کتاب «پایان کیمیاگری؛ پول، بانکداری و آینده اقتصاد جهان» [The end of alchemy : money, banking, and the future of the global economy] نوشته مروین کینگ [Mervyn King] با ترجمه افشین خاکباز توسط نشر نو راهی بازار نشر شد. این کتاب پیش از این با ترجمه علی حبیبی و تحت عنوان «پایان عصر کیمیاگری» منتشر شده بود.

پایان کیمیاگری؛ پول، بانکداری و آینده اقتصاد جهان» [The end of alchemy : money, banking, and the future of the global economy] نوشته مروین کینگ [Mervyn King]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مروین کینگ نویسنده این‌کتاب، رئیس سابق بانک مرکزی انگلستان است و کتابش سال ۲۰۱۶ توسط انتشارات دبیلودبیلو نورتون و شرکا در لندن منتشر شده است. او متولد ۱۹۴۸ است و به‌عنوان اقتصاددان و استاد مدرسه اقتصاد لندن شناخته می‌شود. کینگ از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳ رئیس بانک مرکزی انگلستان بود که بحران مالی سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ نیز بخشی از این‌بازه زمانی است. سال ۲۰۱۳ نیز از طرف ملکه انگلیس عنوان اشرافیت انتصابی گرفت.

مولف کتاب پیش‌رو می‌گوید انقلاب صنعتی، پایه‌های عصر کاپیتالیستی امروزین را گذاشت. با وجود این، شکوفایی ابداعات تکنولوژیک در طی آن دورانِ پویا متکی بود بر پذیرش گسترده دو ایده بسیار قدیمی‌تر یعنی خلق پول کاغذی و ایجاد بانک برای صدور اعتبار. کینگ معتقد است هردو ایده در بنیادِ خود انقلابی هستند و کم و بیش جادویی. کاغذ معمولی به ارزشمندی طلا شد و سپرده‌های کوتاه‌مدت امن تبدیل شدند به وام‌های بلندمدت پرخطر.

مروین کینگ در کتاب خود استدلال می‌کند که این، کیمیاگری مالی‌ است؛ خلق قدرت‌های مالی شگرف که از قواعد واقعیت و عقل سلیم عدول می‌کنند. ایمان به این قدرت‌ها مزایای عظیم داشته اما موجد رشته‌ای بی‌پایان از فجایع اقتصادی نیز بوده است.

نویسنده «پایان کیمیاگری» در کتابش از ۴ مفهوم زیاد استفاده می‌کند؛ عدم تعادل، بی‌اطمینانی بنیادی، معضل زندانی و اعتماد. او می‌گوید منظورش از کیمیاگری، این‌باور است که اسکناس را می‌توان بلافاصله به کالایی مثل طلا که از ارزش ذاتی برخوردار است، تبدیل کرد و هرگاه سپرده‌گذاران بخواهند، می‌توان پولی را که در بانک‌هاست بیرون کشید. از نظر کینگ، پول در همه اشکالش، به اعتماد به منتشرکننده‌اش وابسته است. اعتماد به اسکناس بر توانایی و رغبت دولت‌ها به عدم سوءاستفاده از قدرت خود برای چاپ پول متکی است. سپرده‌های بانکی از پشتوانه وام‌های بلندمدت پرخطری برخوردارند که نمی‌توان آن‌ها را به سرعت نقد کرد. صدها سال است که کیمیاگری مبنای نظام پولی و بانکی غرب بوده است. مروین کینگ در کتاب خود نشان می‌دهد می‌شود بدون دست‌شستن از مزیت‌های عظیمی که اسکناس و بانکداری نصیب اقتصاد کاپیتالیستی می‌کنند به این‌کیمیاگری پایان داد.

کتاب پیش‌رو ۹ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از «خوب، بد، زشت»، «خیر و شر: به پول توکل می‌کنیم»، «معصومیت از دست رفته: کیمیاگری و بانکداری»، «بی‌اطمینانی بنیادی: هدف بازارهای مالی»، «قهرمانان و تبهکاران: نقش بانک‌های مرکزی»، «ازدواج و طلاق: پول و ملت‌ها»، «معصومیت بازیافته: اصلاح پول و بانکداری»، «مداوا و غرور: اقتصادی جهانی امروز» و «جسارت بدبینی: معضل زندانی و بحران پیش رو».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

بعد از تجربه تحران‌های بانکی در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، کنگره متقاعد شد که بانک مرکزی، هم منطبق بر قانون اساسی است و هم ایده خوبی است. چه چیزی به این تغییر دیدگاه منجر شد؟ در طول دوره بانکداری آزاد، که در فصل دوم توصیف کردیم، امریکا بانک مرکزی نداشت. اسکناس را بانک‌های تجاری چاپ می‌کردند و اغلب به کمتر از ارزش رسمی می‌فروختند. این‌مساله باعث شد که فایده آن به عنوان پول برای خرید جنس یا ذخیره ارزش کاهش یابد. برخی نگران بودند که بانک‌ها ممکن است برای استفاده از بی‌اطلاعی سپرده‌گذاران از توانایی بانک در اجرای تعهدات خود، بیش از حد پول چاپ کنند. و هنگامی که نظام بانکی دچار بحران شد، هیچ مرجعی نبود که بتواند دوباره اعتماد را احیا کند. در سال ۱۹۰۷ وظیفه تشکیل کنسرسیومی از بانک‌ها برای حمایت از اعضای ضعیف‌تر خود، به جان پیرپونت مورگان، بنیان‌گذار بانکی به همین نام سپرده شد.

این‌کتاب با ۴۵۷ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۳۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...