رئیس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی می‌گوید "محمود احمدی‌نژاد" با اختصاص اعتبار ویژه‌ای حمایت خود را نسبت به احیاء و انتشار آثار خطی ابن‌سینا اعلام کرده است. 
  
رئیس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی به فارس گفت:« 50 درصد آثار
ابن‌سینا چاپ نشده‌اند که عمده این آثار به عربی هستند و به فارسی ترجمه نشده‌اند. آقای رئیس‌جمهور به مهندس رحیم مشایی گفته بودند من برای احیای آثار ابن سینا حمایت می‌کنم تا حتماً آثار او منتشر شود.»

به گفته طه هاشمی، پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی در حال امضای تفام‌نامه‌ای با انجمن حکمت و فلسفه ایران است تا این انجمن برای احیاء آثار ابن سینا محور کار قرار گیرد. غلامرضا اعوانی، رئیس انجمن حکمت و فلسفه ایران سال گذشته گفته بود طرح انتشار مجموعه آثار ابن سینا پنج سال پیش مورد تأیید انجمن بوده است. اما این طرح به علت کمبود بودجه با کندی پیش رفته است.

انجمن حکت و فسلفه ایران طرح انتشار تمامی آثار ابن سینا را به مناسبت هزارمین سالگرد تولد ابوعلی سینا مطرح کرده بود. این انجمن از سال‌های پیش کار شناسایی و گردآوری نسخه‌های خطی آثار ابن سینا را انجام می‌داده است.

به نوشته یحیی مهدوی، در فهرست نسخه‌های مصنفات ابن سینا این دانشمند ایرانی بیش از 242 اثر دارد. از این تعداد 111 اثر منسوب به وی است. همچنین بیش از 20 اثر فارسی به ابن سینا منسوب است که از میان آن‌ها انتساب دانشنامه علائی و رساله نبض به وی مسلم است.
بسیاری از نسخه‌های خطی آثار ابن سینا در کتابخانه‌های اروپایی نگهداری می‌شوند. کتاب «شفا» یکی از مهم‌ترین آثار ابن سینا
است که 14 جلد است.

نسخه‌ای از کتاب "قانون" ابن‌سینا به زبان لاتین، چاپ 1484 میلادی در مخزن کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تگزاس نگهداری می‌شود.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...