رمان «همسر مسافر زمان» اثر آدری نیفنگر با ترجمه مرجان محمدی توسط انتشارات کتابسرای تندیس به چاپ دوم رسید.

به گزارش مهر،‌  چاپ اول این‌ترجمه در سال ۹۴ عرضه شد و حالا نسخه‌های چاپ دومش در بازار نشر عرضه‌ شده‌اند.

«همسر مسافر زمان» اولین رمان آدری نیفنگر و داستان عشق کتابداری به‌نام هنری به دختری زیبا به نام کلر است. کلر دانشجوی هنر است و هنری به‌دلیل اختلافات ژنتیکی، بدون اراده در زمان سفر می‌کند. پس از ازدواج، هم هنری و هم کلر با وجود تلاشی که برای داشتن یک زندگی طبیعی،‌ تشکیل خانواده و داشتن شغل و دوستان خانوادگی دارند، غیب‌شدن‌های گاه و بی‌گاه هنری زندگی‌شان را دستخوش تغییراتی می‌کند.

رمان «همسر مسافر زمان» را به‌عنوان داستان عشق، شکیبایی و وفاداری می‌شناسند. روایت اتفاقات این‌رمان توسط شخصیت کلر در قالب راوی اول‌شخص انجام می‌شود.

چاپ دوم این‌کتاب با ۶۲۳ صفحه، شمارگان ۵۰۰ جلد، طرح جلد جدید و قیمت ۸۳ هزار تومان منتشر شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...