انتشارات جهاد دانشگاهی تهران کتاب «رهبری در صنایع خلاق»[Leadership in the creative industries] نوشته «کارن ال مالیا» [Karen L. Mallia] از فعالان رسانه‌ای را منتشر کرد.

رهبری در صنایع خلاق»[Leadership in the creative industries] نوشته «کارن ال مالیا» [Karen L. Mallia]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، موضوع رهبری و مدیریت منابع انسانی در صنایع خلاق بعد از ابلاغ درس مدیریت منابع انسانی در صنایع خلاق به دانشگاه‌های کشور و توجه به اهمیت موضوع مورد اقبال بیشتر علاقمندان این حوزه قرار گرفته است.

نویسنده این کتاب که نخستین بار در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، معتقد است زمانی‌که این کتاب در دست رهبران خلاق و با استعداد قرار گیرد می‌تواند ابزاری قدرتمند برای بروز خلاقیت و نوعی نوآوری شگفت‌انگیز باشد و زندگی افرادی را بهتر کند که در صنایع خلاق و سازمان‌های بسیار موفق تلاش می‌کنند

رهبری در صنایع خلاق در دوازده فصل به همه ابعاد و مولفه‌های فعالیت و هدایت مدیران و کارکنان این صنایع می‌پردازد.

دکتر سید «مهدی شریفی»، دانشیار دانشگاه تهران و دکتر «ناصر جنانی»، ترجمه و تحشیه کتاب را انجام داده‌اند. در تحشیه کتاب نیز، از مقالات متنوعی در حوزه رهبری در صنایع خلاق در یاری کتاب استفاده شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...
من با موراکامی (بی‌آنکه روحش خبر داشته باشد!) صیغه برادرخواندگی خوانده‌ام!... اغلب شخصیت‌های موراکامی، به‌ویژه در رمان‌ها جوان‌های ۳۵، ۳۶‌ساله‌ای هستند منزوی، زخم‌خورده، گریزان از زندگی عادی کارمندی مثلا و در جست‌وجوی هویت و حل مشکل خود... دست به چه کاری می‌زنی که معنای وجود خود را در دنیایی آشکارا بی‌معنا دریابی؟ آیا آن را چنان‌که هست، می‌پذیری، یا با تمام قوا می‌کوشی دریابی چرا چنین است؟... رمان شبیه جنگل‌کاری است و نوشتن داستان کوتاه مثل ایجاد باغ ...