کتاب «افسانه فردگرایی» [The myth of individualism : how social forces shape our lives] نوشته پیتر ال. کالرو [Peter L. Callero] با ترجمه هادی جلیلی توسط نشر بیدگل منتشر شد.

افسانه فردگرایی» [The myth of individualism : how social forces shape our lives] پیتر ال. کالرو [Peter L. Callero]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «افسانه فردگرایی» رابطه میان فرد و جامعه را می‌کاود. در حقیقت از نظر جامعه‌شناسان فرد و جامعه دو روی یک سکه‌اند و نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد. این بدان معناست که برای مثال، والدین، خواهران و برادران و همکاران و دوستان و هم‌کلاسی‌های ما نه‌تنها افراد اثرگذار و مهمی هستند، بلکه در حقیقت بخشی از هویت ما به حساب می‌آیند.

این درهم‌آمیختگی امر فردی و امر اجتماعی در مورد گروه‌ها و نهادهای بزرگتر از قبیل کلیساها، کسب‌و‌کارها، مدرسه‌ها، محله‌ها و حتی ملت‌دولت‌ها هم صادق است. به عبارت دیگر، هویت فردی ما، خود، ساخته اجتماع است و پیوسته به وسیله مناسبات اجتماعی کوچک و بزرگ تداوم می‌یابد. برخی از مناسبات و روابط اجتماعی ما نزدیک و صمیمانه‌اند و برخی دیگر با افرادی دور و بی‌نام و نشان، اما ترکیب این دو با یکدیگر است که ما را به اشخاص بدل می‌کند.

کتاب، موضوع جامعه‌شناسی را اینگونه تحلیل می‌کند: جامعه‌شناسی به تنهایی قادر به حل مسائل عمومی نیست اما می‌تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. جامعه‌شناسی وعده روشنگری می‌دهد؛ نه روشنگری دینی یا معنوی، بلکه روشنگری فکری، وعده پیروزی خرد بر افسانه، علم بر خرافه و دموکراسی بر سلطه. روشنگری فکری غالبا پیکاری فردی است که نیازمند جرات است، جرات در افتادن با باورها و سنت‌های دیرین برای یافتن حقیقت. اما اگر قرار است که نور بر تاریکی پیروز شود باید آماده به چالش کشیدن روش‌های راحت و آسان اندیشیدن باشیم و نباید از بررسی آرای جدید بهراسیم.

در جایی از کتاب نقل قولی از میلتون فریدمن در خصوص تعریف نظام سرمایه‌داری با رویکرد جامعه، ارائه شده است. فریدمن می‌گوید: کدام جامعه‌ای است که حول محور حرص و آز ساختاربندی نشده باشد؟ مسئله اصلی سازمان‌دهی اجتماعی این است که چگونه مناسباتی برقرار سازیم که تحت آن‌ها حرص و آز، کمترین میزان آسیب را به همراه داشته باشد؛ سرمایه‌داری چنین نظامی است.

صاحب‌نظران نشان داده‌اند که می‌توان ریشه‌های افسانه فردگرایی را تا قرن شانزدهم و هفدهم میلادی در اروپا و هنگام نگارش نخستین رمان‌ها دنبال کرد. البته در آ« زمان فردگرایی ستایش نمی‌شد. شخصیت دکتر فاوست، دن‌کیشوت و دون ژوان، که اکنون کلاسیک محسوب می‌شوند، نخستین فردگراها بودند. فاوست و دون ژوان سر از جهنم در می‌آورند و دن‌کیشوت تمسخر می‌شود.

در قرن هجدهم است که تصاویر مثبتی از شخصیت‌های فردگرا پیدا می‌کنیم، زیرا در این زمان حرکت به سمت حاکمیت دموکراتیک، دانش علمی و استقلال مذهبی در حال متحول کردن اروپا بود. داستان رابینسون کروزوئه نخستین تلاش برای ارائه تصویر مطلوب‌تری از قهرمان دور افتاده از اجتماع است.

در جهان مدرن، سازمان‌ها و نهادها روز به روز نقش پررنگ‌تری در کنترل و مدیریت احساسات ایفا می‌کنند. این امر به خصوص در محل کار مشهود است، جایی که صنایع متعدد مشغول فروش وضعیت عاطفی خاصی هستند. وقتی شرکتی احساس می‌فروشد از کارکنان انتظار دارد به تغییر حس و حال آدم‌ها کمک کنند.

کتاب «افسانه فردگرایی : نیروهای اجتماعی چگونه زندگی ما را شکل می‌دهند» اثر پیتر ال. کالرو با ترجمه هادی جلیلی در ‏‫۳۳8 صفحه و با قیمت 170هزار تومان توسط نشر بیدگل منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...