رمان ایرانی «جادوی دژ» نوشته جعفر توزنده جانی برای نوجوانان منتشر شده است.

جادوی دژ برای نوجوانان

به گزارش ایسنا، این رمان  بر اساس زندگی  شخصیت معروف ایرانی، میر مهنا در ۱۹۲ صفحه نوشته شده و در انتشارات مدرسه راهی بازار کتاب شده است. 

در معرفی ناشر از رمان «جادوی دژ» آمده است: میر مهنا دزد دریایی معروف در زمان کریم خان زند بود که وارد مبارزه با هلندی‌ها شد.  پدرش حاکم ریگ بود و آن زمان دو کمپانی خیلی معروف در خلیج فارس فعالیت می‌کردند. کمپانی هند شرقی که مال انگلیسی‌ها بود و هلند شرقی مال هلندی‌ها. در واقع هلندی‌ها برای رقابت با انگلیسی‌ها و کمپانی هند شرقی، کمپانی هلند را راه‌اندازی کردند و با پدر میرمهنا وارد مذاکره شدند و جزیره خارک را در اختیار خودشان گرفتند. برای همین مساله میر مهنا وارد مبارزه شد و قدرت را در بندر ریگ به دست گرفت و هلندی‌ها را از جزیره خارک بیرون کرد. 

معروف است که میر مهنا در آن زمان به کشتی‌ها در خلیج فارس حمله می‌کرد و غنائمش را به دست می‌گرفت. یک بار به کشتی انگلیسی که آن زمان در بندرعباس تجارت خانه داشتند و مردم هم دل خوشی از آن‌ها نداشتند حمله کرد و تجارت خانه آنها را هم به آتش کشید.  تمام این اتفاقات دست به دست هم دادند و از میر مهنا شخصیت تاریخی ساختند. 

به گفته نویسنده «بر اساس زندگی میر مهنا رمان جادوی دژ را نوشتم. و بیشتر به جنبه داستانی توجه کردم تا تاریخی و چیزهایی را اضافه کردم که در زندگی میر مهنا نبود».

................ هر روز با کتاب ...............

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...