رمان «تریستانو می‌میرد» [Tristano Dies: a life یا Tristano muore: una vita] نوشته آنتویو تابوکی [Antonio Tabucchi] با ترجمه قلی خیاط توسط نشر نگاه منتشر شد.

تریستانو می‌میرد [Tristano Dies: a life یا Tristano muore: una vita] آنتویو تابوکی [Antonio Tabucchi]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، آنتونیو تابوکی از نویسندگان ادبیات معاصر ایتالیاست که در سال ۱۹۴۳ متولد و سال ۲۰۱۲ در ۶۸ سالگی درگذشت. او یکی از نویسندگانِ مخالف فاشیسم در کشورش بود که در سال‌های نخست‌وزیری برلوسکونی هم انتقادات تندی را متوجه این‌سیاستمدار می‌کرد. این‌نویسنده که از علاقه‌مندان فرناندو پسوآ شاعر پرتغالی بود و تعدادی از آثار او را ترجمه کرده بود، در ایتالیا متولد و در لیسبونِ پرتغال از دنیا رفت.

نسخه اصلی کتاب «تریستانو می‌میرد» سال ۲۰۰۴ منتشر شد و داستانش درباره یکی از قهرمانان نهضت مقاومت ایتالیا به‌نام تریستانو است که در مقطع شروع داستان، در یک‌ماه شرجیِ آگوست، در حال احتضار است. او یک نویسنده را کنار بستر خود خوانده تا وقایع و اتفاقات زندگی‌اش را برای او روایت کند. در نتیجه مخاطب کتاب در حال خواندن گذشته تریستانو خواهد شد...

ترجمه فارسی این‌کتاب با ۲۰۰ صفحه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...