کتاب «جغرافیای تاریخی مرو» اثر سیدمهدی سیدی فرخد توسط انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار بازتشر شد.

جغرافیای تاریخی مرو سیدمهدی سیدی فرخد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شهر تاریخی مرو که مرکز یکی از ۵ استان یا ولایت کشور ترکمنستان است، از دیرباز پیوندی ناگسستنی با تاریخ و فرهنگ ایران و زبان فارسی داشته است. ذکر نام این ‌شهر با عنوان «مارغوش» در کتیبه‌های هخامنشی، «مرغیانه» در منابع کهن ایرانی و یونانی، و «مرو» در شاهنامه و دیگر منابع دوره اسلامی مبیِّن دیرینگی پیوند آن با حوزه تمدنی ایران است.

«جغرافیای تاریخی مرو» کتابی در معرفی تمامی شهرها و آبادی‌ها و ولایات مرورود، پنج‌ده، مرو و گنج روستا و نیز معرفی اجمالی بادغیس است. مرو را «ام القری» شهرهای خراسان، «مادرشهر عجمان» و «جانِ شاهان» یا مرو «شایجان» و «شایگان» هم می‌خوانده‌اند. این‌همه به اضافه صدها و هزارها بزرگ زن و مرد عارف و عالم و ادیب و شاعر و دانشمند نامی که از مرو و دیگر آبادی‌های تابع آن برآمده، به‌قول مولف و گردآورنده اثر، تدوین جغرافیای تاریخ مرو را ضروری ساخته و سبب تألیف این ‌کتاب شده است.

کتاب پیش‌رو ۹ فصل دارد که فصول اول تا هشتم، به معرفی مرو، نهرها، شهرها، ولایات همجوار، بیابان‌های اطراف و شاه‌راه‌های مرو اختصاص دارند و فصل نهم هم فرهنگ‌نامه‌ای از جغرافیای تاریخی مرو است که ۷۱۵ مدخل را در بر می‌گیرد.

درباره محدوده‌های جغرافیایی این ‌پژوهش هم ملاک مؤلف کتاب، عمدتاً محدوده ولایت مرو کنونی ترکمنستان و نیز تقسیم‌بندی‌های پیشینیان بوده که آبادی‌های واقع در قسمت انتهایی حوضه آبریز رود مرو را جزء این ‌ولایت محسوب می‌کرده‌اند.

[سید مهدی سیدی فرُّخَد، متولد 1332 در روستای فرُّخَد مشهد است. عضویت در انجمن میراث فرهنگی توس، مدیر آرامگاه فردوسی، مدیر گروه تاریخ و جغرافیای تاریخی و مطالعات مشترک خراسان و آسیای مرکزی و مرکز خراسان‌شناسی از سوابق اجرایی اوست. سیدی تا کنون بیش از 18 کتاب در حوزه تاریخ منتشر کرده است. که از آن میان می‌توان به تاریخ مشهد، تصحیح نفوس ارض اقدس(آماری از مردم شهر مشهد در سال 1257 خورشیدی)، جغرافیای تاریخی ترکمنستان، جغرافیای تاریخی مرو، دیبای خسروانی(گزیده ی تاریخ بیهقی)، چراغ برات خراسان و... اشاره کرد.]

کتاب «جغرافیای تاریخی مرو» با ۳۳۱ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۸۵ هزار تومان منتشر شده است. [نسخه قبلی این کتاب در 300صفحه به سال 1386 منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

تلویزیون بی‌دلیل روشن می‌شود و تصویری را نشان می‌دهد. در كنار نگاه دوربین‌نگار روایت، تلویزیون قرار دارد. تلویزیون و ساعت دیجیتال و روایت دوربین‌گونه به عنوان عناصری مدرن، اتاق را احاطه می‌كنند... فرد متجاوز به دختر روسپی می‌تواند شكل دیگری از مرد درون تلویزیونی باشد كه ناگهان روشن می‌شود... دختری است در جایگاه و موقعیتی كه با زیبایی‌اش تبدیل به پدیده‌ای می‌شود كه عكسش روی مجلات مد می‌نشیند و در نقطه مقابلش دختر فاحشه چینی است. ...
با کشتی‌گیر اسراییلی کشتی می‌گیرم چون تن من به تن او بخورد بخشی از گفت‌وگوست... با این شیوه ما نباید وارد سازمان ملل هم بشویم؛ نباید در المپیادهای علمی هم شرکت کنیم... چیزی که ناکارآمد هست باید حذف بشود یا اصلاح... اگر خدای نکرده! وزیر ارشاد بشوم اولین کاری که می‌کنم رفتن به قم و گرفتن اجازه از علما برای پیوستن به کنوانسیون برن (حمایت از حق مولف در آثار ادبی و هنری) است ...
از این کتاب تا امروز بیش از 10 ترجمه در کتابخانه ملی ثبت شده: «اجرام آسمانی»، «بانوان مهتاب»، «دختران مهتاب»، «دختران ماه»، «ماه خاتون‌ها»، «زنان ماه» و «بانوان ماه»... روند جامعه‌ای را با تمرکز بر زنان آن در یک دوره یکصد ساله بازنمایی کند. از این‌ رو شاخص‌ترین مساله «گفتمان نسل»هاست؛ گفتمانی که گذار شخصیت‌ها را از سنت به مدرنیته می‌نماید... در برزخ گذشته زندگی می‌کنند و گویی راه گریزی از آن ندارند ...
اولین کتاب دانشگاهی است که به جامعه‌شناسی اسلام و تا حدودی تشیع می‌پردازد... برخی معتقدند جامعه‌شناسی دین مربوط به مسیحیت است نه اسلام... در بنیادگرایی ما با دین بدون فرهنگ مواجهیم... مطالعه تحولات تاریخی و سازمانی روحانیت... جامعه‌شناسان فرانسوی ترجیح می‌دهند درباره قبایل استرالیا یا اسکیموها تحقیق کنند تا اینکه مسلمانان را موضوع تحقیق قراردهند ...
«سووشون» رمانِ تجاوز است، تجاوز به روح یک ملت... مردمی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند با تجاوزگران هم‌داستان می‌شوند... همه زن‌ها حتی چهره‌های منفی مثل «عزت‌الدوله» هر یک به‌نوعی وجوه گوناگونِ ستمدیدگی، بی‌پناهی، ناکامی و تحملِ زن ایرانی را به نمایش می‌گذارند... می‌خواستم بچه‌هایم را با محبت و در محیط آرام بزرگ کنم اما الان با کینه بزرگ می‌شوند...هر هفته نان و خرما به دیوانه‌خانه و زندان می‌فرستد... تاریخ در این رمان لَق نمی‌زند یعنی آدم‌ها از بستر واقعی برخاسته‌اند ...