• 10 اردیبهشت 1385

    سید-جلال-آل-احمد

    در دوم آذر 1302 در تهران، در خانواده‌ای روحانی، به دنیا آمد. در نخستین سال‌های جوانی با انتشار مجموعه داستان کوتاه "دید و بازدید"، به جمع نویسندگان پیوست. خصوصیات رفتاری و سلوک قلمی جلال چنان بود که خیلی زود نامش را در میان قشرهای مختلف، اعم از جوانان و روشنفکران دانشگاهی و غیردانشگاهی، بر سر زبانها انداخت. ...

Loading
این زن این همه در خانه‌ی شما زحمتِ بی اجر می‌کشد. اجرش را با یک کلامِ شاعرانه بدهید، شما که خوب بلدید... نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می‌خرد و آنها را برای عالیه خانم می‌آورد و به او می‌گوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما می‌گوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودی‌اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. ...
دوره‌ای که ناصرالدین شاه سفرنامه بنویسد یا رضاخان در توافق با انگلیس برای یکسره کردن کار شیخ خزعل، سفرنامه خوزستان را برایش بنویسند و... گذشته است... به نظر می‌رسد یکی از مسائلی که برخی نویسندگان و هنرمندان موسوم به متعهد را به نوشتن سفرنامه وا می‌دارد، تبِ «جلال شدن» و «خسی در میقات نوشتن» است... از نظر من سفرنامه‌نویسی زیرمجموعه گزارشگری است. گزارشگری نه به مفهوم رایج روزنامه‌ای یا رسانه‌ای آن، بلکه به معنی مستندنگاری. ...
من و سید داوود اتفاقی توی کوه‌های اسالم بودیم. سید داوود مهندس جنگلبانی بود. رفتیم سراغ جلال و دیدیم یک فنجان قهوه جلویش گذاشته. من گفتم: «سید داوود! جلال آل احمد نه پدرش قهوه‌خور بوده نه مادرش. تا جائی که من یادم هست، همیشه چائی می‌خورده.» آقا حرف هم نمی‌زد که بگوید قلبم دارد می‌ترکد یا هر چیز دیگری. گفت: «بچه‌ها حالم خوب نیست.» ...
نه می‌خواهم چیزی بسازم... دیگه روحیه‌ی پیغمبریم رو خوش‌بختانه از دست دادم، با از حزب در‌آمدن‌هایم ... و نه می‌خواهم دنیا رو عوض کنم... با از سیاست در‌آمدن‌ها... ما می‌خواهیم با هر آدمی در درون خودش، در تنهایی خودش، طرف بشیم... من اهل صراحتم. گاهی وقتا آدم پناه می‌بره به این قر و اطوار نویسندگی، یعنی تکنیک و ازین حقه‌بازی‌ها... بعضی وقتا آگاهی هست. ولی نه به قصد گول زدن کسی و نه گول زدن خود. ...
اینک که دیگر نویسنده باور به اقدام اجتماعی را از دست داده است، به یأسی که نتیجه فقر و جهل است تن می‌دهد... روی سخن گورکی می‌تواند با او باشد، وقتی می‌گوید: «آیا یقین دارید که با کاویدن خاکروبه‌هایی که حقیقت رذالت و بی‌شرافتی و حماقت روح بشر را آشکار می‌کند، و نشان می‌دهد که آدمی ... موجودی مطلقاً ضعیف، تنها و قابل ترحم است، کار مهمی انجام داده‌اید؟» ...
آل احمد از دریچه حوادثی که در مدرسه‌ای کوچک می‌گذرد، مسائل جامعه را وارسی کرده است. اما برخلاف نون والقلم به فلسفه‌بافی و حکم صادر کردن نپرداخته، بلکه کوشیده است از طریق حوادث و شخصیت‌های داستانی حرف خود را بزند، و در این راه از تمامی تجربه‌های دوران معلمی خویش سود برده است. در واقع، این داستان –مثل نون والقلم- به نوعی شرح حالی از خود نویسنده است... مدیر که نمی‌تواند با دنیای نابهنجار اطرافش بسازد به بچه‌ها روی می‌آورد و در معصومیت آنها پناهی می‌جوید. ...
زن سرافکنده و عاصی، به خانه پدری بازگشته و روزهای شوهرداری را به یاد می‌آورد. این یادها، از طریق درهم آمیختن خاطرات، آرزوها و حسرت‌ها، وجوه گوناگون زجر چندگانه‌ای را مجسم می‌کند که در جامعه‌ی پدرسالار بر زنان تحمیل می‌شود... به خودم می‌اندیشیدم که زیر لباس‌هایم می‌لرزیدم و از سرما می‌گریختم و به خودم سرکوفت می‌زدم که: می‌بینی؟ احمق! همشون خوش و گرمن. از دهن همشون مثل اسب بخار بیرون می‌زنه، می‌بینی؟! ...
اسکار ماتسرات زندگی خود را از روز تولد تا بستری شدن در آسایشگاه روانی، که تا به امروز در آن اقامت دارد، ترسیم می‌­کند... برخلاف ناهنجاری جسمانی، خصوصیتی خیال­‌انگیز به او اعطا شده است که از مرحله جنینی دارای پختگی کامل فکری باشد... رابطه‌­اش با دیگران به تمامی مبتنی بر طبل زدن «کودکانه»ای است که در آن استاد است... سی سال تاریخ آلمان بر طبل حافظه توصیف شده است. ...
زمانی بود که ما حتی جرات پچ پچ کردن هم نداشتیم... غرور ناخواسته‌ای از دستیابی به کهکشان‌ها داریم؛ در حالی که فقر و بدبختی هم در کشورمان داریم... ما فقط از این می‌ترسیم که نکند از گله عقب بمانیم... ما متهم هستیم، فقط ما... ساده ترین و قابل دسترس‌ترین کلید برای آزادی در این نکته قرار دارد، در عدم مشارکت شخصی در دروغ... این مسیر خیلی آسان‌تر از اعتصاب غذا یا شورش است. ...
رویایی که در سال ۱۹۳۱ بنیاد آمریکایی نابینایان و کتابخانه کنگره با تولید کتاب‌های گویا با عنوان «کتاب برای نابینایان» آن را محقق کرد... در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی شرکت‌هایی مانند ۴۸ داستان، سازمان صدا سرا، انتشارات قصه جهان‌نما و شهر داستان، تولید کتاب‌های صوتی را به‌صورت نوار شروع کردند ... یک موسسه برای اینکه پول کمتری به راوی بدهد، از صدای کسانی استفاده کند که حتی خواندن ساده از روی کتاب را هم بلد نیستند! ...
سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد... داستان خوب داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند... دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی کابوس‌ناک و تلخ... می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...