به گزارش ایبنا، «پست شبانه»[The Night Mail] جدیدترین اثر هدی برکات [Hoda Barakat] که در دوازدهمین دوره جایزه جهانی رمان عربی (بوکر عربی سال ۲۰۱۹) به‌عنوان اثر برگزیده معرفی شده بود، به‎تازگی با ترجمه سیدحمیدرضا مهاجرانی راهی بازار کتاب ایران شده است.

آثار این نویسنده تاکنون به زبان‌های مختلف ترجمه‌شده و دو بار در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۸ نشان دولت فرانسه به او اعطا شده است. دیگر رمان‌های برکات عبارتند از: «سنگ خنده»، «اهل‌حال»، «شخم‌زن آب‌ها» (برنده‌ی جایزه‌ی نجیب محفوظ)، «سرورم و دلبرم» و هدی برکات «ملکوت» (که به لیست بلند بوکر عربی سال ۲۰۱۳ راه یافت).

برکات در سال ۲۰۱۵ به لیست کوتاه جایزه جهانی مَن‌بوکر عربی راه‌ یافته بود که در آن زمان هر دو سال یک‌بار به مجموعه آثار یک نویسنده داده می‌شد. وی سرانجام در سال 2019 با رمان «پست شبانه» این جایزه معتبر ادبی را از آن خود کرد.

برید الیل هدی برکات پست شبانه

سیدحمیدرضا مهاجرانی که پیش ‌از این نیز آثار مطرحی از زبان عربی به فارسی ترجمه کرده است، درباره این کتاب به خبرنگار ایبنا گفت: این کتاب روایتی است تلخوش از ویل و ویرانی آوار شده بر سر مردم سوریه که وطنشان را در کانون خفه خاکستر جهل مقدس از یک‌سو و لجبازی سیاستمداران قدرت پیشه و بقا طلب فرو برد و آن کشور را خالی از انسان و آکنده از ویرانی کرد.

وی با اشاره به غم‌غربت و بی‌درکجایی شخصیت‌های این کتاب تصریح کرد: داستان «پست شبانه» سرگذشت تلخ هفت میلیون آواره و پناهنده سوری است که با برجای نهادن قلب خود در وطن، با سینه‌ای آکنده از درد و خالی از دل، در بیابان‌های آوارگی و بی‌پناهی سرگردان شدند؛ بیگانگی پرورده در پروا و ترجمانی تلخ که بشریت نظیرش را سراغ نداشته و ندارد.

مترجم «پست شبانه» تاکید کرد: این کتاب حکایت مردمی نجیب و ریشه‌دار در دشت تمدن و بوستان تاریخ است، تاریخی سراسر سازندگی و تلاش؛ اما با آنها چنان کردند که دیگر از نامه نگاشتن برای یکدیگر هم محروم بودند؛ نامه‌ای که با کلماتش سر بر شانه محبوبه‌ای بگذارند و بگریند، نامه‌ای که با کلماتش سر بر دامان مادری بگذارند تا از سپهر تیزرو دمی بیاسایند. نامه‌ای که با واژه‌هایش به چشمان خواهری خسته‌جان بنگرند و آلامش را تسکین دهند.

مترجم آثار امین معلوف و محمد حسن علوان در ابتدای کتاب «پست‌شبانه»، آن را به «آیلان» تقدیم کرده است؛ کودک اهل کوبانی که عکس جنازه غرق‌شده‌اش بر ساحل، جهان را تکان داد؛ «آن کودک سوری که از میلادش چند گاهی بیشتر نمی‌گذشت؛ لیک مانند آن حواری گام بر آب نهاد تا راهی یابد به رهایی، از ویل و ویرانی، از کانون خفه خاکستر، از آتشی که حیات را در خود می‌بلعید، از دین فروش، از داعش... «آیلان» فرشته نبود؛ اما بال بر آورد و بالا گرفت تا بچیند تک میوه صلح را از باغ آسمانِ انسان»

این کتاب که حکایتِ حکایت‌های دوران است با قلمی شیوا و کلماتی برآمده از دل مردم نگاشته شده با جوهر عشق و اندیشه دوست داشتن و محبت‌ورزی. «پست شبانه» در سال 2019 به‌خاطر همین ویژگی‌های ناب بود که برنده جایزه بوکر عربی شد.

وی با ابراز خرسندی از توفیق ترجمه «پست شبانه» گفت: باید بگویم ترجمه «پست شبانه» (برید اللیل) اثر گران‌مایه و شیوا قلم دکتر هدی برکات را در ردیف افتخارات طلایی خود می‌دانم. ترجمه چنین کتابی زیبنده شکر و شادمانی است. قلم سحرانگیز و درعین‌حال مردمی، برآمده از دل و اندیشه ناب و صادقانه ایشان در جهان معاصر ادبیات داستانی از جایگاه درخوری برخوردار است.

مهاجرانی علت ترجمه این کتاب را چنین توضیح داد: اینکه چرا مشخصا کتاب «پست شبانه» را برای ترجمه برگزیدم، بدان علت است که من همواره سعی دارم ترجمه کتاب‌های برنده جایزه بوکر عربی و یا بوکرمن‌ها را در اولویت کارهای خود قرار بدهم. همان‌گونه که تابه‌حال کتاب‌هایی نظیر موت صغیر اثر محمدحسن علوان، عزازیل اثر دکتر یوسف زیدان را ترجمه کرده‌ام و از سوی انتشارات نام‌آشنای «روزنه» به مدیریت سید علیرضا بهشتی، انسانی منورالفکر و مترجمی بسیار توانا، به چاپ رسیده است.

وی در پاسخ به این سوال که چرا معمولا کتاب‌های برنده بوکر را برای ترجمه انتخاب کرده است، گفت: علت این انتخاب‌ها آن است که معمولا برندگان بوکر از شیواترین روش نگارش و برترین آرایه‌های ادبی برخوردارند و تک‌گویی‌های ایشان در کتاب از جوهره قویم هنر داستان‌سرایی ایشان حکایت می‌کند.

پست شبانه


مهاجرانی ویژگی‌های خاص قلم هدی برکات در «پست شبانه» را هم این‌گونه تشریح کرد: در این مورد خاص، هدی برکات از چند ویژگی منحصربه‌فرد برخوردار است؛ اول که او این قصه را با قلمی توانا، در اوج زیبایی، ظرافت و مهم‌تر از همه مردمی سروده. دو دیگر آنکه در این کتاب چهره پلید جنگ و عاری از تقدس و رحمش به شکلی هنرمندانه برملا شده و نشان از آن دارد که این جنگ محصول خودخواهی سران دیکتاتوری است که منجر به خلق پدیده‌ای شوم به نام داعش شدند که به‌مانند ببری بی‌مهار تمدنی را ویران کرد و مردمی را آواره و سرگردان.

مترجم رمان «سرگشتگی» از توافق صورت گرفته برای ترجمه دیگر آثار هدی برکات نیز خبر داد: من پیش از آنکه دست ‌به کار ترجمه «پست شبانه» (برید اللیل) شوم، با دکتر هدی برکات تماس گرفتم تا به‌قصد گرفتن اجازه، او را جریان کار قرار دهم. خانم برکات ضمن ابراز شادمانی و شعفِ بسیار از اینکه کتابش برای اولین بار به زبان فارسی ترجمه می‌شود ابراز علاقه کرد و تمایل داشت فصل‌هایی ترجمه‌شده از کتاب قبل از چاپ به دستش برسد. از این حرفش دریافتم که درخصوص شیوه و نحوه ترجمه خیلی حساس است. برای همین ترجمه نامه نخست را برایش ارسال کردم. پس از یک هفته اعلام کرد که از ترجمه بسیار خوشش آمده و مایل است که سایر کارهایش را هم بنده ترجمه کنم. منتها گفت که مایلم کتاب بعدی را خودم پیشنهاد کنم و بنده هم منتظر پیشنهادش هستم. ضمن اینکه چند نسخه از ترجمه هم از طرف انتشارات ثالث برایش ارسال شد و با هماهنگی دارالعرب (ناشر برید اللیل) امتیاز چاپ کتاب به زبان فارسی انحصاراً برای نشر ثالث اخذ شد.

وی درباره روند ترجمه «پست شبانه» و همکاری و همراهی نویسنده کتاب، گفت: ترجمه کتابی با برخورداری از آن قلم که پیش‌تر توضیح داده شد برای من زمان زیادی برد. به‌خصوص که در عرصه کشف لحن خیلی دقت داشتم چون در این کتاب نویسنده با هر نامه لحن خاص خود آن نامه را به‌کار برده. ذکر این نکته هم در خصوص کشف لحن خالی از لطف نیست که من در مواردی پیش می‌آمد که متوجه منظور و معنای لغوی جمله می‌شدم؛ ولی در کشف لحن با دشواریابی‌هایی مواجه بودم برای همین ضمن تماس‌های تصویری که با نویسنده داشتم از او خواهش می‌کردم متن را بخوانند و ضمن خواندن به بارقه‌های چهره و نیز سبک خواندن دقت می‌کردم و لحن برایم مکشوف می‌شد. در خیلی از موارد نیز سوالاتی در خصوص پاره‌ای از فرازهای کتاب از طریق ایمیل برایش می‌فرستادم تا ترجمه به‌خوبی و حتی‌الامکان عاری از غلط و کژ فهمی صورت بگیرد.

مهاجرانی با نقد از شتاب‌زدگی‌های مرسوم در ترجمه آثار برنده شده در جوایز جهانی گفت: همیشه به این اصل معتقد بوده و هستم که شتاب در ترجمه آفت اول ترجمه است. برای ‌مثال، کتاب سیدات القمر به قلم دکتر الحارثی وقتی به‌عنوان برنده بوکرمن 2019 معرفی شد، کمتر از دو ماه بعد ترجمه‌اش به زبان فارسی به بازار نشر عرضه شد، گمان نمی‌کنم این حد از شتاب در ترجمه به نفع و مفید باشد.

همچنین وی از پایان ترجمه کتاب «سیدات القمر» اثر جوخه حارثی خبر داد و گفت: کتاب سیدات القمر اثر دکتر جوخه الحارثی برنده بوکر مان 2019 را ترجمه کرده‌ام و عن‌قریب به همت نشر «روزنه» به چاپ خواهد رسید.

مهاجرانی در پایان از عوامل همکاری در نشر کتاب «پست شبانه» تشکر کرد و گفت: در مورد کتاب برید اللیل (پست شبانه) هم انگیزه همین بود که نشر وزین و ریشه‌دار ثالث به مدیریت آقای جعفریه که همواره در انتخاب کتاب از دقیق‌ترین انسان‌هاست، عهده‌دار طبعش شد و وجود خانم نرگس مساوات به‌عنوان یک ویراستار توانمند در این عرصه بس مایه مباهات و بختیاری من بود.

یادآوری می‎شود، هدی برکات، نویسنده لبنانی طی سال‌های نویسندگی‌اش جوایز معتبر و متعددی دریافت کرده است. شش رمان، دو نمایشنامه، یک مجموعه داستان و یک خودنگاره تاکنون از او منتشرشده است.

[این اثر تاکنون سه بار ترجمه شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...