به گزارش ایبنا رمان "ارمیا" نوشته رضا امیرخانی، با ترجمه ترکی "حسن علیمی بکتاش" توسط انتشارات "کوسر" ترکیه در قطع رقعی و 253 صفحه منتشر شد.
"ارمیا" نخستین اثر رضا امیرخانی است که برای نخستین بار در سال 1372 منتشر شد و تاکنون به 9 چاپ رسیده است.

"ارمیا" داستان جوانی از یک خانواده متمول است که با وجود مخالفت پدر و مادرش به جبهه می‌رود و حاضر به بازگشت و ترک آن فضا نیست.
 
کار ترجمه کتاب "ارمیا" به زبان ترکی از چند ماه پیش در کنار دو کتاب دیگر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه‌هنری؛ "آنک آن یتیم نظر کرده" نوشته
محمدرضا سرشار و "ای کاش گل سرخ نبود" نوشته منیژه آرمین آغاز شد.

تقدیر در دومین دوره کتاب سال دفاع مقدس و نخستین دوره جشنواره فرهنگی هنری مهر در سال 1378 و برگزیده شدن در جشنواره بیست سال ادبیات دفاع مقدس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1379 از جمله افتخارات کتاب"ارمیا" هستند.

"ارمیا" تاکنون جزء پر فروش‌ترین کتاب‌های انتشارات سوره مهر بوده است.

"ناصر ارمنی"، "من او"، "از به"، "داستان سیستان"، "نشت نشا" و "بیوتن" از دیگر آثار رضا امیرخانی هستند.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...