کتاب "بابانظر" خاطرات شهیدمحمد حسن نظرنژاد همزمان با سی‌امین سال دفاع مقدس و هفته دفاع مقدس از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ بیست و چهارم رسید.

به گزارش مهر، کتاب خاطرات شفاهی "بابانظر" حاصل گفت‌وشنود 36 ساعته سیدحسن بیضایی با شهید محمدحسن نظر نژاد معروف به بابانظر است که در هجده فصل تدوین شده است و بخش آخر کتاب به عکس و اسناد اختصاص دارد.

بیضایی درباره چگونگی گردآوری خاطرات این کتاب گفت: بعد از اتمام جنگ که با دفتر حفظ نشر آثار سپاه آشنا شدم این ایده‌ای را انتخاب کردم که خاطرات فرماندهان جنگ خراسان را جمع‌آوری کنم و با توجه به ارتباطات خوبی که با آنها و فرماندهان داشتم شروع به این کار کردم.

وی در ادامه درباره مصاحبه با شهی نظرنژاد گفت: در سال 1371 وی نپذیرفت که خاطراتش را بیان کند اما در سال 1372 مجاب به این کار شد و از 10 تیرماه سال 72  در 17 جلسه مصاحبه‌ها انجام گرفت.

مراسم رونمایی کتاب"بابانظر" سال گذشته و همزمان با بیست و نهمین سال دفاع مقدس و هفته دفاع مقدس با حضور سرلشکریحیی رحیم صفوی مشاورعالی فرمانده کل قوا، محمدباقر قالیباف شهردار تهران،علیرضا دبیر عضو شورای شهر تهران در حوزه هنری برگزار شد  و اکنون پس از گذشت یک سال، این کتاب برای بیست و چهارمین بار تجدید چاپ شده است.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...