تاریخ قم. کتابی در تاریخ قم از حسن بن محمدبن حسن قمی در سده چهارم. نام مؤلف در منابع به صورت‌های مختلف ذکر شده است. ابن طباطبا علوی اصفهانی مؤلف را ابوعلی حسن بن محمد بن حسن بن سائب بن مالک اشعری قمی و افندی اصفهانی حسن بن محمدبن حسین شانی / شیبانی نامیده است. مؤلف در چند جای کتاب، خود را حسن بن محمدبن حسن قمی (یا حسن بن محمد) معرفی می‌کند.

وی از بزرگان علمای امامیه و از معاصران شیخ صدوق و از راویان برادر او و چه بسا خود او بوده است. درباره شرح زندگی او اطلاعی در دست نیست و فقط بروکلمان تاریخ درگذشت او را 406 ذکر کرده است. جز این کتاب اثر دیگری از مؤلف موجود نیست ولی از مقدمه مؤلف برمی‌آید که وی دو مجموعه شعر از "جعفربن محمدبن علی عطار" برای "صاحب بن عباد" و "ابوالفضل بن عمید" تهیه کرده است.

"تاریخ قم" یا نام اصلی آن: کتاب قم در زمان صاحب بن عباد و به زبان عربی تألیف شده است. از آنجا که مؤلف در باب‌های یازده و سیزده تا پایان وقایع سال 378 را ذکر کرده، سال تألیف کتاب باید 378 یا 379 باشد. مؤلف سه انگیزه برای تألیف شمرده است که مهم‌ترین آنها فقدان کتابی درباره اخبار قم بوده است.

متن عربی "تاریخ قم" را "حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی" در 805 ـ806 به درخواست "ابراهیم بن محمودبن محمدبن علی صفی" به فارسی ترجمه کرد. ظاهرا از بعد از قرن نهم نشانه قاطعی از متن عربی یافته نشده است. مجلسی نیز اظهار داشته که تهیه اصل کتاب برایش ممکن نبوده و از ترجمه آن بهره برده است. با وجود این شواهدی حاکی از وجود متن عربی تا قرن چهاردهم است؛ به نوشته نوری، "سیداحمد حسینی عاملی" نواده محقق کرکی و مؤلف "منهاج الصفوی" نسخه عربی کتاب را در اختیار داشته است. "آقامحمدعلی بهبهانی" نیز در حاشیه بر "نقد الرجال" از اصل "تاریخ قم" استفاده کرده است. به گزارش "میرزاعلی اکبر فیض قمی" در تذکره شعرای قم نسخه‌ای از متن عربی "تاریخ قم" در دوره قاجاریه در اصفهان، کتابخانه "میرزا سیدمحمد شهشهانی" بوده است. همچنین امین عاملی از وجود نسخه‌ای از کتاب در کتابخانه حسینیه شوشتری‌ها در نجف خبر داده که نسبت به عربی یا ترجمه بودن آن شک داشته است. در حال حاضر نسخه عربی کتاب در دست نیست و فقط به ترجمه فارسی آن دسترسی داریم.

"تاریخ قم" در بیست باب و 51 فصل تألیف شده است، ولی ترجمه فارسی موجود فقط شامل پنج باب نخست این کتاب است و از سایر ابواب تنها از طریق فهرست مندرج در مقدمه مؤلف اطلاع داریم. با توجه به مطالب فهرست کتاب گویا باب پنجم نیز کامل نیست. نسخه کامل ترجمه "تاریخ قم" ظاهرا تا اواخر دوره صفویه در دست بوده و افندی اصفهانی نسخه‌ای از آن را در قم دیده است. همچنین نوری و محمدعلی بن حسین نسخه‌هایی شامل هشت باب از ترجمه این کتاب را در سده چهاردهم دیده‌اند. ترجمه دیگری از "تاریخ قم" وجود داشته که "سیداحمد حسینی عاملی" از آن نقل کرده است.

مؤلف در کتاب خود از منابع متعدد بهره برده و غالبا آنها را نام برده است "ابوبکر صولی حمزه اصفهانی"، "ابن فقیه همدانی"، "ابوعبیده معمربن مثنی" و "ابوعبدالله برقی" مؤلفانی هستند که وی به آثارشان ارجاع داده و در این میان بیش از همه کتاب بنیان (یا البلدان البلدان و المساحة) برقی، محل مراجعه و استناد او بوده است.  افزون بر این او شنیده‌های خود را از افراد مورد اعتماد و  بزرگی که خبری از اخبار شهر قم داشته‌اند و بویژه برادرش "ابوالقاسم علی بن محمد" حاکم قم و  برادر شیخ صدوق "حسین بن علی بن بابویه" روایت کرده است. گو اینکه در پاره‌ای از موارد هم بدون ذکر نام اشخاص و به صورت مبهم نقل نموده است. استناد او به مکتوبات و اسناد دیوانی نیز در سراسر کتاب مشهود است. همچنین مؤلف در مقدمه به کتابی «مشتمل بر مجموع اخبار قم به نزدیک مردی از عرب که به شهر قم متوطن بود» اشاره کرده و به نقل از راویان گفته که آن کتاب بر اثر ویرانی محل سکونت آن مرد در 238 از بین رفته است. از سعدبن عبدالله اشعری نیز به مناسبت ذکر «اخباری که در فضیلت قم آمده» چند حدیث روایت کرده است که به ظن قوی این احادیث را از کتاب "فضل القم و الکوفة" او اخذ کرده است.

بر پایه فهرست باب‌های بیست گانه "تاریخ قم" می‌توان گفت که در میان کتاب‌هایی که درباره شهرهای ایران از گذشته تا امروز تألیف شده و مانده است کمتر کتابی به این جامعیت وجود دارد. مؤلف در آغاز اشاره کرده که پیش از تألیف کتاب قم قصد تصنیف کتابی «مشتمل بر اخبار عرب اشعریه که به قم نزول کردند» و قم را «کوره» (استان) ساخته و برای آن بارو کشیده‌اند داشته است. هنگامی که کتاب قم را نوشته بر آن شده است که آن مطلب را نیز در همین کتاب درج کند به علاوه گزارشی از سادات آل ابوطالب را نیز که به قم آمدند بر آن بیفزاید. ازین رو کتاب قم افزون بر موضوع اصلی آن، حاوی چند باب و فصل مرتبط نیز هست. باب اول در هشت فصل است شامل نام‌گذاری شهر قم؛ شماره راه‌ها، دروازه‌ها، میدان‌ها، مسجدها و حمام‌ها؛ نخستین مسجد و منبر این شهر؛ شماره کاریزها، رودخانه‌ها، آسیاها، مزارع آتشکده‌های پیرامون شهر؛ رستاق‌هایی که به قم افزوده شده و فضیلت آن شهر.

باب دوم در پنج فصل است و موضوع آن مساحی‌های قم، آداب و رسوم، وضع و تاریخ خراج این شهر؛ نام‌های مزارع آن و احکام زمین‌هاست. باب سوم در دو فصل درباره مهاجران از آل ابوطالب به قم است که با تاریخچه‌ای از امیرمؤمنان علی و حضرت فاطمه و یازده امام (علیهم السلام) آغاز شده و سپس شاخه‌های مختلف آل ابوطالب که نسب‌شان به هر یک از امامان می‌رسد به ترتیب نام امامان شناسانده شده‌اند. ابن طباطبا علوی در "منتقلة الطالبیة" این باب از کتاب قم را مورد استفاده قرار داده است. موضوع باب چهارم مهاجرت اشعریان (از خاندان‌های مشهور عرب) به قم و آبه و چگونگی استقرار آنان در قم است که در پی تضییقات و آزارهای حجاج بن یوسف و کشته شدن محمدبن سایب اشعری به دست او روی داد. این باب دو فصل دارد و فصل اول باب پنجم به اسلام آوردن اشعریان در عهد رسول اکرم(ص) و بیان مفاخر آنان و مشارکت برخی از ایشان در قیام مختار و سرانجام مهاجرت‌شان از کوفه اختصاص یافته و فصل دوم آن به فتح تستر (شوشتر) به دست ابوموسی اشعری پرداخته است.

مهم‌ترین مطالب پانزده باب دیگر کتاب به استناد فهرست آن عبارت است از: ذکر قاضیان و والیان قم؛ کاتبان دیوان آغاز ورود اسلام به قم؛ «کوره» شدن قم؛ علمای قم از شیعه و سنی، ادیبان و فیلسوفان و مهندسان و نسخه‌پردازان و وراق‌های قم؛ شاعرانی که در مدح قم شعر سروده‌اند؛ یهودیان و زردشتیان قم و بالاخره عجایب این شهر.

نثر ترجمه ساده و روان و محکم است، گاه آثار ترجمه در آن به نظر می‌رسد و نمونه‌هایی از نثر سده ششم نیز در آن به چشم می‌خورد. برای مثال باء تأکید در جلو فعل نهی یا نفی و استفاده از کلمات مترادف (مانند حرب و جنگ). همچنین برخی اصطلاحات فارسی اصیل در کتاب به کار رفته که همچنان میان کشاورزان رایج است (مانند "گنگ" به معنای "تنبوشه سفالین" که در زیرزمین تعبیه می‌کردند تا آب در آن جریان پیدا کند. "وز" به معنای چوبی که با آن آب را قسمت می‌کردند. "قومش" معرب "کموش" به معنای چاه کن). از ویژگی‌های این کتاب دربرداشتن مطالب بسیاری درباره کشاورزی قم است که در منابع اصلی و قدیمی کمتر می‌توان بدان‌ها دست یافت. از جمله چگونگی مساحی نقاطی که نباید مساحت کرد، کیفیت تعیین خراج در هر چیز و چیزهایی که مشمول خراج نمی شده، نحوه تقسیم آب رودخانه و کاریز و چگونگی تهیه آب آشامیدنی.

همچنین "تاریخ قم" مفصل‌ترین و معتبرترین سند درباره وضع مالک و زارع در ایران آن روزگار به شمار می‌آید. مجلسی نیز این کتاب را معتبر دانسته است. با این همه کتاب خالی از اشتباه نیست که یا از خود مؤلف است و یا از مترجم و شاید نسخه‌نویسان وارد متن کرده‌اند. برای مثال در صفحه  211ـ 212  ابوالحسن حسین (یا علی )بن حسین بن حسین بن جعفر بن محمد بن اسماعیل بن جعفرصادق (علیه السلام) فرزندزاده امام حسن عسکری (علیه السلام) نوشته شده است. در حالی که او نواده عموی امام حسن عسکری بوده است. مورد دیگر موضوع اسارت "احوص بن سعدبن مالک" به دست "حجاج بن یوسف" پس از قیام "زید بن علی بن حسین" است که با توجه به اختلاف تاریخ فوت حجاج بن یوسف (95 یا 97) و قیام زید (118 یا 121) در زمان هشام بن عبدالملک احوص نمی‌توانسته اسیر حجاج بوده باشد. این احتمال می‌رود که در اصل یوسف بن عمر ثقفی از خویشاوندان حجاج بوده که زید را نیز او به قتل رساند.

متن موجود "تاریخ قم" را نخستین بار "جلال الدین طهرانی" از روی نسخه تحریر شده در 1001 در 1313ش در تهران منتشر کرد.

علی اصغر فقیهی. دانشنامه جهان اسلام

او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...
جامه ساده‌ای را که همانند جامه راننده‌اش بود می‌پوشید... روزی چهارده ساعت کار می‌کرد... استوار کردن مجلس و گرداندن آن به ستاد استوار انقلاب، پشتوانه پیروزی‌های آینده مردم ایران می‌شد... دانست که بی‌اصلاحات درونی پیروزی در کار نفت شدنی نیست... هر اصلاحی با منافع خصوصی عده‌ای که سالیان دراز با هرج و مرج و عنان گسیختگی و سوءاستفاده خو گرفته‌اند تماس پیدا می‌کند ...