تألیف‌ها و ترجمه‌های تازه‌ای از فریدالدین رادمهر منتشر می‌شود.

به گزارش ایسنا، رادمهر مجلد دوم کتاب «کشف ذهن» والتر کوفمان را شامل معرفی و بررسی آثار نیچه، هایدگر و بوبر در حال انتشار دارد.

به گفته‌ی او، ترجمه‌ی مجلد سوم کتاب یادشده از انگلیسی هم شامل معرفی و بررسی آثار سه روان‌شناس آلمانی به نام‌های فروید، آدلر و یونگ تا سال جدید به پایان می‌رسد و همچون مجلدهای اول و دوم برای چاپ به نشر چشمه سپرده می‌شود.

او تألیف «هراکلیتوس» نوشته‌ی فیلیپ ویلبر رایت درباره‌ی این فیلسوف یونانی را که قبل از سقراط زندگی می‌کرده است و نیز «ذوالنون مصری» را درباره‌ی این شخصیت، که به گفته‌ی رادمهر از چهره‌های محوری عرفان اسلامی است، به همراه کتاب «مصادر عرفان اسلامی» در حال انجام دارد.

ترجمه‌ی این مترجم از کتاب «لوتر؛ مردی میان خدا و شیطان» هیکو ابرمان هم قرار است به همراه مجلد اول کتاب «کشف ذهن» برای نوبت دوم تجدید چاپ شود. آثار یادشده از سوی نشر چشمه منتشر می‌شوند.

به تازگی نیز با ترجمه‌ی رادمهر، کتاب «کبریت احمر؛ زندگانی ابن ‌عربی» به قلم کلود عداس از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شده است.

از رادمهر، پیش‌تر در زمینه‌های تألیف و ترجمه‌ی عرفان اسلامی و دین‌شناسی، آثاری از جمله: «جنید بغدادی (تاج‌العارفین)»، «فضیل عیاض (از رهزنی تا رهرویی)»، «باور خردمندان‌ (شرح اعتقادالحکماء سهروردی)»، «عارفان مسیحی» استیون فانینگ، «جریانات بزرگ در عرفان یهودی» گرشوم شولم، «سفر بی بازگشت» از کلود عداس، «فلسفه‌ی عرفانی ابن مسره» از آسین پالاسیوس و «هرمتیکا» مربوط به آیین هرمسی نوشته‌ی تیموتی فرک به چاپ رسیده‌اند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...