کتاب صوتی «گنجینه‌الاسرار»، اثر عمان سامانی، با صدای نفیس استاد ساعد باقری منتشرشد.

«گنیجنه‌الاسرار» عمان سامانی با صدای نفیس استاد ساعد باقری

به گزارش کتاب نیوز، عمان اولین شاعری ست که اشعار کربلایی را از قالب سوگ خارج و در قالب حماسی و آمیخته به عشق و روشنگری ارائه کرد. گنجینة الاسرار او حماسه‌ای عرفانی ـ عاشورایی است. نمایشنامه منظوم جانسوزی است با چندین پرده. این اثر نفیس روایتی ست از رویداد جانگداز کربلا که در ظاهر به مانند تراژدی با شهادت غم‌بار قهرمان کربلا و یاران او به پایان می‌رسد؛ اما تأثیرش آغازی ست بر آنان که از ولای عشق نوشیده‌اند تا حسینی بمیرند و زینبی و مکتبی زندگی کنند.

گنجینه عمان که شامل 831 بیت می‌شود را می‌توان یک سفرنامه هم دانست، سفرنامه‌ای که گزارشگرِ حرکت عارفانه و روحانی قافله یاران امام حسین(ع) در مسیر شهادت است.

میرزا نورالله بن میرزا عبدالله بن عبدالوهاب چهارمحالی ملقب به تاج‌الشعرا و معروف به عمان سامانی (1285-1322ق) شاعر مشهور عصر ناصری(قاجار) است. از دیگر آثار او می‌توان به معراج‌نامه، مخزن‌الدرر و دیوان نام اشاره کرد. او گنجینة الاسرار را با الهام از اثر زبدةالاسرار صفی و با همان سبک و وزن نگاشته است.

بخشی از کتاب:

باز آن گوینده گفتن ساز کرد
وز زبان من حدیث آغاز کرد
هِل زمانی تا شوم دمساز خویش
بشنوم با گوش خویش آواز خویش
تا ببینم اینکه گوید راز، کیست؟
از زبان من سخن‌پرداز کیست؟
این منم یا رب چنین دستان‌سرا
یا دگر کس می‌کند تلقین مرا؟

انتشارات کتاب نیستان کتاب صوتی گنجینةالاسرار نوشته عمان سامانی را با صدای استاد ساعد باقری به مدت سه ساعت و به قیمت 13 هزار تومان منتشر کرده است.

به گوش جان بنوشید:

نیست صاحب همتی در نشاتین
همقدم عباس را بعد از حسین
در هواداری آن شاه الست
جمله را یک دست بود، او را دو دست...

................ هر روز با کتاب ...............
 

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...