انتشارات جهاد دانشگاهی تهران کتاب «رهبری در صنایع خلاق»[Leadership in the creative industries] نوشته «کارن ال مالیا» [Karen L. Mallia] از فعالان رسانه‌ای را منتشر کرد.

رهبری در صنایع خلاق»[Leadership in the creative industries] نوشته «کارن ال مالیا» [Karen L. Mallia]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، موضوع رهبری و مدیریت منابع انسانی در صنایع خلاق بعد از ابلاغ درس مدیریت منابع انسانی در صنایع خلاق به دانشگاه‌های کشور و توجه به اهمیت موضوع مورد اقبال بیشتر علاقمندان این حوزه قرار گرفته است.

نویسنده این کتاب که نخستین بار در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، معتقد است زمانی‌که این کتاب در دست رهبران خلاق و با استعداد قرار گیرد می‌تواند ابزاری قدرتمند برای بروز خلاقیت و نوعی نوآوری شگفت‌انگیز باشد و زندگی افرادی را بهتر کند که در صنایع خلاق و سازمان‌های بسیار موفق تلاش می‌کنند

رهبری در صنایع خلاق در دوازده فصل به همه ابعاد و مولفه‌های فعالیت و هدایت مدیران و کارکنان این صنایع می‌پردازد.

دکتر سید «مهدی شریفی»، دانشیار دانشگاه تهران و دکتر «ناصر جنانی»، ترجمه و تحشیه کتاب را انجام داده‌اند. در تحشیه کتاب نیز، از مقالات متنوعی در حوزه رهبری در صنایع خلاق در یاری کتاب استفاده شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...