به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آستان قدس رضوی، در این نمایشگاه شکوه جلوه‌های معنوی و هنری قرآن منسوب به دست‌خط مبارک حضرت علی(ع) که در قرن اول هجری قمری به خط کوفی روی پوست آهو کتابت شده با عنوان غدیرشناسی در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض نمایش عموم قرار گرفته است.

علاوه بر قرآن منسوب به دست‌خط حضرت علی(ع) کتب خطی ارزشمندی با موضوع غدیر نظیر مصباح الصغیر شیخ طوسی، حق‌الیقین علامه مجلسی، مصباح کفعمی و تحفه صفویه در معرض نمایش عموم قرار گرفته است.
در این نمایشگاه از مجموع کتب چاپ سنگی موجود در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی تعداد ارزشمندی مانند الصافی فی تفسیر القرآن فیض کاشانی، عبقات‌الانوار، قصص‌المرسلین، غدیریه،
اثبات‌الوصیه لعلی‌بن‌ابی‌طالب(ع) مسعودی و احکام العیدین دهلوی در معرض نمایش قرار گرفته است.

این نمایشگاه با توجه به مجموع آثار غدیرشناسی خطی، چاپ سنگی و چاپ مورد توجه و استقبال محققان، غدیرپژوهان و علاقه‌مندان به آثار دینی و ولایی قرار دارد و با توجه به گنجینه کم‌نظیر کتب چاپی با موضوع غدیر مجموعه بسیار خوبی انتخاب و در معرض دید عموم قرار گرفته است.
نمایشگاه غدیرشناسی  همه روزه از 26 تا30 آبان‌ماه در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی پذیرای عموم علاقه‌مندان به آثار فرهنگی و هنری است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...