• 12 فروردین 1385

    هاینریش-بل

    مادرش را در یکی از بمباران ها هوایی متفقین و بر اثر حمله ی قلبی از دست داد. او سه بار در طی جنگ در جبهه ی روسیه مجروح شد و چندین ماه نیز در اواخر جنگ در اردوگاه آمریکائیان در فرانسه به زندان رفت... پس از بازگشت از جنگ چندین سال در رشته ی زبان آلمانی و ادبیات در دانشگاه تحصیل کرد و برای تامین مخارج تحصیل و زندگیش مجبور شد در کارگاه نجاری برادرش مشغول به کار شود. اما یک سال بعد اولین داستان کوتاهش را به نام "ژنرال روی تپه‌ای ایستاده بود" را نوشت. ...

Loading
در این سه مجلد سی نویسنده مطرح از نسل‌ها و دوره‌ها و کشورهای مختلف از شیوه کار و زندگی خود سخن گفته‌اند و از اینکه چطور زندگی می‌کنند و می‌اندیشند، چه می‌خوانند، از چه تأثیر می‌گیرند و تلقی‌شان از ادبیات و نوشتن چیست و به جهان، زندگی و آدم‌ها، تاریخ، جامعه و سیاست و کلا آنچه پیرامونشان رخ داده و رخ می‌دهد چطور می‌نگرند... کارور، مارکز، کوندرا، فاکنر، اکو و... ...
ماری که مدت شش سال همدم او بود، ترکش گفته است تا با یکی از همان «کاتولیک‌های متجدد و سرشار از آینده»، که از دست­‌اندرکاران جلو صحنه است، ازدواج کند... او به نسلی تعلق دارد که اگرچه جوانتر از آن بودند که در آخرین دسته‌­های هیتلری نام‌­نویسی کنند اما در میان شعارهای ناسیونال سوسیالیستی بزرگ شده‌اند. جامعه نو مرفهی که بر ویرانه­‌ها بنا شده است. ...
زنی چهل و هشت ساله که پس از دوران کودکی نسبتاً بورژوایی و ازدواجی ناپایدار با یک افسر جزء در 1941، که سه روز دوام یافت! اکنون تنها و تقریباً فقیر در ساختمان محل تولد خود زندگی می‌کند...او مانند «روح زیبای» متجددی، به رغم همه چیز در رابطه‌اش با راحیل،‌ راهبه یهودی، یا با بوریس، اسیر جنگی روس که تنها عشق زندگی‌اش باقی می‌ماند، با کارگران ترک و جز آنها، تنها از «طبیعت» خویش پیروی می‌کند... ...
زن مطلقه بیست و هفت ساله‌ای است که در اثنای یک شب‌نشینی در خانه دوستان، با لودویگ گوتن نامی که به سبب فعالیت‌های تروریستی تحت تعقیب است، آشنا می‌شود... شبانه او را در خانه‌اش پناه می‌دهد. چند ساعت بعد، زن دستگیر می‌شود و پلیس با خشونت از او بازجویی می‌کند. در این میان مطبوعات جنجالی (که در کتاب از آنها با عنوان موجز، کلی و تهدیدگر «روزنامه» نام برده می‌شود) ماجرا را عَلَم می‌کنند و به کندو کاو در زندگی خصوصی او می‌پردازند... ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...