کاترین منسفیلد

24 اسفند 1399

کاترین منسفیلد، Mansfield, Katherine نام مستعار (نام واقعی کتلین بیچم Kathleen Beauchamp) بانوی داستان‌نویس زلند نو (1888-1923). کاترین در ویلینگتون Wellington، زلند نو، زاده شد. پس از گذراندن دوران کودکی، در چهارده سالگی به انگلستان فرستاده شد و در کوینز کالج Queen's College لندن به تحصیل ادامه داد و در ضمن به آموختن موسیقی پرداخت. در 1906 به زلند نو بازگشت، دو سال آنجا ماند و پس از دریافت مستمری از پدر بار دیگر به لندن رفت، در 1909 ازدواج کرد و بسیار زود از شوهر جدا شد. کاترین در 1911 اولین مجموعه داستان‌های کوتاه را به نام در یک پانسیون آلمانی In a German Pension انتشار داد و در آن شخصیت ابهام‌آمیز و حساسیت فراوان خود را که مشخص‌ساختن آن دشوار بود، نمودار ساخت؛ همچنین سبک بدیع خود را عرضه کرد. پس از آن مجموعه‌هایی دیگر از داستان‌های کوتاه منتشر کرد، از آن جمله بلیس Bliss (1920) پیروزی بزرگی به‌دست آورد و کاترین را به شهرت رساند. این مجموعه بیش از سایر آثارش جنبه‌های گوناگون روحی او را نمایان می‌سازد. یکنواختی موضوع‌ها در وصف دختران جوان رؤیایی و فقیر، کودکان بسیار حساس، شوهران یا دلدادگانی که به سبب عدم تفاهم از یکدیگر جدا می‌مانند، همچنین بدبینی و تسلیم و رضا در برابر حوادث زندگی که با حساسیت و ظرافت طبع و حتی رنجوری نویسنده تضاد کامل دارد، همه را پیش چشم می‌گذارد.

کاترین منسفیلد، Mansfield, Katherine

کاترین منسفیلد جامعه‌ی آشفته‌ی پس از جنگ را که آرزوها و کمال مطلوب قدیم و اصول گذشته را رها کرده، بی‌آنکه بتواند چیزی دیگر را جانشین آن سازد، توصیف می‌کند. داستانی که نام مجموعه را بر خود دارد، روزی از زندگی زن جوانی را شرح می‌دهد با شادی‌هایی که محیط دلفریب و هوای سکرآور بهاری در او پدید می‌آورد، خانه‌ی زیبا، غذای گوارا، گروه دوستان که به دور میز جمعند و او که احساس می‌کند واقعاً عاشق شوهر خویش است و ناگهان نابودگشتن همه‌ی سعادتی که در نظرش جاودان می‌آمد، به هنگامی که شوهر را در آیینه‌ی روبرو می‌بیند که بهترین دوست او را در آغوش کشیده است. این مجموعه تحلیلی بسیار لطیف و دقیق است از لحظه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ی زندگی جاری. کاترین هرگز نتوانسته است از دنیای محدود خود بگریزد- دنیایی که در عین حال تابناک و بی‌رنگ و اضطراب‌آور است و در گرداب واقعیتی متشنج پیوسته در حال تحول. کاترین منسفیلد در 1918 با جان میدلتن مری John Middleton Murry که بعدها شرح حال کاترین را انتشار داد، ازدواج کرد و با او در نشر مجله‌ها و درج مقاله‌های گوناگون و داستان‌های کوتاه همکاری کرد، اما مرگ برادر در جنگ جهانی اول از نو زندگیش را تیره ساخت. در 1922 مجموعه داستان کوتاه گاردن پارتی The Garden Party را انتشار داد که به شوهرش تقدیم شده بود. کاترین بی‌آنکه در داستان‌های این مجموعه به تجزیه و تحلیل دقیق و عمیقی دست یابد، توانسته است زوایای پنهانی و درونی بشر را آشکار سازد و یکنواختی زندگی روزانه را بیان کند. در نظر کاترین ظواهر اشیاء چیزهای نامفهومی است، تنها توجه و علاقه به کاوش درون و شعور باطنی است که در آثارش با لحنی بسیار شاعرانه وصف می‌شود، کاترین به رنج‌های بشر نزدیک می‌شود. گریه‌های کودکی، آشفتگی‌های نوجوانی و تنهایی کهولت و جدایی افراد از یکدیگر با قلم او جان می‌گیرد.

نخستین قصه که نام مجموعه را بر خود دارد، خواننده را به خانواده‌ی ثروتمندی وارد می‌کند که ضیافتی باشکوه ترتیب داده است، در حالی‌که در همسایگی آن، خانه‌ی فقیرانه‌ای قرار دارد که پدر شش طفل در آن در حال نزع است. نویسنده عکس‌العمل‌هایی را که خبر مرگ همسایه در افراد خانواده‌ی ثروتمند ایجاد می‌کند، مورد مطالعه قرار می‌دهد. همه در شادی جشن غرقند و لاورا Laura قهرمان داستان نیز همسایه‌های تیره‌روز را فراموش کرده است، تا پس از رفتن میهمانان که بقیه‌ی غذاها را به خانه‌ی آنان می‌برد و هنگامی که در برابر جسد پدر خانواده قرار می‌گیرد، ناگهان همه‌ی احساس‌های مبهمی را که در طی روز بر روحش سنگینی می‌کرده، به صورت شیون و زاری بیرون می‌ریزد. هنر کاترین در سنجش زندگی درون اشخاص داستان است با لطف و ظرافت خاص خود.

مجموعه داستان «خانه عروسک» The Doll's House در 1922 منتشر شد. حوادث داستان‌ها بیشتر در زلند نو، وطن نویسنده و همچنین در فرانسه می‌گذرد که نویسنده سال‌های آخر زندگی را در آن گذرانده، در محافل ادبی آن شهرت فراوان به‌دست آورده و همانجا درگذشته است. قهرمانان این داستان‌ها کودکانند که در محیطی غم‌انگیز و مسخره‌آمیز بزرگ می‌شوند. داستانی که نام مجموعه را دارد، شادی و هیجان دیوانه‌وار مدرسه‌ای روستایی را بیان می‌کند، در لحظه‌ای که کودکان خانواده‌ی برونل Brunelle خانه‌ی بزرگی عروسکی دریافت و دوستان خود را به تماشای آن دعوت می‌کنند، تنها کودکان زن رختشویی که پدرشان در زندان است، اجازه نمی‌یابند که در این جشن و سرور شرکت کنند، و کیزبا برونل Kezia دختری که به ظاهر شخصیت نویسنده را معرفی می‌کند، می‌کوشد که از این فرمان سرپیچی کند، پس پنهانی کودکان بینوا را به تماشا می‌آورد که ناگهان غافلگیر می‌شود و دو کودک از شادی‌ها محروم می‌مانند و تنها به خاطره‌ی آن دل خوش می‌دارند. کاترین بدین‌طریق با همه‌ی قدرت و بینش خود، از حوادث ساده نکته‌های غم‌انگیز بیرون می‌کشد و با هنر داستان‌پردازی خود آنها را عرضه می‌کند.

از آثار دیگر کاترین منسفیلد این آثار است: بر روی خلیج At the Bay (1922)، آشیانه‌ی کبوتر Dove's Nest (1923) و مانند آن. مجموعه داستان‌های کاترین منسفیلد بسیار زود نظر منتقدان و عامه‌ی مردم را به خود جلب کرد، چنان‌که او را یکی از بزرگترین داستان‌نویسان عصر خود ساخت. کاترین که بیه بیماری سل مبتلا بود، در کشور فرانسه درگذشت. یادداشت‌ها Journal (1927) و نامه‌های کاترین منسفیلد Letters of Katherine Mansfield (1934) پس از مرگش منتشر شد. همچنین مجموعه‌ی داستان‌ها Collected Stories در 1945 به چاپ رسید. کاترین دوست د. هـ. لاورنس، آلدوس هاکسلی و ویرجینیا وولف بود و چنان‌که گفته می‌شود به‌صورت بعضی از شخصیت‌های داستان‌های آنان درآمده است.
در داستان‌نویسی کاترین منسفیلد تحت نفوذ چخوف Chekhov قرار داشته است، خاصه در نازک‌بینی و ظرافت و دقت و تعمق در حالات درونی و ادراکی آمیخته با حساسیت روح کودک و زن. کاترین منسفیلد در عین نویسندگی از روح زنانگی کامل برخوردار بوده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...