که سر بر خاک نهادند و اسرار بسیاری را با خود به گور بردند و چه حکمت‌هایی که در ذهن حکیمان نهفته ماندند و بر زبان آنها جاری نشدند.

کتاب حاضر شامل مجموعه گفت‌وگوهای عبدالله نصری با دکتر دینانی است که پیش از این از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده‌اند. به زعم نصری که از شاگردان دینانی بود، وی از اندیشمندان بزرگ جامعه ماست که عمرش را در تدریس و تالیف درباره اندیشه‌های فلسفی متفکران جهان اسلام سپری کرده است. وی همچنین اندیشه متفکران بزرگی را به ارث برده و برخی از سنت‌های شفاهی آنان را در سینه دارد.

این کتاب برای نخستین بار در سال 1380 و برای دومین بار در سال 1384 منتشر شد و اکنون نیز چاپ سوم آن به بازار نشر آمد. دلیل استقبال نسبی از این کتاب را می‌توان لحن دلنشین و روان دینانی در بیان آرای فلسفی دانست. همچنین او از جمله متفکرانی است که با حضور مستمر در شبکه‌های تلویزیونی، نزد بسیاری از علاقه‌مندان غیرمتخصص به فلسفه و حکمت نیز شناخته شده است.

به‌کارگیری بیانی گیرا و لحنی روان و ساده، در عین حال عمیق برای شرح مسایل حکمی و فلسفی را می‌توان مهم‌ترین دلیل برای استقبال از برنامه‌های او در سیمای جمهوری اسلامی ایران و همچنین این کتاب دانست. تمامی گفت‌وگوهای این کتاب نیز از چنین لحنی برخوردارند. سوال‌ها به دور از پیچیدگی و به گونه‌ای طرح شده‌اند که در عین روان بودن، سبب بازگو شدن اندیشه مصاحبه شونده از سوی وی می‌شوند.

تمامی این سوال و جواب‌ها حتی اگر به خاطرات دینانی اشاره داشته باشند، شرحی از اندیشه و دیدگاه او را به دنبال دارند. این کتاب چهار بخش با عناوین «حدیث نفس»، «گردش ایام»، «بررسی آثار» و «اندیشه‌ها و دیدگاه‌ها» را دربر می‌گیرد.

انتشار این کتاب را باید به فال نیک گرفت و آن را مقدمه‌ای بر انتشار آثار دیگری با همین سبک و سیاق دانست. به‌یقین اندیشمندان دیگری در سایر حوزه‌ها حرف‌هایی برای گفتن و شنیده شدن دارند که پرداختن به آنها نیز خالی از لطف نخواهد بود. نکته مهم درباره این کتاب‌ها، پرداختن به تفکر و دیدگاه‌های اندیشمندان و دچار نشدن آنها به تجلیل‌های مکرر است. تجلیل‌هایی که سودمندند، اما به تنهایی هرگز کافی نیستند، زیرا اندیشه‌ای را به جامعه تزریق نمی‌کنند و قدردانی واقعی از اندیشمندن را روا نمی دارند.

چاپ سوم کتاب «آینه‌های فیلسوف» در 260 صفحه و بهای 45000 ریال از سوی انتشارات سروش منتشر شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...