مشتمل است بر مقدمه‌ای بلند با عنوان «تاریخ اسلام به چه کار می‌آید؟» و چهار بخش (کتاب) «اسلام چیست؟»، «محمد کیست؟»، «شناخت محمد»، «سیمای محمد »... انتقادهای بسیاری را به لحاظ استنادات و تحلیل‌ها در پی داشته است... درس‌های ارشاد» نیز در سال‌های 1350 و1351 برای شماری از دانشجویان ایراد شد و سپس، به ویرایش خود شریعتی، به صورت جزوه‌های مستقل و محدود منتشر گردید.

اسلام‌شناسی علی شریعتی
اسلام‌شناسی.
عنوان دو کتاب از
علی شریعتی (1312-1356)، درباره‌ی اسلام به عنوان یک دستگاه فکری و اعتقادی منسجم و موزون، همراه با تحلیلی از تاریخ صدر اسلام و تصویری از سیمای رسول اکرم صلّی الله علیه وآله و سلّم که انتقادهای بسیاری را به لحاظ استنادات و تحلیل‌ها در پی داشته است. اسلام‌شناسی اول، مشتمل بر درس‌های مؤلف در سال تحصیلی 1345-1346 در دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه مشهد، پس از تکمیل و ویرایش، در 1348در مشهد منتشر و پس از آن، با آخرین اصلاحات نویسنده، از 1346 تا کنون چندین بار تجدید چاپ شد.

این اثر مشتمل است بر مقدمه‌ای بلند با عنوان «تاریخ اسلام به چه کار می‌آید؟» و چهار بخش (کتاب) «اسلام چیست؟»، «محمد کیست؟»، «شناخت محمد»، «سیمای محمد ». مؤلف در مقدمه، به تفصیل درباره‌ی اهمیت شناخت تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی برای شناخت تاریخ جهان، تاریخ ادیان، رابطه‌ی دین و تمدن، نشان دادن سهم مسلمانان در تمدن جهان، و بررسی موقع کنونی اسلام سخن گفته است. در کتاب اول، از مبانی اسلام به عنوان دین جهانی رابطه‌ی خدا و انسان، برابری، شورا در حکومت، عقل و علم، دین و تمدن، غرایز و طبایع انسانی و شناخت حقوق ملل و مذاهب – سخن رفته است. در کتاب دوم، به زندگی و سیره رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در مکه و مدینه به صورت سالشمار پرداخته شده است. در کتاب‌های سوم و چهارم کوشش شده است که تحلیلی روان‌شناسانه و جامعه شناختی از پیامبر اسلام و شخصیت و روابط و خصوصیات فکری و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی او و برخی حوادث مربوط به آن حضرت ارائه گردد.

کتاب به لحاظ مضمون، آمیزه‌ای است از نقل حوادث تاریخی و تحولات صدر اسلام و تحلیل آن، نگرش روان‌شناختی به شخصیت پیامبر و برخی شخصیت‌های دیگر صدر اسلام، طرح و تحلیل پاره‌ای از اصول و مبانی عقیدتی و فکری اسلام و سرانجام، کوشش برای ایجاد آگاهی و بیداری فکری و دینی و تاریخی و اجتماعی در میان مسلمانان. مندرجات این کتاب با مخالفت‌هایی نیز مواجه شد و کسانی بر آن از این جهت خرده گرفتند که مؤلف از منابع اهل سنت استفاده کرده که با عقاید کنونی شیعی سازگار نیست؛ از جمله در نقل روایتی درباره‌ی نمازگزاردن رسول اکرم پشت سر ابوبکر در آخرین روزهای زندگی آن حضرت. اما این اشکال گرایش روشن نویسنده به تشیع را به خصوص با برجسته‌سازی شخصیت حضرت امیر علیه السلام و توجه به مسئله‌ی غدیر، نفی نمی‌کند. اوج این گرایش نویسنده را می‌توان در بخش آخر کتاب (محمد کیست؟) دید که در آن، جریان دو ماه آخر عمر رسول اکرم و دغدغه‌های آن حضرت در بازگشت از حجة‌الوداع و پس از رویداد غدیر، تشریح شده است.

اما اسلام‌شناسی دوم شریعتی کتابی است از سلسله درس‌های مؤلف در حسینیه‌ی ارشاد تهران که به همین مناسبت به «درس‌های ارشاد» نیز شهرت دارد. این دروس در سال‌های 1350 و1351 برای شماری از دانشجویان ایراد شد و سپس، به ویرایش خود شریعتی، به صورت جزوه‌های مستقل و محدود منتشر گردید. سرانجام مجموع آن‌ها، شامل 27 درس و در سه جلد کتاب گرد آمد و در همان سال چاپ و منتشر شد. محتوای اسلام‌شناسی اخیر با اسلام‌شناسی پیشین تفاوت اساسی دارد. اسلام‌شناسی اول، به رغم نوآوری‌هایش، کم و بیش اثری است در کنار دیگر تحقیقات اسلامی و سیره‌نگاری متداول در میان مسلمانان. اما در اسلام‌شناسی دوم، شریعتی اسلام را از نظر دیگری دیده و به مثابه‌ی «مکتبی» معرفی کرده است که دارای جهان‌بینی و مرام خاص، ناظر به تربیت انسان آرمانی.

خلاصه و گزیده‌ی طرح و افکار و آرای وی در این باب در درس‌های اول و دوم در قالب «طرح هندسی مکتب»، انعکاس یافته است. نویسنده ابتدا نگاه نوین خود را به اسلام را (در قیاس با دیدگاه سنتی و از جمله نگاه پیشین خود) توضیح می‌دهد و سپس ضرورت طرح هندسی مکتب را باز می‌گوید و آن‌گاه با تعاریفی اجمالی، اما تا حدودی روشن، این طرح را که به زعم او نمودار اندام کلی اسلام و دارای چند قسمت یا بعد یا بدنه است، عرضه می‌دارد. بدنه‌ی زیرین و نخستین مکتب،‌ «جهان‌بینی» است که منحصرا بر بنیاد توحید استوار است و از جهان، انسان، جامعه و تاریخ سخن می‌گوید. جزء دوم «ایدئولوژی» است که از سه بخش مستقل ولی به هم پیوسته «انسان شناسی»، «جامعه شناسی» و «فلسفه‌ی تاریخ» پدید آمده و هر سه بخش آن مستقیما از درون نگرش و رویکرد توحیدی بر آمده است. جزء سوم «جامعه‌ی آرمانی» است که بر بنیاد ایدئولوژی ساخته می‌شود و رهبری آن با «امامت» است و نام آن جامعه «امت» است و کتاب و ترازو و آهن (کنایه از فرهنگ و عدالت و قدرت) بر آن حاکم است. جزء چهارم «انسان آرمانی» است که جانشین خدا در طبیعت است و از آگاهی، آزادی و آفرینندگی برخوردار است و چنین انسان آرمانی فقط در متن و در بستر یک جامعه‌ی عادل و با فرهنگ و توانا تربیت می‌شود. بر طبق این تحلیل در انسان و جامعه و تاریخ تضادی وجود دارد: در انسان، تضاد قابیل – هابیل.

شریعتی ابتدا، طی دو درس، همه‌ی مفاهیم یاد شده را به کوتاهی توضیح می‌دهد و آن گاه بحث تفصیلی خود را در آن‌ها آغاز می‌کند. وی طی بیست و پنج درس بعدی، توانسته است پیرامون جهان بینی، انسان، جامعه و تاریخ توضیحاتی بدهد و دیدگاه‌هایش را تا حدودی روشن کند. در این سلسله گفتارها، حجم عظیم بحث اختصاص دارد به مکتب‌ها و ایدئولوژی‌های معاصر غربی، به ویژه مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم و نقد و تحلیل و بررسی آن‌ها و تا حدودی نیز نشان دادن تفاوت‌های بین این مکتب‌ها و اسلام. دروس شریعتی در باب اسلام شناسی ناتمام مانده چون، با تعطیلی حسینیه ارشاد در پاییز سال 1351، ادامه‌ی آن میسر نشده است.

نکته‌ی مهم این است که «طرح هندسی مکتب» به طور اساسی طبقه بندی مفهومی و عقیدتی سنتی اسلامی را دگرگون می‌کند. در دیدگاه سنتی، اسلام در یک تقسیم بندی به «اصول» و «فروع» و در تقسیم بندی دیگر به عقاید، اخلاق و احکام تقسیم می‌شود؛ یا گفته می‌شود که اسلام عبارت است از اعتقادیات، اخلاقیات، عبادیات، سیاسیات و معاملات. اما شریعتی در اصول و فروع، فقط یک اصل را به عنوان نوعی «جهان بینی» و نوعی «فلسفه‌ی اخلاق» و نوعی فهم تاریخ و جامعه است و درباره‌ی «پیکر دین» عقیده دارد که مکتب دین دارای سه جرء اساسی است که عبارت است از «جهان بینی»، «ایدئولوژی» و «احکام».

بنابراین طرح هندسی مکتب شریعتی، هم به لحاظ شکل و طبقه‌بندی مسائل و مفاهیم کاملاً ابتکاری است و هم از نظر محتوا و مبانی تحلیلی‌شان و جامعه و تاریخ کاملاً نو و حتی مغایر با دیدگاه‌های سنتی. با توجه به این خصوصیات بود که اسلام‌شناسی شریعتی با مخالفت‌ها و انتقادهای جدی روبه رو شد. از جمله به تحلیل دیالکتیکی انسان، جامعه و تاریخی سخت خرده گرفته شد و آن موجب گمراهی یا التقاط در دین شناخته شد. شریعتی، در رد این اشکال، ادعا کرد که منظور ازدیالکتیک تفسیر مادی گرایانه و مارکسیستی آن نیست، بلکه منظور نوعی دیالکتیک الهی و توحیدی است که اساسا ریشه‌ی شرقی و عرفانی و دینی دارد. به گمان او، دیالکتیک و تضاد دیالکتیک مورد تأیید اسلام و قرآن است و اصولا قرآن نیز، بر همین مبنا، جهان و انسان و جامعه و تاریخ را تفسیر و تحلیل می‌کند. آیاتی در قرآن که به دو بعدی بودن آدمی تحت عنوان «روح» و «جن» اشاره دارد یا ماجرای قابیل و هابیل و بعدها تضاد و درگیری سلسله‌ی پیامبران توحیدی با قدرتمندان زمان‌شان و نزاع مذهب با مذهب، جملگی مؤید نوعی تضاد دیالکتیکی است. از عالمانی که به نقد آرای شریعتی دراین باب پرداختند، استاد شهید مرتضی مطهری را باید نام برد. وی در سلسله آثار مربوط به «جهان بینی» خود (هفت کتاب)، تلویحا و گاه تصریحا برخی از آرای شریعتی را نقد کرده است.

حسن یوسفی اشکوری. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...