پیش شماره مجله فرهنگی تحلیلی "راه" از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با موضوع «قیصر امین‌پور» منتشر شد. 
  
به گزارش کتاب‌نیوز در این شماره که ویژه نامه "قیصر امین پور" است آثاری از "غلامحسین ابراهیمی دینانی"، "
رضا داوری اردکانی"، "محمدرضا حکیمی"، "یوسفعلی میرشکاک"، "مصطفی رحماندوست"، "سهیل محمودی"، "پرویز بیگی"، "علیرضا قزوه"، "محمدحسین جعفریان"، "محمدکاظم کاظمی"، "عبدالجواد موسوی"، "زکریا اخلاقی" و ... منتشر شده است.

«قیصر به روایت قیصر»، «پیرمردی چهل ساله بر پله‌های سروش»، «انقلاب در هستی شناسی شعر»، «شعائر الله در شعر انقلاب»، «قیصر و حافظ»، «دولتی یا غیردولتی»،«روی دیوار لانه جاسوسی»، «قیصر و مثلث طلایی معنا»، «دو ساعت و ربع از آخرین روز شاعر»، «گفتگو با پدر قیصر» و «متن کامل تصنیف‌های امین پور» برخی از عناوین این ویژه‌نامه هستند.

اعضای تحریریه ماهنامه فرهنگی- تحلیلی "راه" پیش از این در قالب تحریریه ماهنامه سوره، دوره چهارم این مجله را منتشر می‌کردند که در پی اختلاف با مسئولین حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی از سوره خارج شدند.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...