دو کتاب «خوشی‌های زندگی» و «بی حسی موضعی» از بهترین‌های ادبیات جهان به تازگی ترجمه و در بازار نشر کشورمان توزیع شده است.

به گزارش خبرآنلاین، انتشارات نیلوفر کتاب «بی‌حسی موضعی» نوشته‌ گونتر گراس با ترجمه‌ حسن نقره‌چی را پس از انتشار «قرن من» این نویسنده روانه بازار نشر کرد. رمان «بی حسی موضعی» که در برلین می گذرد اولین کتاب گراس بعد از سه گانه مشهور او محسوب می شود: «طبل حلبی، موش و گربه، سالهای سگی».

گونتر ویلهم گراس روز 16 اکتبر سال 1927 از پدری پروتستان و مادری کاتولیک متولد شد. در سن پانزده‌‌سالگی برای فرار از محیط فقیرانه‌ی خانوادگی، خدمت در ارتش هیتلر را داوطلبانه پذیرفت و در سن هفده‌‌سالگی به لشکر دهم توپخانه‌ی اس‌اس - فروندبرگ فراخوانده شد. مشهورترین اثر او «طبل حلبی» است که در سال 1959 به‌ چاپ رسید و موجب شهرت فراوانش شد. دیگر رمان مشهور گراس، «سال‌های سگی» است که در 1963 منتشر شد و ترکیبی از واقعیت و تخیل است. «موش و گربه» و «موش صحرایی» از دیگر آثار او هستند. از جمله جایزه‌ها و افتخاراتی که گراس دریافت کرده است، به جایزه‌ «گئورگ بوشنر» در سال 1965، جایزه‌ «توماس‌ مان» در سال 1996، جایزه‌ «شاهزاده آستوری» در سال 1999، جایزه‌ نوبل ادبیات در سال 1999 می‌توان اشاره کرد.

همچنین کتاب «خوشی‌های زندگی» نوشته ویلیام سامرست موآم با ترجمه زهرا تابشیان منتشر شد. موآم این رمان را بهترین اثر خود می دانست؛ رمانی که گابریل گارسیا مارکز درباره آن می گوید: خیره کننده و سرشار از هوشمندی و طنز است.

هنگامی که نخستین چاپ این رمان در 1930 به بازار آمد، توفانی از بحث و جدل برپا کرد. رمان، طنزی شیطنت‌آمیز درباره محافل ادبی آن زمان که هماره با تأکید ژرف بر آزادی‌های فردی در لندن میان دو جنگ است، در بردارد. موآم به یاری طنز نیشدار و حالت غنایی در این رمان هنگامی که از نیکبختی ادوارد دریفیلد در کنار همسر خارق‌العاده‌اش رزی سخن می‌گوید، خواننده به خوبی معنای این «نیکبختی» را درمی‌یابد. رزی که او را جذاب‌ترین شخصیت زن در ادبیات سده بیستم و همانند شخصیت مالی بلوم در اولیس جویس می‌دانند به آلوری کی‌یر نویسنده جوان جویای نام این افتخار را می‌دهد که زندگینامه رسمی ادوارد دریفلید را همچون داستانی پرفروش بنویسد …

این کتاب را نیکونشر با ترجمه زهرا تابشیان در 267 صفحه با بهای ده هزار تومان به بازار کتاب فرستاده است.
 

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...