آخرین رمان کورت ونه‌گات  Kurt Vonnegut با عنوان «زمان لرزه» Timequake با ترجمه معصومه فخار منتشر شد.

Timequake Novel by Kurt Vonnegut زمان لرزه کورت ونه گات

به گزارش فارس، «زمان لرزه» آخرین اثر کورت ونه‌گات ، از نویسندگان بزرگ دوران ماست. این رمان برای تمامی آثار ونه‌گات نقش وصیت‌نامه را دارد.

این رمان روایتگر لرزش زمان است. همه‌کس و همه‌چیز از ۱۳ فوریه ۲۰۰۱ به ۱۷ فوریه ۱۹۹۱ بازمی‌گردد. افراد آینده‌شان را - که همان گذشته‌شان بوده - می‌دانند؛ اما قادر به تغییر آن نیستند. در این دَه سال مجبورند کارهایی که قبلاً انجام داده‌اند را دوباره تکرار کنند تا دوباره به سال ۲۰۰۱ بازگردند و اختیارشان را بازگردانند.

زبان ونه‌گات طنز است. تصاویر بدیع و زیبایی از خانواده‌اش، مردم آمریکا، سیاست‌مداران، دانشمندان و...خلق کرده است. بیانی بسیار روان دارد. زیبا و دل‌پذیر می‌نویسد. ناگهان از موضوعی به موضوعی دیگر می‌پرد یا جامپ‌کات می‌کند. نگاهش موشکافانه است و با ریزبینی مسائل را نقد می‌کند.

کورت ونه‌گات از معدود نویسندگانی است که در عصر حاضر، رمان‌هایش شهرت جهانی دارد و نه‌تنها در آمریکه، بلکه در سرتاسر جهان از رمان‌هایش استقبال می‌شود.

این دورگۀ آمریکایی‌آلمانی علاوه‌بر نقد جامعۀ خویش، تلاش می‌کند تا غیرانسانی بودن پدیده‌هایی همچون جنگ، بمب اتم و فروپاشی نهاد خانواده را با زبانی طنز بیان کند. ازاین‌رو ونه‌گوت هیچ حد و مرزی ندارد و استقبال گسترده از آثارش در ایران و دیگر نقاط جهان، بر این نکته صحه می‌گذارد.

رمان «زمان لرزه» اثر کورت ونه‌گات با ترجمه معصومه فخار از سوی نشر کتابستان معرفت در ۳۱۲صفحه با قیمت  ۳۵ هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...