مجید قیصری از حضور در فهرست چهل نویسنده برگزیده کشور انصراف داد.

مجید قیصری

به گزارش مهر، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور با هدف تجلیل از اهالی قلم متعهد و برجسته در طرحی موسوم  به «چهل قلم»، تصمیم گرفته در ایام دهه فجر از چهل نویسنده متعهد و ارزشی تقدیر کند.

مجید قیصری از نویسندگان معاصر که نام وی در این فهرست قرار گرفته است به دنبال این مساله با نگارش یادداشت کوتاهی که در اختیار مهر قرار داده است، از حضور در این فهرست انصراف داد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

«از نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به عنوان جایی که با کتاب مونس و هم نشین هستند انتظار می‌رفت که نویسندگان را یعنی تمام نویسندگان را مدافع ارزش های والایی انسانی بداند حتی کسانی که روزگاری با مادشمن بودند و هم کیش ما نبودند.تقسیم بندی زودگذر و سیاسی را به عهده سیاسیون بگذارید و در روزگاری که دیگران بذر نفاق میکارند و بی اعتمادی سکه ی رایج شده، شما اعتماد جلب کنید. کتاب خاصه رمان به ما می‌آموزد که بنی آدم اعصای یکدگرند پس به مشترکات نگاه کنیم تا تفاوت‌ها.من از آنجا که سالهاست از جنگ نوشته‌ام و صد جنگ خوانده‌اند این تعریف از ارزش را متوجه نمی‌شوم. با اینکه می دانم شما نیت خیر دارید ولی چون این حرکت جز رنجش و فاصله تا این لحظه چیزی به ارمغان نداشته است از حضور در آن منصرف می‌شوم»

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...