کتاب «رویای بیداری» نوشته نسرین پرک توسط نشر ستاره‌ها به چاپ هفتم رسید.

به گزارش مهر، کتاب «رویای بیداری» نوشته نسرین پرک شامل خاطرات شفاهی زینب عارفی همسر شهید مدافع حرم مصطفی عارفی به‌تازگی توسط نشر ستاره‌ها به چاپ هفتم رسیده است.

این‌کتاب اولین عنوان از مجموعه «تاریخ زنان قهرمان/مدافعان حریم» است که این ناشر چاپ می‌کند و خاطرات مندرج در آن، در ۱۲ فصل گردآوری شده‌اند که عناوین‌شان به این‌ترتیب است: آشنایی در راه مدرسه، برای این لحظه خیلی انتظار کشیدم، لویزان، تو برای کارهای بهتری آفریده شدی، آواز جیرجیرک‌ها، تقارنی لذت‌بخش، ترسی موهوم، روزهای سخت در راه‌اند، جنون قیصری،‌ بهار فصل جدایی ما بود، باز همان خیابان بود. همان‌روشنی‌همان صدا، خواب‌های صادقه، رؤیای بیداری

راوی خاطرات، در این‌کتاب به بیان اتفاقات و حوادثی پرداخته که با آشنایی و ازدواجش با شهید مصطفی عارفی آغاز می‌شوند و تا مقطع شهادت وی ادامه پیدا می‌کنند؛ از مخالفت خانواده‌هایشان، ازدواج زودهنگام، بی‌پولی و شعارهای مذهبی داماد و ...

شهید مصطفی عارفی ۴ مرتبه به عراق و یک‌مرتبه به جبهه جنگ سوریه اعزام شد.

چاپ هفتم این‌کتاب با ۳۲۸ صفحه و قیمت ۲۵ هزار تومان عرضه شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...