خاطره‌ی "ابراهیم حاتمی‌کیا" از عملیات مرصاد در مجموعه "شب خاطره" منتشر شد. 
  
به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از ستاد خبری انتشارات سوره مهر، "شب خاطره" مجموعه خاطرات مردان و زنان جنگ است که دوازده سال است در اولین پنجشنبه‌های هر ماه زیر سقف تالار اندیشه حوزه هنری گوشه‌ای از خاطرات دوران دفاع خود را تعریف می‌کنند.

کتاب "شب خاطره" گزیده‌ای از خاطراتی است که در شب های خاطره بازگو شده و "مجتبی عابدینی" در دفتر ادبیات وهنر مقاومت آن را جمع آوری کرده است. خاطره حاتمی‌کیا در این کتاب با عنوان «شهر آلوده است» مربوط به عملیات مرصاد است که پنجم مرداد ماه سال جاری بیستمین سالروز آن بود.

حاتمی کیا می‌گوید: «مرصاد» عملیاتی بود که بعد از پذیرش قطعنامه واقع شد. شرایطی که برای بچه‌ها پیش آمده بود ، همان دروازه‌ای بود که داشت بسته می‌شد. بچه‌ها سراسیمه از شهر و کاشانه دست برداشتند و به سوی جبهه دویدند...

وقتی در شهر راه می‌رفتیم حس می‌کردیم همه به هم مظنونیم. چند نفر از منافقین را دیدم خودشان را از لحاظ ظاهری کاملا شبیه ما کرده بودند و آدم از دیدن این وضعیت گیج می‌شد. خودروی لندروور آقا مرتضی آوینی برای ما دردسر شده بود. چند بار نزدیک بود بچه‌های خودی به سوی ما شلیک کنند....

شب خاطره حاوی خاطرات دیگری از «زنده یاد سید علی اکبر»، «احمد احمد»، ‌«رضا ایران منش»، «محمد رضا ترابی زاده»، «‌سیده زهرا حسینی»،‌ «علیرضا رحیمی»، «رحیم صفوی»،‌ شهید «علی صیاد شیرازی»، «محمد رضا طالقانی»‌، «حسین مظفر»، زنده یاد «رسول ملاقلی‌پور»، «علی میلانی»، « فاطمه ناهیدی»، ‌«محمد نظام اسلامی»، «مینا نظامی» و «بیژن نوباوه» است.

این کتاب در 146 صفحه در شمارگان دو هزار و 200 نسخه، با قطع رقعی و باقیمت هزار و 900 تومان به چاپ رسیده است.

نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...