شفا ابن‌سینا و الکبیر فارابی در آستانه چاپ جدید قرار گرفتند.

سیدعبدالله انوار از پیشکشوتان عرصه نسخه پژوهی و تصحیح متون در حوزه‌هایی چون منطق، ریاضیات، هندسه در مورد انتشار آخرین اثر خود، ترجمه و تصحیح کتاب شفای بوعلی سینا به جام جم گفت: این اثر را 20سال پیش ترجمه کرده و شرح دادم و با کار ارسطو، فیلسوف بزرگ یونانی تطبیق دادم.

وی با اشاره به اینکه جدیدترین اثرش شامل 22 جلد کتاب شفای بوعلی سینا و 22جلد شرح و مطابقه با کار ارسطو است، تصریح کرد: قرار بود مرجعی پیدا شود این اثر را منتشر کند؛ اما انتشار این گونه آثار به دلیل مرجع بودن از سوی بسیاری ناشران مورد استقبال واقع نمی شود.

وی همچنین در مورد کارهایی که در دست انتشار و یا تدوین دارد، گفت: دو کار در دست دارم. یکی شرح کتاب موسیقی «الکبیر» فارابی است؛ این کتاب علمی بزرگترین شاهکار فرهنگ اسلامی است و شامل یکهزار صفحه می‌شود و کار بر روی آن به پایان رسیده است.

وی افزود: اثر دیگری نیز در دست دارم که حل المسائل منطق ریاضی است. علم جدیدی که در 3 قسمت قضایا، محمولات درجه اول و محمولات درجه دوم تقسیم‌بندی شده است.

وی در مورد این اثر تاکید کرد: این اثر جدید مربوط است به منطق ریاضی که در حوزه حل المسائل برای نخستین بار به آن پرداخته می‌شود. تاکنون و در بحث منطق ریاضیات بحث‌های زیادی شده، اما برای نخستین بار و در قالب یک کتاب به حل مسائل منطق ریاضیات پرداخته‌ام. نخستین کتاب در حوزه منطق ریاضیات، اولین بار از سوی دکتر غلامحسین مصاحب منتشر شد.

پرداختن به آثار بزرگان ایران و اسلام و شرح و تصحیح این آثار از دغدغه های سیدعبدالله انوار است. 10جلد فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه ملی از سال 1343تا 1358و تصحیح دهها جلد از آثار بزرگانی چون خواجه نصیرالدین طوسی ، ملاصدرا و... از او است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...