انتشارات جهاد دانشگاهی تهران کتاب «رهبری در صنایع خلاق»[Leadership in the creative industries] نوشته «کارن ال مالیا» [Karen L. Mallia] از فعالان رسانه‌ای را منتشر کرد.

رهبری در صنایع خلاق»[Leadership in the creative industries] نوشته «کارن ال مالیا» [Karen L. Mallia]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، موضوع رهبری و مدیریت منابع انسانی در صنایع خلاق بعد از ابلاغ درس مدیریت منابع انسانی در صنایع خلاق به دانشگاه‌های کشور و توجه به اهمیت موضوع مورد اقبال بیشتر علاقمندان این حوزه قرار گرفته است.

نویسنده این کتاب که نخستین بار در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، معتقد است زمانی‌که این کتاب در دست رهبران خلاق و با استعداد قرار گیرد می‌تواند ابزاری قدرتمند برای بروز خلاقیت و نوعی نوآوری شگفت‌انگیز باشد و زندگی افرادی را بهتر کند که در صنایع خلاق و سازمان‌های بسیار موفق تلاش می‌کنند

رهبری در صنایع خلاق در دوازده فصل به همه ابعاد و مولفه‌های فعالیت و هدایت مدیران و کارکنان این صنایع می‌پردازد.

دکتر سید «مهدی شریفی»، دانشیار دانشگاه تهران و دکتر «ناصر جنانی»، ترجمه و تحشیه کتاب را انجام داده‌اند. در تحشیه کتاب نیز، از مقالات متنوعی در حوزه رهبری در صنایع خلاق در یاری کتاب استفاده شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...